مقامات حریری

مقامه:

 

   در مقدمه درباره مقامه و معنای آن بحث نمودیم اما از آنجایی که سبک و بحث حریری از این مقامه ها بر می خیزد بهتر است بدانیم؛ مقامه در فرهنگ لغت به معنای موضع قیام، برخاستن و مجلس نیز آمده است و در ادب آن را داستان کوتاهی دانسته‌اند که حوادث آن در یک مجلس واحد دور می‌زند.

 

مقامه داستان کوتاهی است که بر اساس خواهندگی و گدایی بنا شده و در واقع سه رکن اصلی ذیل تشکی دهنده آن است:

 

1- راوی: همان کسی است که حوادث رخ داده در مجلس مقامه را ذکر می‌کند.

 

2- متکدی (بطل با قهرمان مقامه): که تمامی حوادث داستان حول او دور می‌زند و داستان در نهایت با پیروزی او در کلیه امور پایان می‌پذیرد.

 

3- ملحه (نکته یا گره و عقده): همان امری است که مقامه در خصوص آن شکل گرفته و تنظیم شده که البته این عقده و گره در مقامات گاه از امور غیر اخلاقی و گاه از مسایل اخلاقی سخن می‌گوید و مفید است. به این ترتیبمی‌توان گفت: ‌مقامه فن ادبی است همچون داستان کوتاه، که پیرامون یک قهرمان موهوم دور می‌زند و سرگذشت او را روایت می‌کند. قهرمان مقامه مردی است سخت حیله‌گر که تمام همتش محدود به اندکی رزقی است که از راه گدایی به دست می‌آورد؛ بنابراین موضوع داستان مقامه، گدایی، خدعه، حیله و فریب است.

 

  مقامه میدانی است برای نکته پردازی و نشان دادن مهارت و استادی در رهایی از تنگناهای زندگی از رههای گوناگون، و به نوعی خاص در نشان دادن قدرت لغوی و ادبی نویسنده آن. در اینجا برآئیم تابه بررسی اجمالی این فن ادبی در ادب عربی بپردازیم، از این رو این فن را از ابتدای پیدایش آن، مورد بررسی قرار دادیم. ضمن اینکه جهت معرفی دقیق این نوع ادبی، عناصر تشکیل دهنده آن را معرفی کرده و به تعریف اجمالی آن پرداخته‌ایم و در پایان ضمن معرفی مقامه نویسان برجسته، آثار آنان را نیز مورد نقد و بررسی کلی قرار داده و به مقایسه و موازنه بین این آثار پرداخته‌ایم و آنگاه ارزش ادبی و تاریخی مقامات  حریری را متذکر شده‌ایم.

 

  فن مقامه در ادبیات فارسی از حیث عناصر سازنده آن، نظیر همان چیزی است که در ادب عربی وجود دارد ومقامه نویسان برجسته‌ای چون بدیع‌الزمان همدانی و حریری که از بزرگان این فن در ادب عربی هستند یقینا ازمبرزین این رشته در ادب فارسی‌اند.

 

 

 

مخترع مقامات

 

  در اینکه مقامه نویسی از چه زمانی آغاز شده، میان مور خان و ادباء اختلاف نظر وجود دارد. حریری در مقدمهمقامات خود و قلقشندی در «صبح الاعشی» و برخی دیگر بدیع الزمان همدانی (357 ه 398 ه) را واضع فنمقامات دانسته‌اند. جرجی زیدان بر این باور است که بدیع الزمان مقامات خود را به شیوه رسائل امام لغویان،ابوالحسین احمد بن فارس (390 ه) نگاشته است.

 

  البته در این مورد که آیا بدیع الزمان واضع این فن است یا این درید (321 ه) میان اهل تحقیق اختلاف نظر، بیشتر است؛ به عنوان مثال این عبدریه، صاحب «العقدالفرید» و این قتیبه، ظهور مقامات را به دوره‌ای پیشتر از بدیع الزمان بر می‌گردانند و حصری معتقد است که چون بدیع الزمان مشاهده کرد که ابوبکر محمد بن الحسن بن درید الازدی، چهل حکایت غریب آورد و مدعی شده که آنها را از سرچشمه دل خویش استنباط کرده، و آنها را از الفاظ عجمی و نامأنوس بینباشته، به معارضه با او برخاست و چهل مقامه در گدایی به رشته تحریر در آورد.(1)

