اقسام اعراب فعل

 دو تذکّر
۱) ممکن است کلمه «اَنْ یَعْفُونَ» در آیه «اِلّا اَنْ یَعفُونَ» مورد نقض قاعده مذکور شود به این که «یَعْفُونَ» بعد از «اَنْ» ناصبه واقع شده و نون از آن حذف نگردیده. جواب این است که «یَعْفُونَ» جمع مؤنّث است نه مذکّر و از فعلِ «عَفَوَ یَعْفُوُ» مشتق شده. پس واوش لام الفعل و نونش علامتِ جمع مؤنث است نه عوضِ رفع و فعلش مبنی است نه معرب و بر وزن «یَدْعُونَ» می‏باشد.
۲) گاهی نون از افعالِ خمسه بدون ناصب یا جازم حذف می‏شود و حذف مذکور، مخصوصِ ضرورت شعر است مثل:
اَبیتُ اَسْری‏ وَتَبیتی‏ تَدْلُکی‏
وَجْهَکِ بِالْعَنْبَرِ وَالْمِسْکِ الزَّکی‏
که در اصل تَبیتینَ» و «تَدْلُکینَ» بوده است.
ج) رفع به تقدیر ضمّه (اعراب تقدیری) نصب به فتحه (اعراب لفظی) و جزم به حذفِ لامُ الفعلِ کلمه. این اعراب، مخصوص فعل مضارعی است که ناقص واوی یا یائیِ مفرد است، البتّه مفردِ غیرمخاطبِ مؤنّث. حالت رفعی مثل «هُوَ یَغْزُو وَ یَرْمی‏» و نصبی مانند «اَنْتَ لَنْ تَغْزُوَ وَلَنْ تَرْمِیَ» و جزمی مثل «اَنَا لَمْ اَغْزُ وَلَمْ اَرْمِ» و از قرآن کریم ناقص یائی در حالت رفعی مثل «اِنَّها تَرْمی‏ بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ» فعل «تَرْمی‏» چون بدون ناصب و جازم است مرفوع به رفع تقدیری است و در اصل «تَرْمِیُ» بوده. ناقصِ واوی در حالت رفعی مثل «اِلَیْهِ اَدْعُوا وَاِلَیْهِ مَابِ» که چون بدون ناصب و جازم است مرفوع به رفع تقدیری است و در اصل «اَدْعُوُ» بوده ودر حالت نصبی مثل «لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ اَمْوالُهُمْ» که فتحه بر یاء ظاهر شده و در حالت جزمی مثل «وَلاتَدْعُ مَعَ اللَّهِ اِلهاً اخَرَ» که در اصل «تَدْعُوُ» بوده واو به جزمی حذف شده.
د) رفع به تقدیرِ ضمّه (اعراب تقدیری) نصب نیز به تقدیرِ فتحه (اعراب تقدیری) و جزم به حذفِ لام الفعل. این اعراب مخصوصِ فعل مضارع مفردِ ناقصِ اَلفی‏ است. البتّه منظور، مفرد غیرِ مخاطبِ مؤنّث است. به تفصیلی که در ذیل «ج» ذکر شد. مثل «هُوَ یَسْعی‏»، «اَنْتَ لاتَسْعی‏» و «نَحْنُ لَمْ نَسْعَ» و از قرآن کریم حالت رفعی، مثل «هُوَ یُدْعی‏ اِلَی الْاِسْلامِ»، «کُلُّ اُمَّهٍٔ تُدْعی‏ اِلی‏ کِتابِها»، «وَاَمّا مَنْ جائَکَ یَسْعی‏ وَهُوَ یَخْشی‏ فَاَنْتَ عَنْهُ تَلَهّی‏» که فعل‏های ناقص الفی چون ناصب و جازم ندارند مرفوعند و رفعِ آن‏ها به تقدیرِ ضمّه است. و حالت نصبی، مثل «وَلَنْ تَرْضی‏ عَنْکَ الْیَهُودُ وَلاَ النَّصاری» و حالت جزمی، مثل «وَلَمْ یَخْشَ اِلَّا اللَّهَ».
● عوامل رفع، نصب و جزم مضارع
بعد از آن که اقسام اعرابِ فعل مضارع بیان شد عوامل این اعراب نیز باید شناخته شود.
▪ عامل رفع
عاملِ رفع، معنوی است و آن مجرّد بودنِ فعل مضارع از عاملِ نصب و جزم است ولی عوامل نصب و جزم، لفظی است که به ترتیب بیان می‏شود.
▪ عوامل نصب
فعلِ مضارع را حروف «اَنْ، لَنْ، کَیْ واِذَنْ» نصب می‏دهند چنان که در جلد اوّل این کتاب ذکر گردید و اینک به مباحثی که آن جا نیامده می‏پردازیم.
۱) اَنْ
▪ «اَنْ» ناصبه دو علامت دارد:
الف) اول وقوع آن در ابتدای کلام مثل «اَنْ تَصُومُوا خَیْرٌ لَکُمْ» که فعل مضارع را به تأویل مصدر می‏برد پس تقدیرش، «صِیامُکُمْ خَیْرٌ لَکُمْ» است.
ب) دوم وقوع آن بعد از فعلی که بر غیریقین‏ دلالت کند، مثل «وَالَّذی‏ اَطْمَعُ اَنْ یَغْفِرَلی‏»، زیرا اگر کلمه قبل از «اَنْ» بر یقین دلالت کند، «اَنْ» ناصبه نیست بلکه مخفّف از ثقیله است و فعل بعدش مرفوع می‏شود نه منصوب، مثل «عَلِمَ اَنْ سَیَکُونُ» و اگر فعل قبل از «اَنْ» معنای گمان و ظنّ داشته باشد جایز است «اَنْ» ناصبه یا خفیفه باشد و در فعل بعدش نیز رفع و نصب جایز است‏، مثل «اَحَسِبَ‏ النّاسُ اَنْ یُتْرَکُوا» و ناصبه بودن ارجح است و به همین دلیل، اجماع قاریان، بر حذف نونِ «یُتْرَکُوا» است، تا ناصبه باشد. نه بر وجود نون، تا مخفّف از ثقیله باشد.

/ 0 نظر / 62 بازدید