تاملی بر ادب عرب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/٢/٤

نگاره های مقامات حریری

 

کتاب مقامات حریری از کتب مشهوری است که به دست نگارگران مکتب عراق مصور شده است و داستان اعمال و فعالیت های دو شخصیت خیالی به نامهای حارث بن همام و ابوزید سروجی را شرح می دهد.

واژه مقامه در لغت به معنی مجلس و جماعت حاضر در مجلس و نیز سخن راندن است و از «قیام» سخنور در میان جمع گرفته شده است و در اصطلاح ادبی، نوع خاصی از داستانهای کوتاه است با نثرِی مسجع ، که برای نخستین بار در قرن چهارم هجری به ابتکار بدیع الزمان همدانی در ادبیات عربی پدیدار شد. معروفترین مقامه نویس عرب، حریری است که مقاماتش متن درسی شد و شرح ها و حاشیه ها بر آن نگاشتند.

 

کتابخانه عمومی در بصره - اثر یحیی بن واسطی - نسخه 1237 میلادی- کتابخانه ملی پاریس

 

این کتاب مشتمل بر پنجاه مقامه است و بین سالهای495 تا 504 هجری قمری به زبان عربی نوشته شده اند. هرچند انتظار نمی رفت که چنین کتابی، با اسلوب ادبی و دارا بودن اطلاعات بسیار، بتواند محبوبیت همگانی کلیله و دمنه را به دست آورد اما بی درنگ پس از اتمام آن در قرن ششم هجری، به عنوان نمونه فصاحت و رسایی، شهرت وسیعی یافت. با آنکه مؤلف آن، حریری، مسلمانی معتقد و پرهیزگار بود، کتاب او نزد دانش آموختگان مسیحی که با زبان عربی آشنا بودند به همان اندازه مسلمانان محبوبیت یافت و قهرمان آن، ابوزید، که با تیزهوشی و حیله گری هایش روزی خود را از چنگ و دندان درندگان شهرها می ربود، عامه مردم را مجذوب و دلباخته خود می ساخت.

حریری در دیباچه مقامات خویش می نویسد: پنجاه مقامه پرداخته ام مشتمل بر گفتارهای استوار و سخن های هزل گونه و الفاظ گوش نواز و دلپذیر و واژگان درخشان و لطیفه های نمکین و بی مانند، و آن را با آیات و نیکوترین کنایات آراستم و گوهرهایی از امثال عرب و لطایف ادب و لغزهای دستوری و احکام لغوی و نامه های بدیع و خطبه های شگفتی آفرین و پندهای گریه انگیز و شوخی های سرگرم کننده بر آن نشاندم و همه این ها را بر زبان ابوزید سروجی جاری کردم و روایت آن را به حارث بن همام بصری نسبت دادم.

در مقامه نخست، حارث بن همام راوی مقامه ها با ابوزید آشنا می شود و معارفه ای بین آنها صورت می گیرد. در مقامه های دیگر ابوزید با حیله های تازه و چهره های گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر می شود و شگفت آنکه هربار نیز حارث سرانجام او را باز می شناسد. چهل و هشت مقامه نخستین، شرح ماجراهای ابوزید است و شیوه های ترفندش در تکدی و مال اندوزی. مقامه چهل و نهم تصویری است از اواخر عمر ابوزید و وصایای اوست به فرزندش که جز تکدی پیشه ای برنگزیند و شیوه های او را بیاموزد. سرانجام در آخرین مقامه، ابوزید نادم از کرده های گذشته به سوی خدا باز می گردد، پشمینه می پوشد و خلوت می گزیند و به عبادت و نماز و ذکر می پردازد. حارث او را در این حال می یابد، روز و شبی را با وی می گذارند و سپس او را به حال خویش رها می کند و مقامات پایان می یابد.

از کتاب مقامات حریری ده نسخه مصور به دست ما رسیده است که یک نسخه در کتابخانه لنینگراد، یکی در کتابخانه ملی وین، سه نسخه در کتابخانه ملی پاریس، سه نسخه در موزه بریتانیا، یک نسخه در استانبول و نسخه دهم در کتابخانه بودلی اکسفورد نگهداری می شود.

اهمیت ویژه نگاره های مقامات حریری در این است که ما را با سبک زندگی جامعه عرب آن روزگار آشنا می سازد. این شناخت حوزه های مختلفی را در بر می گیرد که در زیر به بررسی آنها می پردازم.

- شناخت جامعه و روابط انسانی : شخصیت های مقامات حریری در موقعیت های متنوعی ترسیم شده اند. در این نگاره ها ما انسان هایی را می بینیم که گاه شاد و خوشحال در جشن عروسی یا مجلس بزمی شرکت کرده و خوشگذرانی می کنند و گاه بر بالای پیکر مرده ای به زاری می پردازند. زمانی خشمگینانه با هم نزاع می کنند و به هم می پرند و زمانی دیگر جامه احرام بر تن کرده و عازم سفر حج می شوند. این نگاره ها تصاویری واقع گرایانه از صحنه های زندگی روزمره مردمان آن زمان را در اختیار ما قرار می دهند و از این حیث ارزش فراوانی دارند. در برخی موارد، گاه به نکته جالبی همچون نحوه پوشش زنان در آن دوره نیز بر می خوریم.

شناخت طبقات اجتماعی : شخصیت های حاضر در نگاره ها موقعیت اجتماعی خاصی دارند. قاضی دادگاه، امام جماعت، والی، طبیب، ناخدا، غلام و گدا هر یک به طبقه اجتماعی خاصی تعلق دارند و نوع پوشش، رفتار و طرز نشستن آنها متفاوت از دیگری است.

