نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٧/٩/٢۱

علم نحو از بررسى اعراب آخر کلمه و نقش کلمه در جمله بحث مى کند.

 

 

مرفوعات 9 قسم منصوبات 14 قسم

اعراب و نقش مجرورات 2 قسم

توابـع 5 قسم

معرب اسمى است که حرکت آخرش با توجّه به عامل پیش از آن تغییر مى کند. مانند: جاء زیدٌ، رایتُ زیداً، سلّمت على زید.

مبنى اسمى است که همواره حرکت آخرش ثابت است و به چهار قسم: مبنى بر ضم، مبنى بر فتح، مبنى بر کسر و مبنى بر سکون است.

«جمله فعلیّه» با فعل شروع مى شود و دو رکن اصلى آن «فعل و فاعل» یا «فعل و نائب فاعل» است.

فاعل همیشه بعد از فعل و به یکى از شکل هاى زیر مى آید.

 

1ـ اسم ظاهر

2ـ ضمیر بارز

3ـ ضمیر مستتر

4ـ مصدرمؤوّل

 

خَلَقَ اللهُ

السّمواتِ والأرضَ

 

أقیموا

الصّلاة

 

اُؤمُرْ

بالمعروف

 

یسّرنى أنْ

یقرأ القرانَ

 

نکته: اگر فاعل ظاهر باشد فعل همیشه مفرد است، اگر چه فاعلش مثنّى یا جمع باشد. مثل: کتب طالبان، و در مذکّر و مؤنّث فعل با فاعلش مطابقت مى کند. مثل: کتبتْ طالبتانِ

نکته: نائب فاعل نیز مرفوع است و احکامش مانند فاعل است جز اینکه بعد از فعلِ مجهول مى آید.

 

 

اقسام مفعول

 

مفعول به

 

مفعول مطلق

 

مفعول له

 

مفعول فیه

 

مفعول معه

 

 

1ـ مفعول به:

اسمى است منصوب که دلالت مى کند بر چیزى که فعل بر آن واقع شده است. مثل: بنى إبراهیمُ البیتَ.

 

1ـ اسم ظاهر:

نَصَرَ علىٌّ محمّداً

 

اقسام مفعول به

 

2ـ ضمیر بارز:

نَصَر تُکَ

 

3ـ مصدر مُؤوّل:

عرفتُ اَنّکَ قادمٌ (قدومَک)

 

2ـ مفعول مطلق:

مصدرى است منصوب از لفظ فعل که براى تأکید، بیان نوع و یا عدد فعل مى آید و بر سه قسم است:

1ـ تأکیدى مانند: کَلَّمَ اللّه موسى تکلیماً

2ـ نوعى مانند: صبرتُ صبراً جمیلا

3ـ عددى مانند: دقّت السّاعةُ دقتین.

 

3ـ مفعول له (لاَِجله):

مصدرى است منصوب که علت وقوع فعل را بیان مى کند. مثل: أنفقتُ مالى قربةً الى اللّه.

 

4ـ مفعول فیه:

اسمى است منصوب که براى بیان زمان یا مکان فعل ذکر مى شود. مانند: صَلّیتُ یومَ الجمعةِ خلفَ الإمامِ.

 

5 ـ مفعول معه:

اسمى است منصوب که بعد از «واو معیّت» به معنى «با» ذکر مى شود. مانند: سافرتُ و محمّداً.