نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٧/٩/٢٢

فعل با توجه به نوع حروف ریشه آن به دو قسم تقسیم می شود: صحیح و معتل.

 

تعریف:

* فعل صحیح فعلی است که در ریشه آن حرف عله وجود نداشته باشد.

* فعل معتل فعلی است که در ریشه آن حرف عله وجود داشته باشد.

------------------------------------------------------------------------------------

حروف عله عبارتند از: الف و واو و  یاء

توجه: در ریشه فعل معتل یکی از دو حرف عله (واو) و یا (یاء) می آید و الف را نمی توان در ریشه فعل یافت چون در واقع (الف) مقلوب یکی از آن دو حرف می باشد.

 


فعل صحیح خود سه قسم است: مهموز، مضاعف، سالم

 

 الف ) مهموز

تعریف:

فعلی است که یکی از حروف اصلی آن همزه می باشد.

 

- اقسام مهموز:

مهموز الفاء: فعلی است که فاء الفعلش همزه باشد. مانند: أمَرَ – أکَلَ.

مهموز العین: فعلی است که عین الفعلش همزه باشد. مانند: سألَ – کَئِبَ.

مهموز اللام: فعلی است که لام الفعلش همزه باشد. مانند: قَرأ – بَدَأ

 

--------------------------------------------------------------------------------------

اعلال همزه:

1- همزه ساکن: هرگاه همزه ساکن پس از همزه متحرک قرار گیرد، سه حالت رخ می دهد:

الف) بعد از همزه مضموم، قلب به واو می شود: أتَیَ ¬ (صیغه1 ماضی مجهول باب افعال): اُءْتِی ¬ اُوتی.

ب) بعد از همزه مفتوح، قلب به الف می شود: أمَنَ ¬ (صیغه1 ماضی باب افعال): أءْمَنَ ¬ آمَنَ.

ج) بعد از همزه مکسور قلب به یاء می شود: أمَنَ ¬ (بر وزن اِفعال): إءْمان ¬ إیمان.

2- همزه مفتوح بعد از همزه مضموم ومفتوح به واو تبدیل می شود. مانند: أویدِم که مصغّر آدم است و أوادِم که جمع آدم است.

3- همزه فعل مهموز الفاء در باب افتعال به تاء تبدیل می شود. مانند: أخَذَ ¬ (صیغه1 ماضی باب افتعال): إءْتَخَذَ ¬ إتَّخَذَ.

4- از افعالی نظیر أکَلَ، أخَذَ، أمَرَ، و ... همزه اصلی در صیغه امر بخاطر کثرت استعمال حذف می شود مانند: کُلْ، خُذْ، مُرْ به جای: أُوْکُلْ، أُوْخُذْ، أُوْمُرْ.

5- همزه در آخر کلمه بعد از (واو) و (یاء) ساکن، بهتر است به (واو) و (یاء) تبدیل شده سپس ادغام صورت گیرد مانند: وضوءٌ ¬ وضوٌّ / نبیءٌ ¬ نبیٌّ

(البته در کلماتی چون سُوْء، شَىْء بهتر است همزه به صورت خود باقی بماند).

6- در مضارع فعل رَأیَ همزه برای تخفیف حتماً باید حذف شود مانند: رأیَ ¬ یَرْأیُ ¬ یَری.

 

شیوه نگارش همزه :

1- در ابتدای کلمه، همزه به صورت الف نوشته می شود. مانند: أکلَ، أخذَ.

2- همزه ساکن در وسط کلمه متناسب با حرکت ماقبل نوشته می شود. (یعنی اگر ماقبل آن مضموم باشد، روی واو و اگر ما قبل آن مفتوح باشد، روی الف و اگر ما قبل آن مکسور باشد، روی یاء می نشیند) مانند: مُؤْمِن / رَأس / ذِئْب.

3- همزه متحرک که در وسط قرار گرفته و ما قبل آن هم متحرک است بصورت حرکت خود نوشته می شود. مانند: سَأَل / سئیم / لَؤُم.

4- همزه در آخر کلمه و بعد از حرف ساکن بصورت همزه تنها (ء) نوشته می شود. مانند: شَیْء، جُزْء اما پس از حرف متحرک، به شکل حرکت ما قبلش نوشته می شود مانند: قَرَأَ / صَدِئ / جَرُؤَ.

5-شیوه نگارش همزه در آخر کلمه بعد از الحاق تاء تأنیث:

الف) اگر قبل از همزه، حرف صحیح و ساکن باشد بصورت الف نوشته می شود مانند: نَشْأة.

ب) اگر قبل از همزه، متحرک باشد متجانس حرکت ماقبلش نوشته می شود مانند: فِئَة، لُؤْلُؤة.