- شناخت محیط و جغرافیا : قهرمانان مقامات حریری از شهری به شهر دیگر سفر می کنند و داستان هر بار در جغرافیای خاصی روی می دهد. در جریان این سفرها و همراه با قهرمانان داستان با مساجدی در سمرقند، تفلیس، تنیس و مغرب ، گورستانی در ساوه، کتابخانه ای در بصره، مکتب خانه ای در حمص ، خیمه ای در اهواز و ... آشنا می شویم. این محیط ها منطبق با واقعیات زمان ترسیم شده اند و اطلاعات مفیدی را پیرامون روابط حاکم بر هر یک از این محیط ها و ویژگی های معمارانه آنها به ما منتقل می سازند.

- شناخت ابزار و وسایل: در بسیاری از نگاره ها، بنا به ضرورت، ابزار و وسایل مورد استفاده در آن دوره ترسیم شده اند. از یک کشتی بزرگ با جزئیاتش گرفته تا تیغ ها و نشترهای حجامت، منبر مسجد، ظروف متنوع، قندیل های آویخته به سقف و سازهای موسیقی، همه و همه در این تصاویر به چشم می خورند.

در کتاب نگارگری اسلامی اثر ثروت عکاشه، فصل کاملی به معرفی نسخه های مصور مقامات حریری اختصاص یافته است و توضیحاتی در خصوص برخی نگاره ها ارائه شده است. در زیر، تعدادی از نگاره ها را که در این کتاب اشاره ای به آنها نشده ارائه می دهم و به شرح مختصری پیرامون هر یک می پردازم. لازم به توضیح هست که این نگاره ها مربوط به نسخه سال 1222 میلادی هستند که در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود.

 

 

مقامه چهارم : در راه سفر به دمیاط، شب هنگام کاروان برای استراحت باز می ایستد. حارث نجوای دو تن را می شود که درباره شیوه رفتار با دوست و همسایه سخن می گویند. حارث کنجکاو می شود تا صاحب سخنان را بشناسد. با روشن شدن هوا در می یابد که آنها ابوزید و پسرش هستند. در این نگاره، موقعیت زمانی به شیوه جالبی نشان داده شده است. فضایی هلالی شکل به رنگ آبی تیره نشان از آسمان شب دارد که قرص کامل ماه و ستاره ها در آن می درخشند. همین شیوه بازنمایی شب، در نگاره ای دیگر مربوط به مقامه چهل و چهارم به کار گرفته شده است.ابوزید در سمت چپ تصویر در حال گفتگو با فرزندش دیده می شود. فضای صحنه با طراوت است و زمین با سبزه پوشیده شده است. دو درخت میوه دار در این نگاره به چشم می خورد که به سبک نگاره های الادویة المفردة تصویر شده اند.

مقامه بیست و ششم : حارث در اهواز، خسته از سفر در حالی که وضع مالی خوبی نداشته به خیمه ای می رسد که غلامانی نیکو در اطراف آن در رفت و آمد بودند. درون خیمه پیری با جامه ای فاخر در حالیکه در اطرافش ظرفهای میوه دست چین قرار داشتند، نشسته بود. حارث با وی سخن می گوید و از پاسخ او در می یابد که پیر همان ابوزید است. از او می خواهد که داستان مالداری خویش را برای وی باز گوید. در این نگاره خیمه ای عربی به چشم می خورد که حارث در حال ورود به آن تصویر شده است. ابوزید درون خیمه نشسته و اطرافش را غلامانی در بر گرفته اند. پشت سر وی دو ظرف طلایی میوه قرار دارند و همه اینها از تمکن وی خبر می دهند. چین و شکن های پارچه مرغوب خیمه ، تأثیرات هنر بیزانسی را نشان می دهند.

 

مقامه بیست و هشتم : حارث به سمرقند سفر می کند و صبح آدینه به آنجا می رسد، به گرمابه رفته و گرد و غبار سفر را از تن می زداید و برای انجام فریضه نماز آدینه به مسجد جامع شهر می رود. امام جماعت وارد می شود و بر بالای منبر می رود و سخنانی فصیح در مذمت دنیا و یادآوری مرگ بر زبان می راند و سپس نماز را ادا می کند. حارث در پایان نماز در می یابد که امام کسی نیست جز ابوزید. حارث به خانه ابوزید می رود و می بیند که ابوزید شراب می نوشد. حارث او را به خاطر این کار نکوهش می کند. در این نگاره ما با فضای یک مسجد قرن هفتمی آشنا می شویم. منبر چوبی با تزئینات هندسی در جانب محراب قرار گرفته است. محراب جناغی شکل است و با نواری از جوانه های در هم تنیده از سایر بخشهای بنا متمایز شده است. قندیلهای طلایی رنگ یه سقف مسجد آویخته شده اند. ابوزید بر بالای منبر در جامه ای که بی شباهت به لباس اسقفان نیست تصویر شده است. حارث مطابق متن کتاب در جایی نزدیک منبر نشسته تا بتواند خطبه را بشنود و حاضرین نیز با دقت به سخنان خطیب گوش می دهند.

مقامه چهل و هفتم : حارث در شهر حجم الیمامه تصمیم می گیرد حجامت کند. نشان از پیری حجامتگر به او می دهند. به نزد وی می رود و او را در حال نزاع با غلامی می بیند که پولی در بساط ندارد و مصرانه از پیر در خواست می کند وی را حجامت کند. در جریان نزاع، آستین غلام پاره می شود و این موضوع او را به گریه می اندازد. از پیر می خواهد زیان وارد آمده را برطرف سازد. اما پیر عنوان می کند پولی ندارد و از جماعت حاضر در صحنه کمک می خواهد. پول زیادی جمع می شود و آن دو، پول را بین خودشان تقسیم می کنند. در پایان حارث از پیر درخواست می کند که وی را حجامت نماید. پیر نزدیک حارث آمده و خود را معرفی می کند. حارث در می یابد که پیر و غلام کسی نیستند جز ابوزید و پسرش. در این نگاره، ابوزید در نقش پیر حجامتگر بر روی تخت کوتاهی نشسته و پشت سر وی جعبه ای چوبی به چشم می خورد که تیغ ها، نشترها و سایر وسایل جراحی در آن چیده شده اند. غلام سیه چرده در جامه ای قرمز رنگ تصویر شده و با ناراحتی و عصبانیت پیر را ترک می کند. پارگی لباس او به وضوح در تصویر دیده می شود. حارث با ریشی خرمایی رنگ در پشت سر غلام ایستاده و به بالا خیره شده است.