 

  می‌بینیم که اغلب ادبا، در اینکه بدیع الزمان همدانی واضع مقامات است یا نه، اختلاف دارند. آنچنان که معتقدند بدیع الزمان فن مقامات را از فن قصصی سابق اتخاذ کرده تا آنجا که دکتر زکی مبارک در کتاب قصد اثبات این مطلب را دارد که مقامات بدیع الزمان مشتق از « احادیث ابن درید» است.  ابن درید راوی و عالم و لغوی بود که به روایت احادیثی از اعراب و مردم شهرنشین توجه داشت. بی شک بین احادیث ابن درید و مقامات بدیع الزمان شباهتهایی قوی از حیث قصص و سجع وجود دارد اما تفاوتها را نیز نباید نادیده گرفت. آنچنان که از لحاظ صناعت، عقده (گره موجود در داستان)، وجود قهرمان (بطل) در مقامات و .... تفاوتهای چشمگیری بین این دو وجود دارد، اخبار مقامه در مورد تکدیگری و تمسخر عقول جماعات، همراه با اظهار توانمندی نویسنده در فنون علم و ادب است. البته این بدان معنی نیست که بدیع الزمان از احادیث ابن درید یا قصص و احادیث و اسماری که از عرب روایت شده، بی اطلاع بوده، بلکه بین آن احادیث و مقامات از حیث غایت و اسلوب تفاوتهایی فراوانی وجود دارد. اگر بدیع الزمان را نیز مخترع فن مقامات ندانیم باید بپذیریم که مقامات او قدیمی‌ترین چیزی است که از این فن جالب ادبی به دستمان رسیده است. بهتر است بگوییم فن مقامه نویسی بتدریج در روایت قصه‌ها و اخبار پدید آمده و فضیلت بدیع الزمان همدانی در این است که آن را تنظیم کرده و به شکل خاص فنی خود در آورده است که البته این شکل خاص را در حکایات ابن درید نمی‌بینیم؛ زیرا حکایات او اولاً مسجع نیستند و نیز پیرامون یک قهرمان واحد هم دور نمی‌زنند و از حیث صناعت لفظی و بیانی نیز به پایه و درجه مقامات بدیع الزمان نمی‌رسند، همچنین حاوی نوادر و اخبار نیستند و به وقایع زمان و اعلام تاریخی اشارتی ندارند و به اندازه مقامات بدیهی از حکم و امثال و نکات و لغات و آداب سرشار نیستند. (2)

 

  بدیع الزمان از حکایات ابن درید استفاده بسیار برده است. همچنین به شیوه‌های توسل و نثر مصنوع که به آرایش‌های لفظی، بخصوص سجع، اهمیت فراوان قائل شده‌اند،‌اهتمام شدید دارد. همچنین از اوضاع و احوال اجتماعی زمانش و از نوعی ادبیات که به «ادب حرمان»: «ادب محرومان» معروف شده، بهره فراوان برده است و مقامات خویش را اینگونه شکل داده است. مقامات او تصویری است از حرفه گدایی که در آن روزگاران در جامعه رواج داشته و از حیث اسلوب تابع ذوق ادبی شایع زمان است که سجع و محسنات بدیعی را می‌پسندیدند و نثر را با حکم و اشعار و امثال می‌آراستند.

 

 

 

خصایص مقامات

 

عناصر و ویژگی‌های مقامه را به ترتیب زیر می‌توان مورد بررسی قرار داد:

 

1- مجلس: باید حوادث مقامه در یک مجلس واحد اتفاق بیفتد طوری که حوادث، از آن محدوده خارج نشود.(حفظ وحدت مکانی در قصه).

 

2- روایتگر (راویه): در هر مقامه یک راوی وجود دارد که به نقل حوادث مقامه می‌پردازد.

 

3- متکدی (بطل یا قهرمان): هر مقامه یک قهرمان (بطل) دارد قهرمان مقامه شخصی است متکدی و غالباً خیالی، سخت حیله‌گر با زبانی فصیح و توانا در علم و دین و ادب شاعر و خطیب و متظاهر به تقوا اما ماجن و بدکردار در

/ 0 نظر / 112 بازدید