*علم بیان* *فن بیان:* آگاهی از مجموعه اصول و قواعدی است که با آن راه و رسم ایراد مطلب واحد با عبارات متعدد شناخته می شود . *موضوع علم بیان:* تشبیه ، کنایه ، مجاز و استعاره است . *واضع علم بیان:* ابوعبیده ، صاحب مجاز القرآن ـ جاحظ ـ قدامة و ابو هلال عسکری و عبد القاهر جرجانی . * دلالت ، یعنی چه ؟ پی بردن به پیامی که یک لفظ یا نمادی رساننده آنست . * * 1ـ دلالت عقلی : یعنی پی بردن به چیزی به حکم عقل مثلاً از مصنوع به صانع . 2ـ دلالت طبعی : یعنی پی بردن به چیزی به حکم طبیعت . مثلاً از رنگ پریدگی به ترس . 3ـ دلالت وضعی : یعنی پی بردن به چیزی به حکم قرارداد : الف ) دلالت وضعی غیر لفظی : علائم رانندگی . ب ) دلالت وضعی لفظی : الفاظ و لغات در میان ملل مختلف . *انواع دلالت وضعی لفظی:* 1ـ استعمال لفظ در مقابل تمام معانی آن : رجل = انسان مذکر 2ـ لفظ در معنی قسمتی از موضوع له : یجعلون أصابعهم فی آذانهم ... ( منظور نوک انگشتان است . ) 3ـ لفظ ، معنی موضوع له ندارد . بلکه در معنی یکی از لوازم موضوع له بکار می رود : اسد = انسان شجاع *حقیقت*: یعنی کاربرد لفظ در معنی واقعی موضوع له . اسد = حیوان درنده *مجاز:* یعنی کاربرد لفظ در غیر معنی موضوع له . اسد = انسان شجاع بلیغ ترین سخنان به ترتیب ، عبارتند از کنایه ـ مجاز مرسل ـ استعاره ـ تشبیه *تشبیه * تشبیه یعنی همانند کردن چیزی به چیز دیگر در صفت یا صفاتی .دارای چهار رکن است ، که دو رکن آن اصلی و دو رکن فرعی است . *ارکان تشبیه : * 1ـ طرفین اصلی تشبیه : الف ) مشبه : لفظی است که آن را به چیزی مانند می کنیم . ب ) مشبه به : چیزی است که مشبه را به آن مانند می کنیم . 2ـ ارکان غیر اصلی: الف ) وجه شبه : صفت مشترک میان مشبه ومشبه به است که در مشبه به قوی تر است . ب ) ادات تشبیه :1ـ اسم : مِثل ، شبه ، نحو ، شبیه 2ـ فعل : یشبه ، یضارع 3ـ حرف : ک ، کأنّ مثال : ضَرَبَ الله مثلاً _کلمةً طیبةً_ _کَــــ_ـ_شجرة_ِ طیبةٍ _أصلُها ثابتٌ و فرعُها فی السّماء_ . مشبه ادات و مشبه به وجه شبه · تشبیه از جهات گوناگون تقسیماتی دارد : 1ـ تشبیه به اعتبار حسی و عقلی بودن طرفَین . الف ) هر دو حسی هستند . خلق الله الإنسان من صلصالٍ کالفخار . ب ) هر دو عقلی هستند . الجهلُ کالموت . ج ) یکی از مشبه یا مشبه به حسی است و دیگری عقلی است . الطّبیب السّوء کالموت ـ الحسدُ کالنّارِ یُحرِقُ الأعمال الصّالحات . 