 

مقدمه

   کتاب «مقامات حریری» از کتب مشهوری است که داستان اعمال و فعالیت های دو شخصیت خیالی به نامهای حارث بن همام و ابوزید سروجی را شرح می دهد.

   واژه «مقامه» در لغت به معنای «مجلس» و «جماعت حاضر در مجلس» و نیز «سخن راندن» است و از «قیام» سخنور در میان جمع گرفته شده است و در اصطلاح ادبی، نوع خاصی از داستان های کوتاه با نثرِی مسجع است که برای نخستین بار در قرن چهارم هجری به ابتکار بدیع الزمان همدانی در ادبیات عربی پدیدار شد.

حریری از معروفترین مقامه نویسهای عرب است که مقاماتش متن درسی شد و حاشیه ها بر آن نگاشتند.

   این کتاب بین سال های 495 تا 504 هجری قمری به زبان عربی نوشته شده اند؛ اگر چه انتظار نمی رفت که چنین کتابی، با اسلوب ادبی و داشتن اطلاعات بسیار، بتواند محبوبیت همگانی کلیله و دمنه را به دست آورد؛ اما بی درنگ پس از اتمام آن در قرن ششم هجری، به صورت نمونه فصاحت و رسایی، بسیار مشهور شد.

  با آنکه مؤلف آن، حریری، مسلمانی معتقد و پرهیزگار بود، کتاب او نزد دانش آموختگان مسیحی که با زبان عربی آشنا بود، به همان اندازه نزد مسلمانان محبوبیت یافت و قهرمان آن، «ابوزید» - که با تیزهوشی و حیله گری هایش روزی خود را از چنگ و دندان درندگان شهرها می ربود - عامه مردم را مجذوب و دلباخته خود می کرد.

  حریری در دیباچه مقامات خویش می نویسد: پنجاه مقامه پرداخته ام مشتمل بر گفتارهای استوار و سخن های هزل گونه و الفاظ گوشنواز و دلپذیر و واژگان درخشان و لطیفه های نمکین و بی مانند؛ و آن را با آیات و نیکوترین کنایات آراستم و گوهرهایی از امثال عرب و لطایف ادب و لغزهای دستوری و احکام لغوی و نامه های بدیع و خطبه های شگفتی آفرین و پندهای گریه انگیز و شوخی های سرگرم کننده بر آن نشاندم و همه اینها را بر زبان «ابوزید سروجی» جاری کردم و روایت آن را به «حارث بن همام بصری» نسبت دادم.

در مقامه نخست، حارث بن همام، راوی مقامه ها با ابوزید آشنا می شود و معارفه ای بین آنها صورت می گیرد.

  در مقامه های دیگر ابوزید با حیله های تازه و چهره های گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر می شود و شگفت آنکه هر بار نیز حارث سرانجام او را باز می شناسد.

چهل و هشت مقامه نخستین، شرح ماجراهای ابوزید است و شیوه های ترفندش در تکدی و مال اندوزی.

مقامه 49 تصویری از اواخر عمر ابوزید و وصایای او به فرزندش هست که جز تکدی پیشه ای برنگزیند و شیوه های او را بیاموزد.

سرانجام در آخرین مقامه، ابوزید نادم از کرده های گذشته به سوی خدا بازمی گردد، پشمینه می پوشد و خلوت می گزیند و به عبادت و نماز و ذکر می پردازد.

حارث او را در این حال می یابد، روز و شبی را با وی می گذارند و سپس، او را به حال خویش رها می کند و مقامات، پایان می یابد.

  از کتاب مقامات حریری، ده نسخه  مصور هست که یک نسخه در کتابخانه «لنینگراد»، یکی در کتابخانه ملی «وین»، سه نسخه در کتابخانه ملی «پاریس»، سه نسخه در «موزه بریتانیا»، یک نسخه در «استانبول» و نسخه دهم در کتابخانه «بودلی اکسفورد» نگهداری می شود.

  اهمیت ویژه نگاره های مقامات حریری در این است که ما را با سبک زندگی جامعه عرب آن روزگار آشنا می کند. این شناخت حوزه های گوناگونی را در بر می گیرد که بررسی آن چه بسی مثنوی هفتاد من شود که در این مقاله کوتاه مجالی برای پداختن به آن نیست.

  از همه گذشته در با ب بحث سبک حریری، قطعیست که سبک مسبح و مقفی را در نثر نخست در زبان تازی بکار برده اند و در قرن چهارم و پنجم ابوبکر خوارزمی متوفی در 383 و بدیع الزمان همدانی متوفی در 398 و ابونصر عتبی متوفی در 427 آنرا بکار برده اند و پس از آن تنها در قرن ششم در زبان فارسی رایج شده و حمیدالدین بلخی مقامات حمیدی را بتقلید از مقامات حریری متوفی در 516 و مقامات زمخشری متوفی در 5238 و اطواق الذهب او و اطباق الذهب شرف الدین عبدالمؤمن شفروه نوشته است . بدینگونه روش قطعی و رایج سیک حریری پیداست که مسجع و فنی بوده است.

نکته آخر اینکه درین دوره حمیدالدین بلخی متوفی در 599 در سال 551 مقامات حمیدی را بتقلید از بدیع الزمان و حریری و زمخشری و شرف الدین شفروه نوشته و بدینگونه نثر مسجع و مقفی را که پر از مکررات و مرادفاتست و سبک خاصی تشکیل میدهد در زیان فارسی بدعت گذاشته است و این روش خاص در دورهای بعد نیز رواج خواهد داشت .

