شرح حال ابوتمام

اما زهدیات در شعر او بس اندک است و با همه قلت ، روحیات شاعر را در عین امانت منعکس     می کند. در زهدیات اوست که احساس عمیقش به زندگی و تأثیر شدیدش در برابر حالات دردناک روحی را تجلی می کند.

 

ابوتمام شاعر وصف

شعر وصفی ابوتمام چندان نیست که در خور توجه باشد ، بعضی از آن را در قصائد مستقل می یابیم که در دیوان او در باب وصف آمده است و بعضی را در دیگر ابواب شعر او بطور پراکنده و غالبا همراه با مدایح.

شعر وصفی ابوتمام به دو قسمت کلی تقسیم می شود: وصف طبیعت و وصف میدانهای نبرد.

در مورد نخستین می گوییم که طبیعت سخت مورد توجه او بود. در دیوان خود تابلوهای زیبا و گوناگونی از باغها ، گلها ، بهار ، باران و برف برجای نهاده است.

 شعر ابوتمام را در وصف طبیعت چند ویژگی است:

یکی دقت ملاحظه و جستجو در پنهانی ترین دقایق موصوفات.

اما در وصف میدانهای نبرد ، ابوتمام شهرت فراوانی دارد. از زیباترین قصائد او در این باب قصیده بائیه مشهور اوست در فتح عموریه. خلاصه آنکه از میان ابواب شعر ابوتمام وصف او مهمترین ارکان نبوغ او است ، از امتیازات او تخیل وسیع و خلاقیت شگرف است ، چنانکه جز به زبان تضاویر سخن نمی گوید نیز دقت و قدرت عجیب او بر ایجاد حیات و حرکت.

 

 

ابوتمام شاعر معانی:

ابوتمام از هوش سرشار برخوردار بود. می کوشید به عمق معانی برسد و حقیقت هر چیز را دریابد.

او در این گرایش مرهون وضع تعقل و تفکر زمان خود بود و در این عصر مقدار متنابهی از کتب فلسفه و منطق از یونانی به عربی ترجمه شده بود و او با شوق وافر به مطالعه و فراگرفتن آنها پرداخت و به چنان فرهنگی مجهز شد که دیگر شاعران عرب که پیش از او آمده بودند از آن بی خبر بودند.

کمتر اتفاق می افتد که ابوتمام به بیان یک معنی نوین بدان گونه که نخستین بار در ذهنش می آید اکتفا کند ، بلکه دست به تحلیل منطقی می زند تا آن را  چنانکه باید استوار و پابرجا و دور از هر تزلزلی قرار دهد.

 

هنر اسلوب ابوتمام

چنانکه گفتیم ابوتمام شاعری معنی گراست ، قوه عاقله او بر دیگر قوایش برتری دارد و عقل و تمام عناصر شعرش سخت در هم آمیخته است . بنابراین شعر او اندیشه ای عمیق است که به نیروی   صور خیالی از آن تعبیر می کند و شاعر از سرچشمه انفعالات نفسانی بر آن حیات و حرکت می ریزد.

پس در شعر ابوتمام همانند روحیاتش دو وجه متناقض یا سخت متفاوت به چشم می خورد . گاه آن را رها می کند تا از حیث افکار و صور و تعابیر در عمق رکاکت و پستی سقوط می کند و گاه      بدان سان که در معانی ، در جودت تعابیر هم سعی بلیغ می دارد.

شعر ابوتمام پر است از جناس و طباق و انواع استعاره و کنایه و مراعات النظیر و امثال آنها . او از میان همه صنایع بدیعی به طباق علاقه بیشتری داشت تا آنجا که گویی از ممیزات اساسی تفکر و تعبیر او شده است. همچنین شعر خود را در مجاز غرقه ساخته است ، تا آنجا که دیگر از مراعات تناسب ، میان مجاز و حقیقت غفلت می ورزد و در اسناد شیء به امر ناشناخته مبالغت می کند. همچنانکه اوصاف خود را با صور غریب و غیر مألوف آکنده می سازد ، تا آنجا که باید شعر ابوتمام را به تعقید و غرابت شناخت.

ابوتمام از آن شاعرانی نیست که خود را به زحمت می اندازند تا یک اندیشه غامض را نخست در ذهن خود ساده می کنند آنگاه به مردم عرضه می دارند ، او برعکس همواره خوانندگان و شنوندگان شعر خود را در حل این غموض به کار می کشد .

ناقدان در ارزشیابی شعر ابوتمام به راه های مختلف رفته اند و آراء متفاوت ابراز داشته اند تا آنجا که مردم نیز در این آراء با آنها سهیم شده اند ،  زیرا ابوتمام واقعی دارای شخصیت دوگانه است ولی آنچه هست این است که ابوتمام به خاطر افراط در صناعت آثار دلپذیر را که می توانست به ادب عربی ارزانی دارد چه اندک ارزانی داشته است.  او سرکرده کسانی است که علم و فرهنگ را به شعر داخل کرده اند و آن را تا آنجا فرا بردند که تنها ارباب عقول رفیعه از آن برخوردار می شدند  ، از سوی دیگر با زیبایی بیان وقدرت ایجاز و رجاحت عقل و سلامت ذوق ابیاتی بسیار را از اشعار خود به صورت ضرب المثل بر زبانها جاری ساخت.

 

 

 

 

 

 

منابع:

تاریخ ادبیات دوره اول عباسی ؛ مؤلف و مترجم : حنا الفاخوری

متون نظم و نثر دوره اول عباسی ؛ مؤلف و مترجم : الأب شیخو ؛ انتشارات دارالمشرق بیروت

استفاده از کتب درسی رشته زبان و ادبیات عرب

 

با همکاری خانم سیده خدیجه حسینی زاده دانشجوی زبان و ادبیات عربی

/ 0 نظر / 97 بازدید