ج) اگر قبل از همزه، حرف عله باشد، متجانس با آن حروف نوشته می شود: هَیئة، خَطیئة، قَراءة.

نکته: همزه دو گونه است: وصل و قطع.

 

تعریف:

* همزه وصل آنست که در ابتدای کلام تلفظ می شود ولی در وسط کلام تلفظ نمی شود (نوشته می شود اما خوانده نمی شود) مانند: یا تلمیذُ اجْلِسْ.

* همزه قطع آنست که در تمامی موارد تلفظ می شود. مانند: یا تلمیذُ أکْرِمْ صدیقَک.

 

نکات:

همزه همه اسمها به جز ( اسم، ابن، ابنة، اثنان، اثنتان، امرأة، أیْمُن، أیْمُ، اِسْت) همزه قطع می باشند.

* همزه فعل ثلاثی و رباعی قطعند و بقیه وصل هستند.

* همزه فعل مضارع قطع است.

* همزه فعل امر مخاطب، وصل است (به جز امر باب اِفعال که قطع است).

* همزه تمامی حروف بجز الف ولام قطع است.

2- فعل مضاعف

تعریف: فعلی است که دو حرف از حروف اصلی آن مانند هم (متجانس) باشند. مانند: مَدَدَ، مرَرَ

اقسام فعل مضاعف:

الف) فعل مضاعف ثلاثی: فعلی است که عین الفعل و لام الفعل آن هم جنس باشد مانند: شَدَدَ.

ب) فعل مضاعف رباعی: فعلی است که فاء الفعل با لام الفعل اول و عین الفعل با لام الفعل دوم متجانس باشند. مانند: زَلْزَلَ

شرایط ادغام فعل مضاعف:

الف) بهم متصل بودن دو حرف متجانس.

ب) ساکن بودن اولی و متحرک بودن دومی: مَدْدَ ¬ مَدَّ.

 

قواعد ادغام:

قواعد ادغام سه حالت دارد: در مواردی باید ادغام کرد (وجوب) و در مواردی نباید ادغام کرد (امتناع) و در مواردی می توان ادغام کرد (جواز).

الف) موارد وجوب ادغام:

1- ساکن بودن حرف اول متجانس و متحرک بودن حرف دوم. مانند: المُعلْلِم ¬ المعلّم

2- متحرک بودن هر دو حرف متجانس مشروط بر اینکه اولاً در یک کلمه باشند و ثانیاً اولی جایز التسکین باشد. مانند: مَرَرَ ¬ مَرْرَ ¬ مَرَّ.

ب) موارد امتناع ادغام:

1- زمانیکه حرف اول متحرک و حرکت آن لازم باشد. مانند: دَدَن.

2- وقتیکه فعل مضاعف به ضمیر رفع متصل شود. مانند: مَرَرْتُ.

3- در افعال تعجب با لفظ امر (برای رفع اشتباه از امر صحیح) مانند: أعْزِزْ بِعلیّ.

4- زمانی که حرف ثالثی به اولین حرف متجانس اضافه و در آن ادغام شود مانند: مُهَلِّل.

5- در صورتیکه به اصل ثلاثی به خاطر الحاق به رباعی حرفی اضافه شود. مانند: جَلْبَبَ.

6- درکلمات سماعی مانند: قَطَطَ، ذَبَب.

ج) موارد جواز ادغام:

در صیغه های 1و4و7و13و14 مضارع مجزوم و امر، بشرط اینکه حرف اول مدغم فیه نباشد مانند: لَمْ یَمْدُدْ ¬ لم یَمُدَّ / اُمْدُدْ ¬ مُدَّ.

 

نکات:

* در پنج صیغه اول فعل ماضی، ادغام واجب است و در بقیه صیغه ها ادغام ممتنع می باشد.

* در 2 صیغه 6و12 فعل مضارع، ادغام ممتنع و در بقیه واجب است.

* در صیغه های 1و4و7و13و14 فعل امر، ادغام جایز است و در صیغه های 6و12 ممتنع و در بقیه صیغه ها واجب است.

* افعال مضاعفی که مضارع آنها بر وزن (یَفْعُلُ) است، امر، نهی و جحد آنها را به سه صورت می توان خواند. مانند: مُدَّ – یمُدُّ ¬ مُدَّ یا مُدِّ یا مُدُّ

* اگر مضارع فعل مضاعف بر وزن (یَفْعَلُ) باشد، امر، نهی و جحد آنرا فقط به دو صورت مفتوح و مکسور باید خواند: فَرَّ – یَفِرُّ ¬ فِرِّ یا فِرَّ.

3- فعل سالم:

تعریف: فعلی است که در حروف اصلی آن، همزه یا دو حرف هم جنس و حرف عله نباشد. مانند: دخلَ، ذهبَ، جلسَ ...