 

 


مقامه:

 

   در مقدمه درباره مقامه و معنای آن بحث نمودیم اما از آنجایی که سبک و بحث حریری از این مقامه ها بر می خیزد بهتر است بدانیم؛ مقامه در فرهنگ لغت به معنای موضع قیام، برخاستن و مجلس نیز آمده است و در ادب آن را داستان کوتاهی دانسته‌اند که حوادث آن در یک مجلس واحد دور می‌زند.

 

مقامه داستان کوتاهی است که بر اساس خواهندگی و گدایی بنا شده و در واقع سه رکن اصلی ذیل تشکی دهنده آن است:

 

1- راوی: همان کسی است که حوادث رخ داده در مجلس مقامه را ذکر می‌کند.

 

2- متکدی (بطل با قهرمان مقامه): که تمامی حوادث داستان حول او دور می‌زند و داستان در نهایت با پیروزی او در کلیه امور پایان می‌پذیرد.

 

3- ملحه (نکته یا گره و عقده): همان امری است که مقامه در خصوص آن شکل گرفته و تنظیم شده که البته این عقده و گره در مقامات گاه از امور غیر اخلاقی و گاه از مسایل اخلاقی سخن می‌گوید و مفید است. به این ترتیبمی‌توان گفت: ‌مقامه فن ادبی است همچون داستان کوتاه، که پیرامون یک قهرمان موهوم دور می‌زند و سرگذشت او را روایت می‌کند. قهرمان مقامه مردی است سخت حیله‌گر که تمام همتش محدود به اندکی رزقی است که از راه گدایی به دست می‌آورد؛ بنابراین موضوع داستان مقامه، گدایی، خدعه، حیله و فریب است.

 

  مقامه میدانی است برای نکته پردازی و نشان دادن مهارت و استادی در رهایی از تنگناهای زندگی از رههای گوناگون، و به نوعی خاص در نشان دادن قدرت لغوی و ادبی نویسنده آن. در اینجا برآئیم تابه بررسی اجمالی این فن ادبی در ادب عربی بپردازیم، از این رو این فن را از ابتدای پیدایش آن، مورد بررسی قرار دادیم. ضمن اینکه جهت معرفی دقیق این نوع ادبی، عناصر تشکیل دهنده آن را معرفی کرده و به تعریف اجمالی آن پرداخته‌ایم و در پایان ضمن معرفی مقامه نویسان برجسته، آثار آنان را نیز مورد نقد و بررسی کلی قرار داده و به مقایسه و موازنه بین این آثار پرداخته‌ایم و آنگاه ارزش ادبی و تاریخی مقامات  حریری را متذکر شده‌ایم.

 

  فن مقامه در ادبیات فارسی از حیث عناصر سازنده آن، نظیر همان چیزی است که در ادب عربی وجود دارد ومقامه نویسان برجسته‌ای چون بدیع‌الزمان همدانی و حریری که از بزرگان این فن در ادب عربی هستند یقینا ازمبرزین این رشته در ادب فارسی‌اند.

 

 

 

مخترع مقامات

 

  در اینکه مقامه نویسی از چه زمانی آغاز شده، میان مور خان و ادباء اختلاف نظر وجود دارد. حریری در مقدمهمقامات خود و قلقشندی در «صبح الاعشی» و برخی دیگر بدیع الزمان همدانی (357 ه 398 ه) را واضع فنمقامات دانسته‌اند. جرجی زیدان بر این باور است که بدیع الزمان مقامات خود را به شیوه رسائل امام لغویان،ابوالحسین احمد بن فارس (390 ه) نگاشته است.

 

  البته در این مورد که آیا بدیع الزمان واضع این فن است یا این درید (321 ه) میان اهل تحقیق اختلاف نظر، بیشتر است؛ به عنوان مثال این عبدریه، صاحب «العقدالفرید» و این قتیبه، ظهور مقامات را به دوره‌ای پیشتر از بدیع الزمان بر می‌گردانند و حصری معتقد است که چون بدیع الزمان مشاهده کرد که ابوبکر محمد بن الحسن بن درید الازدی، چهل حکایت غریب آورد و مدعی شده که آنها را از سرچشمه دل خویش استنباط کرده، و آنها را از الفاظ عجمی و نامأنوس بینباشته، به معارضه با او برخاست و چهل مقامه در گدایی به رشته تحریر در آورد.(1)

 

  می‌بینیم که اغلب ادبا، در اینکه بدیع الزمان همدانی واضع مقامات است یا نه، اختلاف دارند. آنچنان که معتقدند بدیع الزمان فن مقامات را از فن قصصی سابق اتخاذ کرده تا آنجا که دکتر زکی مبارک در کتاب قصد اثبات این مطلب را دارد که مقامات بدیع الزمان مشتق از « احادیث ابن درید» است.  ابن درید راوی و عالم و لغوی بود که به روایت احادیثی از اعراب و مردم شهرنشین توجه داشت. بی شک بین احادیث ابن درید و مقامات بدیع الزمان شباهتهایی قوی از حیث قصص و سجع وجود دارد اما تفاوتها را نیز نباید نادیده گرفت. آنچنان که از لحاظ صناعت، عقده (گره موجود در داستان)، وجود قهرمان (بطل) در مقامات و .... تفاوتهای چشمگیری بین این دو وجود دارد، اخبار مقامه در مورد تکدیگری و تمسخر عقول جماعات، همراه با اظهار توانمندی نویسنده در فنون علم و ادب است. البته این بدان معنی نیست که بدیع الزمان از احادیث ابن درید یا قصص و احادیث و اسماری که از عرب روایت شده، بی اطلاع بوده، بلکه بین آن احادیث و مقامات از حیث غایت و اسلوب تفاوتهایی فراوانی وجود دارد. اگر بدیع الزمان را نیز مخترع فن مقامات ندانیم باید بپذیریم که مقامات او قدیمی‌ترین چیزی است که از این فن جالب ادبی به دستمان رسیده است. بهتر است بگوییم فن مقامه نویسی بتدریج در روایت قصه‌ها و اخبار پدید آمده و فضیلت بدیع الزمان همدانی در این است که آن را تنظیم کرده و به شکل خاص فنی خود در آورده است که البته این شکل خاص را در حکایات ابن درید نمی‌بینیم؛ زیرا حکایات او اولاً مسجع نیستند و نیز پیرامون یک قهرمان واحد هم دور نمی‌زنند و از حیث صناعت لفظی و بیانی نیز به پایه و درجه مقامات بدیع الزمان نمی‌رسند، همچنین حاوی نوادر و اخبار نیستند و به وقایع زمان و اعلام تاریخی اشارتی ندارند و به اندازه مقامات بدیهی از حکم و امثال و نکات و لغات و آداب سرشار نیستند. (2)

