اسم های مبنی

5- اسم موصولِ غیرتثنیه: مثل «رَبِّىَ الَّذى‏ یُحْیى‏ وَ یُمیتُ» و اگر تثنیه باشد معرب است‏، مثل «رَبَّنا اَرِنَا الَّذَیْنِ اَضَلاّنا».
6- هر کلمه‏اى که به جمله مابعدش نیازمند است و بدون آن معنا نمى‏دهد، مثل «اِذا»، «اِذْ»، «حَیْثُ» و «لَمّا» که واجبُ الاضافه به جمله هستند.
7- اسماء افعال: اسم‏هایى که در معنا، عمل و زمان از فعل نیابت مى‏کنند، مثل «هَیْهاتَ، اُفٍ‏ و آمینَ» اسماء افعال نامیده شده‏اند.
8- اسماء مرکبّه: مثل «اَحَدَ عَشَرَ» تا «تِسْعَةَ عَشَرَ» جز «اِثْنى‏ عَشَرَ» و «اِثْنَتى‏ عَشَرَ» هر دو جزء آنها مبنى است. بناى جزء اول به خاطر واقع شدن حرفِ آخر آن در وسط کلمه که محلّ اعراب نیست و بناى جزء دوم به خاطر در برداشتن واو.
9- اسم لای نفى جنس: در صورتى که مفرد باشد، مثل «لاتَثْریبَ عَلَیْکُمْ اَلْیَوْمَ».
10- منادا: مشروط به آن که مفردِ معرفه یا نکره مقصوده باشد، مثل «یا مَرْیَمُ اَنّى‏ لَکِ هذَا». که «مَرْیَمُ» مناداى مفردِ معرفه است و مثلِ «یا جِبالُ اَوِّبى‏ مَعَهُ» که «جِبالُ» مناداى نکره مقصوده است.
11- اسماء اصوات و کنایات: مثل «کَمْ، کَاَیِّنْ و کَذا» و «کَیْتْ» و «ذَیْتْ».
12- کلماتى هم چون «اِذْ، اَمْسِ، مُذْ، مُنْذُ، قَطُّ، عَوْضُ، اَلانَ، اَیّانَ، کَیْفَ، لَدُنْ، هُنا، ثَمَّ، اَنّى». و جهات شش گانه که عبارت‏اند از: «فوق، تحت، یمین، شمال، خلف و قُدّام» و هر کلمه‏اى که به معناى آن‏ها است، مثل «قَبْلُ، بَعْدُ، اَوَّلُ، وَراءُ، دُونَ، اَعْلى، اَسْفَلْ، اَمامَ، غَیْرُ، حَسْبُ و عَلُ» جهاتِ ستّ در یک حالت مبنى و در سه حالت معرب‏اند

/ 1 نظر / 70 بازدید
محبوبه

بسیار موجز و مفید بود. سپاسگزار[گل]