2ـ تشبیه به اعتبار مفرد و مرکب بودن طرفَین تشبیه : الف ) گاه هر دو طرف تشبیه مفرد هستند . العلمُ کالنّورِ . ب ) گاه هر دو طرف تشبیه مرکبند . کأنّ سهیلاً و النّجوم وراءهُ صفوفُ صلاةٍ قام فیها امامُها ج ) گاه یکی از مشبه یا مشبه به مفرد و دیگری مرکب است . جلیس الصّادق کالأخِ . ـ الکتاب کالمعلمِ الرؤوفِ . 3ـ تشبیه به اعتبار تعداد طرفین : الف ) تشبیه ملفوف : مشبه اول + مشبه دوم / مشبه به اول + مشبه به دوم شَعرُهُ و وجههُ و قدُهُ کلیلٍ و بدرٍ و سروٍ . ب ) تشبیه مفروق : مشبه اول + مشبه به اول / مشبه دوم + مشبه به دوم وجهُهُ کبدرٍ و قَدُّهُ کسروٍ ج ) تشبیه تسویه : چند مشبه + یک مشبه به شَعرُ الحبیبِ و حالی کلاهما کاللیالی د ) تشبیه جمع : یک مشبه + چند مشبه به قول الحق کالنّورِ یضئُ القلب و کالسّیفِ ... 4ـ تشبیه به اعتبار ادات تشبیه : الف) تشبیه مرسل : اگر ادات تشبیه حذف نباشد . العلم کالنّور ضیاءً . ب ) تشبیه مؤکد : اگر ادات تشبیه حذف باشد . العلم نورٌ ضیاءً . 5ـ تشبیه به اعتبار وجه شبه : الف) تشبیه مفصل : اگر وجه شبه حذف نشود . العلم کالنّور ضیاءً . ب ) تشبیه مجمل : اگر وجه شبه حذف شود . العلم کالنّور . ج ) تشبیه بلیغ : اگر ادات تشبیه و وجه شبه هر دو حذف شوند . العلم نورٌ . *تشبیه مؤکد + تشبیه مجمل = تشبیه بلیغ* *تشبیه مقلوب : برای مبالغه مشبه به را به مشبه مانند می کنند . فی طلعه البدر شئٌ من محاسنها وللقضیبِ نصیبٌ من تثنیها *تشبیه تمثیل : وجه شبه یک امر انتزاعی از مجموعه معانیی است که از صفات مشترک میان مشبه و مشبه به به دست می آید . مَثَلُ الذین ینفقون اموالهم کَمَثَلِ حبّةٍ انبتت سبعَ سنابل فی کلّ سنبلةٍ مئة حبةٍ . *تشبیه ضمنی : مصراع دوم در ظاهر مثلی مستقل است که به طور ضمنی و پنهان در حکم مشبه به است برای مصراع اول . فإن تفُقِ الأنام و أنتَ منهم فَإنّ المسک بعضُ دَمِ الغزالِ اغراض تشبیه : 1ـ بیان امکان مشبه و وجود آن: فَإن تَفُقِ الأنام و أنتَ منهم فَإنّ المسک بعض دم الغزال 2ـ بیان حال مشبه : إذا قامت لِحـــاجتها تثنت کأنّ عظامها من خیزران 3ـ بیان مقدار حال مشبه : کأنّ مِشیتها مِن بیت جارتِها مَرُّ السّحاب لا ریثٌ و لا عَجَلٌ 4ـ تقریر حال مشبه و تثبیت آن در ذهن شنونده : إنّ القلوب إذا تنافرَ ودُها مثل الزجاجة کسرها لا یجبرُ 5ـ تقبیه مشبه : و إذا اشارَ مُحَدّثاً فَکَأنّهُ قِردٌ یُقهقهُ أو عجوزٌ تَلطمُ 6ـ مدح مشبه : کانّک شمسٌ و الملوک کواکبٌ إذا طلعتَ لم یبدَ منهنّ کوکبٌ 7ـ استطراف مشبه : یعنی مشبه را امری عجیب نشان دهند. اُنظر الی الفحمِ فیهِ الجمرُ متَّقدٌ کأنّهُ بحرٌ مسکٍ موجُهُ الذهبُ