 

  بدیع الزمان از حکایات ابن درید استفاده بسیار برده است. همچنین به شیوه‌های توسل و نثر مصنوع که به آرایش‌های لفظی، بخصوص سجع، اهمیت فراوان قائل شده‌اند،‌اهتمام شدید دارد. همچنین از اوضاع و احوال اجتماعی زمانش و از نوعی ادبیات که به «ادب حرمان»: «ادب محرومان» معروف شده، بهره فراوان برده است و مقامات خویش را اینگونه شکل داده است. مقامات او تصویری است از حرفه گدایی که در آن روزگاران در جامعه رواج داشته و از حیث اسلوب تابع ذوق ادبی شایع زمان است که سجع و محسنات بدیعی را می‌پسندیدند و نثر را با حکم و اشعار و امثال می‌آراستند.

 

 

 

خصایص مقامات

 

عناصر و ویژگی‌های مقامه را به ترتیب زیر می‌توان مورد بررسی قرار داد:

 

1- مجلس: باید حوادث مقامه در یک مجلس واحد اتفاق بیفتد طوری که حوادث، از آن محدوده خارج نشود.(حفظ وحدت مکانی در قصه).

 

2- روایتگر (راویه): در هر مقامه یک راوی وجود دارد که به نقل حوادث مقامه می‌پردازد.

 

3- متکدی (بطل یا قهرمان): هر مقامه یک قهرمان (بطل) دارد قهرمان مقامه شخصی است متکدی و غالباً خیالی، سخت حیله‌گر با زبانی فصیح و توانا در علم و دین و ادب شاعر و خطیب و متظاهر به تقوا اما ماجن و بدکردار در خفا. تظاهر به جدیت دارد و هزل را در وجود خود پنهان می‌دارد. غالباً در ظاهر بیچاره و مستمند جلوه می‌کند حال آنکه در حقیقت طالب منفعت است و نه مستمند واقعی.

 

روال مقاله به این شکل است که همواره راوی و بطل با هم در یک مجلس جمع هستند. کمتر پیش می‌آید که کار بطل برای راوی افشا شود بلکه در اغلب موارد این خود قهرمان مقامه (بطل) است که در برابر راوی و احیاناً در حضور حاضرین در مجلس از حیله خود پرده برداشته، همگان را از حقیقت کار خود مطلع می‌سازد که در این حال عقده (گره) مقامه گشوده می‌شود. البته قهرمان مقامه که ظاهراً گدایی بیش نیست زمانی اهل مجلس را از باطن کار خویش آگاه می‌سازد که قبلاً از آنها مالی و یا لباسی دریافت کرده باشد. در بیشتر مواقع حاضرین در محفل مقامه می‌دانند که این گدا (قهرمان یا بطل مقامه) آنها را می‌فریبد و اموالشان را می‌رباید اما همواره طالب و خواهانش هستند زیرا او با لطائف الحیل خود آنها را شاد کرده و به طرب می‌آورد و گاه آنها را متوجه اموری می‌کند که بدان بی توجه بوده‌اند.

 

4- ملحه (نکته یا عقده یا گره مقامه): مراد از ملحه همان فکر و اندیشه‌ای است که داستان مقامه پیرامون آن دور می‌زند ومعمولاً اندیشه‌ای نو و تازه و یا جسورانه است اما ملحه در مقامات همواره سوق دهنده افراد به سمت اخلاق حمیده نیست و نیز ممکن است با موفقیت همراه نباشد.

 

5- قصه: هر مقامه به خودی خود از یک وحدت قصصی برخوردار است و بین مقاماتی که مولفی واحد دارند از حیث وجود راوی و متکدی (قهرمان یا بطل)، تفاوتی نیست به این معنا که اگر مولفی چندین مقدمه بنویسد به این معنا که اگر مولفی چندین مقدمه بنویسد در تمامی آنها،‌ راوی و متکدی (قهرمان یا بطل) واحد خواهد بود. و چه بسا ممکن است قصص مقامات مربوط به زمان‌های مختلف و دور از هم باشد اما راوی تمام آنها واحد است.

 

6- موضوع: موضوعات مقامات مختلفند. از آن جمله می‌توان به : مقامات ادبی، مقامات فقهی، مقامات فکاهی، مقامات حماسی، مقامات خمری و مجنونی و ... اشاره کرد. این موضوعات در مقامات بدیع الزمان همدانی (357 ه 398 ه) بدون رعایت ترتیب مخصوصی پشت سر هم آمده است. اما حریری (446 ه 516ه) که پس از بدیع الزمان به نگارش مقامات دست یازید، خود را ملزم به رعایت و حفظ ترتیب مخصوصی در تعاقب موضوعات مقامات دانسته است. لازم به ذکر است که یک مقامه گاه کوتاه است و گاه می‌تواند بلند باشد.

