نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٧/٩/۱٧

نازک‌الملائکه، شاعره عراقی حیات شعری خود را با شعر بلند «مرگ و انسان» آغاز کرد. شعری که کوشید در آن صورت شعری محتوم بودن رویارویی انسان با مرگ را به تصویر بکشد و اکنون خود را با همان مسئله «مرگ و انسان» روبه‌روست. نازک الملائکه در خانواده فرهیخته و ادیب شیعی در سال م 1923/ 1341 ق در عراق به دنیا آمد. پدرش به شعر و زبان عربی عشق می‌ورزید و مادرش سلمی عبدالرزاق شیفته شعر عاشقانه بود و دفتر شعری با عنوان انشودة المجد (سرود سرافرازی) از او به طبع رسیده است. نازک کودکی گندمگون، لاغراندام با چشم و گیسی مشکین و از همان اوان کودکی، فردی جدی، باوقار، علاقه‌مند به مطالعه و بسیار شکیبا بود. دختری منزوی و خجالتی که نشانه‌های رومانتیسم، خیال‌پردازی و شاعرانگی در کلاس چهارم به وضوح در او آشکار گردید و این خبر به زودی در شهر پچیید. نازک در آن لحظه، سرنوشت‌ساز که خواست شعر زیبایش را در حالیکه اشک در چشمانش حلقه زده بود بخواند، خجالت امانش نداد و فرار کرد. وی پس از آموزش متوسطه در رشته ادبیات عرب در دانش‌سرای عالی بغداد به تحصیل مشغول شد و پس از اتمام تحصیلات خود در این مقطع، برای ادامه تحصیل راهی ایالات متحده آمریکا شد و در رشته زبان انگلیسی و ادبیات تطبیقی در دانشگاه پرینستون درس خواند. دوران تحصیل وی در آمریکا موجب شد که وی با ادبیات جهانی آشنا شود و همین مسأله بعدها از عوامل تأثیرگذار در شعرش شد. نازک پس از بازگشت از آمریکا در سال 1957 در دانشکده تربیت معلم بغداد به تدریس مشغول شد اما برای اقامت دو ساله در بیروت، عراق را ترک کرد پس از آن برای بار سوم به عراق بازگشت و در دانشگاه بصره و موصل، مدرس زبان و ادبیات عرب شد.


د این شاعره فقیه عراقی سپس برای تدریس به دانشگاه کویت رفت نازک از 1990 تا زمان مرگش در قاهره در عزلت به سر برد.


نازک از حیث اندیشه سیاسی ناسیونالیست مشرب بود و از نظر شعر رمانتیسیت به شمار می‌آمد. دکتر شفیعی کدکنی درباره شعر نازک، معتقد است که شعر او، شعری رقیق و تا حد زیادی رمانتیک است. آن درشتی و برندگی که در شعر بدر شاکر اسیاب و عبدالوهاب البیاتی دیده می‌شود و شعر او وجود ندارد. شعرش روشن و دور از هرگونه غموضی است.


وی درباره عوامل تأثیرگذار در شعر نازک، بر این باور است که علاوه بر پرورش تقریباً بورژوایی و روح زنانه عامل دیگری هم در تقویت این روح رمانتیک تأثیر داشته و آن شیفتگی شاعره به آثار رمانتیک‌های انگلیسی از قبیل شلی و لیتکس است که نه تنها تأثیر آنها را پذیرفته بلکه بسیاری از شعرهای آنان را ترجمه شعری کرده است.


نازک در شعر «انا» می‌گوید:


 اللیل یسأل من انا/ انا سره الفلق العمیق الاسود/ انا صمته المتمرد/قنعت کنهی بالسکون/ولففت قلبی بالظنون/و بقیت ساهمه منا/ ارنو و تسألنی القرون// انا من اکون؟/ والریح تسال من انا/ انا روحها الحیران انکرنی الزمان/ انا مثلها فی لامکان/بنقی نسیر ولا انتهاء/نبقی نمرولابقاء/ فاذا بلغنا المنحنی/ خلنا خاتمه الشقاء/ فاذافضاء…


شب می‌پرسد که من کیستم/ راز اویم سیاه و مضطرب و ژرف/ سکوت سرکش اویم/ کنه خویش را در نقاب خاموش نهفته‌ام/ و قلب خود را در گمانیها پیچیده‌ام/ و اینجا با وقار ایستاده‌ام/ نگاه دوخته‌ام/ فزون از من می‌پرسند که من کیستم/ باد می‌پرسد که کیستم من/ روح سرگشته اویم که زمان به انکار من برخاسته است من همانند او در لامکانم/ می‌مانیم و می‌رویم و پایانی نیست/ می‌مانیم و می‌گذریم و بقایی نیست/ وقتی به خم راه رسیدیم چنان می‌پنداریم که به پایان رنج رسیده‌ایم و آنگاه به تهی رسیده‌ایم.


زن و غم جزئی از ذات شعری نازک است و این مسأله حتی از عناوین دفترهای شعشر او نیز پیداست. نازک بعد از گسترش امواج شعر نو، بر این باور بود که مسیر شعر نو دچار انحراف شده بدین دلیل تردیدی در هشدار و اخطار دادن نسبت به مسیر شعر آزاد به خود راه نداد شاید از همین رو بود که به رغم آثار پربارش در شعر، در اوایل دهه هفتاد از شعر گفتن دست شصت و به نوشتن در مسایل سیاسی روی آورد.