نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٧/٩/٢٥
زنان نیمی از جمعیت جوامع بشری را تشکیل می دهند، لذا همواره در طول تاریخ موردعنایت بوده اند، حتی امروزه هم زنانی در گوشه و کنار جهان پیدا می شوند که اداره ی امور جوامع خود را در اختیار دارند، این مسئله بدین معنی نیست که تمامی زنان بر خلاف دوران گذشته از منزلت والا و از حقوق مساوی با مردان برخوردار هستند. اما اگر اندکی دقت شود خواهیم دیدکه تفاوت زن امروزی بازن قدیم به قدری ناچیز است که از سوراخ یک سوزن می تواند رد شود. هرکسی اندک مطالعاتی در تاریخ اجتماعی اعراب داشته باشد، به این نکته پی خواهد برد که زن در دوره ی جاهلی از مقام و منزلت اجتماعی چندانی برخوردار نبود حتی آنان، دختران خود را نیز زنده به گور می کردند. باید گفت که این امر تنها اختصاص به اعراب نداشت، شبیه چنین رسمها و عاداتی در میان سایر اقوام نبز وجود داشت، به عنوان مثال چینیان نیز دختران خود را از بین می بردند و زنده به گور می کردند، هندوها به گونه ای دیگر با زنان رفتار می کردند و آن را موجودی پست می شمردند. در اروپای آن زمان یعنی در یونان و روم ، زن به عنوان حیوانی دراز مو و کوتاه فکر تلقی می شد، و در ایران نیز وضع بهتر از آن نبود هر چند که در برخی طبقات بالای جامعه حتی زنان به قدرت می رسیدند. محققان و ادیبان به اشعار قدیم عرب، عنوان "دیوان العرب" را اطلاق می کردند. دواوین شعری آنها در برگیرنده ی اطلاعات ارزشمندی از اجتماع، تاریخ و سایر اطلاعات از نحوه ی زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اعراب می باشند، و از طرفی به نظر می رسد که به عنوان مهمترین سند برای بررسی منزلت و تصویر زن در دوره های مختلف خواهد بود. زن در جامعه ی عرب در دوران جاهلی و حتی در دوره های بعد از اسلام نقش های متعددی را ایفا می کرد . او گاهی به عنوان مادر، وظیفه مراقبت و مواظبت از فرزندان را عهده دار بود، و گاهی به عنوان ماده ی شعری پرباری در اختیار شعرای مدح یا هجو قرار می گرفت تا بدین وسیله شعرا اشعار مدحی و هجوی خود را نثار آنان کنند. و زمانی در نقش همسر ظاهر می شد، وجود مرد عربی بسته به وجود زنش بود و بسیاری از تعابیر عاشقانه در فراق او بکار رفته است. گاهی وجود اختلاف بین زن و شوهرمنجر به طلاق و جدایی می شد، حتی برخی از این طلاق ها بسیار غیر منصفانه بوده است. در کنار همین همسر، احتمالاً مرد عربی با کنیزان نیز ازدواج می کرد، همین کنیزان تهدید کننده ی جایگاه زن اصلی خانواده بوده اند و چه بسا ازدواج خلفا با کنیزان باعث می شد که کنیزان در دستگاه حکومتی بسیار تعیین کننده باشند حتی گاهی فرزندانشان نیز به خلافت می رسید. دختران سمبل شرافت قبیله بودند و اعضای قبیله مراقب بودند که شرف آنها لکه دار نشود لذا در مورد دختران خود حساسیت های فراوانی به خرج می دادند،او به هیزم آتش عصبیت های قبیله ای بوده است. وضعیت دختران و زنان در مناطق شهری، محیط های بدوی و صحرا متفاوت بوده است. به عنوان مثال تجربه ی عاشقانه برای دختران بدوی و حتی پسران، مساوی با تمام محدودیت ها بود. گاهی در لابلای اشعار عربی ابیاتی پیدا می شود که زنان را متصف به برخی از سجایای اخلاقی چون تدین، طهارت،پاکی،عفت، شجاعت، عزت و غیره می کند که در اثر تعالیم اسلامی بدان دست یافته بودند و یا به عنوان میراث از دوران جاهلی به ارث برده بودند. ظواهر جسمانی و مادی زنان نیز به دوراز توجه شعرا نبود، آنها در کنار توصیف معنوی و بیان اخلاق عالی به توصیف مادی زنان نیزپرداختند و بسیاری از اعضای بدنش را توصف نمودند و بدین وسیله دستگاه تشبیهی خود را شکل دادند،رخسار، گونه ها، چشم، ابرو، دهان، دندان، زلف،و سایر اعضا و نیز سایر خصوصیات جسمانی مورد عنایت قرار گرفت و در خیال خود، محبوب و ممدوح خود رابرتراز « مشبه به » های خود در نظر گرفتند به عنوان مثال این آهوست که زیبایی های خود را از محبوبه به عاریت گرفته است و این همان بکارگیری تشبیه مقلوب می باشد که بیانگرمبالغه و اغراق است. در کنار توصیف جسمانی؛ آرایش، زیور، زینت، عطرها و لباس های او نیزمد ٌ نظر شاعران بوده است. زنان در نظرشعرا از گرانبهاترین و زیباترین لباسها یعنی ابریشم و حریر استفاده می کردند و این باعث افزایش زیبایی و جمال و ناز و عشوه ی آنان می شد. بسیاری از زیور آلات آنان از لولو مرجان و طلا و نقره بودکه در خلخال، گوشواره، گردنبند،دست بند و کمربند جواهر نشان بکار می رفت. آنچه که در خور توجه است این است که در شعر در موضاعات مختلف شعر به عنوان یک محور محسوب می شد. به عنوان مثال در شعرسیاسی نقش اساسی راایفا می کرد بدین ترتیب که گاهی نماد و یا سمبل بوده و گاهی تبیین کننده ی اصول و مبادی حزب بود و چون یک رزمنده، در حزب خوارج سلاح به کمر می بست و یا در شعر نقائض محور و هجو شعرا قرار می گرفت. شعرای عذری در پی گشودن دروازه های جدیدی بودند آنها باحس صادق و عمیق خویش به بسیاری از حدود غرورآمیزهنری و فنی دست یافتند.