 

7- نام مقامه: معمولاً نام مقامه مأخوذ از شهری است که مجلس مقامه در آن تشکیل شده، مثلاً المقامه الدمشقیه، المقامه التبریزیه، المقامه الرملیه، (منسوب به شهر رمله در فلسطین)، المقامه المغربیه، المقامه السمرقندیه، المقامه البلخیه، المقامه الکوفیه، المقامه البغدادیه، المقامه العراقیه و ... یا نام مقامه مأخوذ خود از ملحه‌ای (نکته، عقده) است که مقامه حول محور آن گرد آمده و شکل یافته است مثلا المقامه الدیناریه، الحرزیه، الشعریه، الابلیسیه، الخمریه و ...

 

8- شخصیت در مقامه: شخصیتی که در هر مقامه آشکار است شخصیت متکدی (قهرمان مقامه) نیست بلکه شخصیت مولف مقامه است،‌ شخصیتی که بر پایه عقل و درایت گسترده‌ای بنا شده است، درایت و بینشی عمیق نسبت به هر آنچه متکدی (قهرمان یابطل مقامه) به آن می‌پردازد زیرا اعمال بطل مقامه چیزی جز ساخته‌ها و بافته‌های مولف مقامه نیست، مولفی که خود نسبت به علوم عربی اشراف کامل دارد و به فنون ادبی اعم از شعر و نثر و خطابه مسلط است، بسیار با هوش است و در حل الغاز و کشف شبهات از دقتی شگرف برخوردار است و در پیمودن گردنه‌های صعب العبور زندگی و پشت سر نهادن مصائب حیات بسیار شاداب و سر زنده عمل می‌کند.

 

9- صناعت در مقامات: فن مقامات فن صنعت پردازی و زیبا سازی لفظی است بخصوص نزد حریری: اعراق در سجع، زیاده روی در بدیع اعم از جناس و طباق، اغراق در مقابله و موازنه و سایر وجوه بلاغی، از ویژگی‌های بارز مقامات است. البته کاربرد صناعات ادبی در مقامه تا وقتی مجاز است که مولف دچار حصر در بلاغت نشود همچنانکه  در بعضی خطب و نوشته‌های عصر اموی و عباسی نویسنده را درگیر آن می‌بینیم.

 

به گونه‌ای که مثلاً خطبه‌ای می‌آورند که طرد و عکسش یکی بوده و یا خطبه‌ای را مهمله (خالی از حروف نقطه‌دار) تنظیم می‌کردند و خطبه دیگری را با حروف مهمله (بی نقطه) و حروف معجمه (منقوط) پشت سر هم می‌آورند.

 

10- شعر: مقامه داستانی است منثور که گاه لابه‌لای آن اشعاری کم یا زیاد، سروده خود مولف یا از سروده‌های دیگران، از زبان متکدی (بطل و قهرمان مقامه) آورده می‌شود. گاهی ایراد شعر در مقامات برای اظهار توانمندی مولف در نظم یا اظهار مهارت او در بدیع است؛ آنچنان که در برخی مقامات بخصوص مقامات حریری این امر مشهود است.

 

مقامات حریری

 

حریری بصری از ادبا و لغویان نامی قرن پنجم است و اکثر منابع وی را به نسبت حریری ذکر کرده اند که دال بر پیشه حریرفروشی پدرانش ولی برخی مانند یاقوت حموی او را «ابن الحریری» خوانده اند.

 

به گفته سبکی،حریری در زمان اقامت در بغداد حدیث می گفته است و مقاماتش را املا می کرده است . سمعانی نیز ذکر می کندکه حریری در بصره مجالس املا داشته است.کسانیکه از او حدیث یا مقامات را روایت کرده اند عبارتند از: ابوالفضل بن ناصر،ابوبکر عبدالله بن محمد بن احمد بن نقور،ابوالمحاسن هبه الله بن خلیل قزوینی ،

 

علی بن طراد وزیر،ابوالمعمر مبارک بن  احمد ازجی ، ابوالعباس مندائی (قاضی واسط)، و برکات بن ابراهیم خشوعی و ابو الکرم المبارک بن مسعود الماوردی و ابوالفضل عبدالوهاب بن هبه الله النرسی و ابولاقاسم عبدالله بن قاسم .(3)

 

مقامات حریری مرکب است از پنجاه مقامه که نگارش آنها در سال 495 آغاز شد و در سال 504 به انجام رسید. در باره مکان نگارش اختلاف است برخی گفته اند حریری کتاب را به هنگام اقامتش در بغداد نوشته است . برخی دیگر گفته اند که وی چهل مقامه  را در بصره نوشت و آنها را به بغداد برد و بر ادبای آنجا عرضه کرد و پسند همگان افتاد . بعضی که از روی حسد آنرا انتحال شمردند ازو خواستند که مقامه ای دیگر بنویسد تا صحت قول خود را بازنماید ولی وی در ایام اقامتش در بغداد هر چند کوشید نتوانست به گونه ء آن چهل مقامه دیگر نوشت و سخنش مقبول افتاد و بدین گونه شمار مقامه ها به پنجاه رسید. ولی به عقیده صاحبنظران این قصه ای بیش نیست و سیاق و ساخت پنجاه مقامه و ربط و پیوندشان خود به خود می نماید که ده مقامه آخرین الحاق نیست و جزءی از طرح یکسان و یک پارچه کتاب است.

 

 حریری در مقدمه مقامات می گوید که تالیف کتاب به اشاره و در خواست یکی از بزرگان بوده است:«فاشار من اشارته حکم و طاعته غنم الی أن انشیء مقامات اتلوفیها تلوالبدیع».

 

ولی خود او بالصراحه از شخصیتی که او را به نوشتن مقامات تشویق کرده است نامی نبرده است .

 

ابن خلکان می گوید: در سال 756 در قاهره نسخه ای از مقامات را دیدم که تماما به خط حریری بود و خود در پشت نسخه به خط خود نوشته بود که آنرا برای وزیر جلال الدین عمید الدوله ابی علی الحسن بن ابی العز علی بن صدقه نوشته است. اگر چه ابن خلکان این قول را اصح از قول او می داند ، ولی بهرگونه ایام وزارت او هم بعد از تالیف کتاب بوده است. (4)

 

 

 

  همچنانکه بدیع الزمان هر مقامه اش را از قول شخص ی خیالی به نام عیسی بن هشام روایت میکند و قهرمان ماجراها هم شخص خیالی دیگری است، حریری نیز در تقلید همان شیوه را در مقامات خود شخصیتی پرداخته است به نام ابوالزید السروجی که قهرمان سخن آور ماجراهای گونه گونه  پنجاه مقامه است و راوی این ماجراها نیز شخصی است خیالی بنام« الحارث بن همام » آغاز می کند. بدیع الزمان که مبتکر مقامه نویسی است ، در ذکر نام این راوی در سرآغاز هر مقامه ، علی الظاهر نظر بر شیوهء ادباء عصر خود داشته و طریقه روائی تالیفات آن زمانه را تقلید کرده است ولی به جای راوی حقیقی خود شخصیتی خیالی به عنوان راوی ساخته است.

 

علی رغم خیالی بودن هردو شخصیت راوی و قهرمان در مقامات حریری برخی از قدما عقیده  داشتند ابوالزید السروجی قهرمان قصه ها شخصی حقیقی بوده و از قول خود حریری نقل کرده اند که : «ابوالزید» پیری بود گداپیشه سخندان و زبان آور ،به بصره آمد و روزی در مسجد محله بنی حرام که بزرگان و فاضلان جمع بودند به سوال برخاست و قصه ای پر از ماجرا و مصیبت درباره ء خود پرداخت و چندان هنرمندانه سخن می گفت و مقصود را زیبا و رسا ادا می کرد که مرا به شگفتی  وداداشت شامگاهان که با برخی یاران ادیب بودم قصه ابوزید سائل و فصاحت و بلاغتش را را گفتم آنان او را می شناختند و هریک قصه ای ازو شنیده بودند و بر سخن آوریش شگفتی می نمودند من آنچه از ابوزید در مسجد بنی حرام شنیده بودم به شیوهء مقامه نوشتم و آن را « المقامه الحرامیه» نامیدم. و این مقامه که در کتاب مقامات چهل و هشتمین است نخستین مقامه ای است که نوشته شده است پس از آن بر همان شیوه خود داستانهایی برساختم و مقامه ای است که نوشته شده است پس از آن بر همان شیوه خود داستانهایی بر ساختم و مقامه های دیگری پرداختم.گذشته از یاقوت و ابن خلکان منابع دیگر نیز این را با اختلافاتی روایت کرده اند .

 

  برخی از معتقدان حقیقی بودن « ابوزید»نوشته اند که او لغوی و نحوی بوده است بنام « مطهربن سلار» از یاران و شاگردان حریری . ولی این«ابوزیدمطهر بن سلار»نحوی که از یاران و تلامذهء حریری بوده و ذکرش در کتب تراجم نحاه هم آمده است نمی تواند با ابوزیدی که الهام بخش حریری در مقامات است یکی باشد.بهرحال بنظر محققان امروز ابوزید سروجی قهرمان مقامات حریری بمانند ابوالفتح الاسکندری شخصیتی خیالی است و آنچه را کسانی چون ابن خلکان در تأیید حقیقی بودن او آورده اند، سند و منبعی دندارد و آنها را از خود مقامه حرامیه برگرفته اند.(5)

 

  راوی مقامه ها در «حارث بن همام » نیز مسلما نامی ساختگی است.گویند مقصود حریری از این نام خود وی بوده است با تلمیحی به حدیث نبوی که «کلکمحارثوکلکم همام».حارث به معنی کاسب و پیشور است و همام به معنی پر اهتمام ،و طبعا هر شخصی پیشه ای دارد و صاحب اهتمامی است.

 

  در مقامه نخست، حارث بن همام راوی مقامه ها با ابوزید آشنا می شود و معارفه ای بین آنها صورت می گیرد. در مقامه های دیگر ابوزید با حیله های تازه و چهره های گوناگون در شهرهای مختلف ظاهر می شود و شگفت آنکه هربار نیز حارث سرانجام او را باز می شناسد. چهل و هشت مقامه نخستین، شرح ماجراهای ابوزید است و شیوه های ترفندش در تکدی و مال اندوزی. مقامه چهل و نهم تصویری است از اواخر عمر ابوزید و وصایای اوست به فرزندش که جز تکدی پیشه ای برنگزیند و شیوه های او را بیاموزد. سرانجام در آخرین مقامه، ابوزید نادم از کرده های گذشته به سوی خدا باز می گردد، پشمینه می پوشد و خلوت می گزیند و به عبادت و نماز و ذکر می پردازد. حارث او را در این حال می یابد، روز و شبی را با وی می گذارند و سپس او را به حال خویش رها می کند و مقامات پایان می یابد.

 

- شناخت جامعه و روابط انسانی : شخصیت های مقامات حریری در موقعیت های متنوعی ترسیم شده اند. در این نگاره ها ما انسان هایی را می بینیم که گاه شاد و خوشحال در جشن عروسی یا مجلس بزمی شرکت کرده و خوشگذرانی می کنند و گاه بر بالای پیکر مرده ای به زاری می پردازند. زمانی خشمگینانه با هم نزاع می کنند و به هم می پرند و زمانی دیگر جامه احرام بر تن کرده و عازم سفر حج می شوند. این نگاره ها تصاویری واقع گرایانه از صحنه های زندگی روزمره مردمان آن زمان را در اختیار ما قرار می دهند و از این حیث ارزش فراوانی دارند. در برخی موارد، گاه به نکته جالبی همچون نحوه پوشش زنان در آن دوره نیز بر می خوریم.

شناخت طبقات اجتماعی : شخصیت های حاضر در نگاره ها موقعیت اجتماعی خاصی دارند. قاضی دادگاه، امام جماعت، والی، طبیب، ناخدا، غلام و گدا هر یک به طبقه اجتماعی خاصی تعلق دارند و نوع پوشش، رفتار و طرز نشستن آنها متفاوت از دیگری است.

 

- شناخت محیط و جغرافیا : قهرمانان مقامات حریری از شهری به شهر دیگر سفر می کنند و داستان هر بار در جغرافیای خاصی روی می دهد. در جریان این سفرها و همراه با قهرمانان داستان با مساجدی در سمرقند، تفلیس، تنیس و مغرب ، گورستانی در ساوه، کتابخانه ای در بصره، مکتب خانه ای در حمص ، خیمه ای در اهواز و ... آشنا می شویم. این محیط ها منطبق با واقعیات زمان ترسیم شده اند و اطلاعات مفیدی را پیرامون روابط حاکم بر هر یک از این محیط ها و ویژگی های معمارانه آنها به ما منتقل می سازند.

 

- شناخت ابزار و وسایل: در بسیاری از نگاره ها، بنا به ضرورت، ابزار و وسایل مورد استفاده در آن دوره ترسیم شده اند. از یک کشتی بزرگ با جزئیاتش گرفته تا تیغ ها و نشترهای حجامت، منبر مسجد، ظروف متنوع، قندیل های آویخته به سقف و سازهای موسیقی، همه و همه در این تصاویر به چشم می خورند.

در کتاب نگارگری اسلامی اثر ثروت عکاشه، فصل کاملی به معرفی نسخه های مصور مقامات حریری اختصاص یافته است و توضیحاتی در خصوص برخی نگاره ها ارائه شده است. در زیر، تعدادی از نگاره ها را که در این کتاب اشاره ای به آنها نشده ارائه می دهم و به شرح مختصری پیرامون هر یک می پردازم. لازم به توضیح هست که این نگاره ها مربوط به نسخه سال 1222 میلادی هستند که در کتابخانه ملی پاریس نگهداری می شود.

 

مقامه چهارم : در راه سفر به دمیاط، شب هنگام کاروان برای استراحت باز می ایستد. حارث نجوای دو تن را می شنود که درباره شیوه رفتار با دوست و همسایه سخن می گویند. حارث کنجکاو می شود تا صاحب سخنان را بشناسد. با روشن شدن هوا در می یابد که آنها ابوزید و پسرش هستند. در این نگاره، موقعیت زمانی به شیوه جالبی نشان داده شده است. فضایی هلالی شکل به رنگ آبی تیره نشان از آسمان شب دارد که قرص کامل ماه و ستاره ها در آن می درخشند. همین شیوه بازنمایی شب، در نگاره ای دیگر مربوط به مقامه چهل و چهارم به کار گرفته شده است.ابوزید در سمت چپ تصویر در حال گفتگو با فرزندش دیده می شود. فضای صحنه با طراوت است و زمین با سبزه پوشیده شده است. دو درخت میوه دار در این نگاره به چشم می خورد که  به سبک نگاره های الادویة المفردة تصویر شده اند.

 

مقامه بیست و ششم : حارث در اهواز، خسته از سفر در حالی که وضع مالی خوبی نداشته به خیمه ای می رسد که غلامانی نیکو در اطراف آن در رفت و آمد بودند. درون خیمه پیری با جامه ای فاخر در حالیکه در اطرافش ظرفهای میوه دست چین قرار داشتند، نشسته بود. حارث با وی سخن می گوید و از پاسخ او در می یابد که پیر همان ابوزید است. از او می خواهد که داستان مالداری خویش را برای وی باز گوید. در این نگاره خیمه ای عربی به چشم می خورد که حارث در حال ورود به آن تصویر شده است. ابوزید درون خیمه نشسته و اطرافش را غلامانی در بر گرفته اند. پشت سر وی دو ظرف طلایی میوه قرار دارند و همه اینها از تمکن وی خبر می دهند. چین و شکن های پارچه مرغوب خیمه ، تأثیرات هنر بیزانسی را نشان می دهند.

 

مقامه بیست و هشتم : حارث به سمرقند سفر می کند و صبح آدینه به آنجا می رسد، به گرمابه رفته و گرد و غبار سفر را از تن می زداید و برای انجام فریضه نماز آدینه به مسجد جامع شهر می رود. امام جماعت وارد می شود و بر بالای منبر می رود و سخنانی فصیح در مذمت دنیا و یادآوری مرگ بر زبان می راند و سپس نماز را ادا می کند. حارث در پایان نماز در می یابد که امام کسی نیست جز ابوزید. حارث به خانه ابوزید می رود و می بیند که ابوزید شراب می نوشد. حارث او را به خاطر این کار نکوهش می کند. در این نگاره ما با فضای یک مسجد قرن هفتمی آشنا می شویم. منبر چوبی با تزئینات هندسی در جانب محراب قرار گرفته است. محراب جناغی شکل است و با نواری از جوانه های در هم تنیده از سایر بخشهای بنا متمایز شده است. قندیلهای طلایی رنگ یه سقف مسجد آویخته شده اند.  ابوزید بر بالای منبر در جامه ای که بی شباهت به لباس اسقفان نیست تصویر شده است. حارث مطابق متن کتاب در جایی نزدیک منبر نشسته تا بتواند خطبه را بشنود و حاضرین نیز با دقت به سخنان خطیب گوش می دهند.

 

مقامه چهل و هفتم : حارث در شهر حجم الیمامه تصمیم می گیرد حجامت کند. نشان از پیری حجامتگر به او می دهند. به نزد وی می رود و او را در حال نزاع با غلامی می بیند که پولی در بساط ندارد و مصرانه از پیر در خواست می کند وی را حجامت کند. در جریان نزاع، آستین غلام پاره می شود و این موضوع او را به گریه می اندازد. از پیر می خواهد زیان وارد آمده را برطرف سازد. اما پیر عنوان می کند پولی ندارد و از جماعت حاضر در صحنه کمک می خواهد. پول زیادی جمع می شود و آن دو، پول را بین خودشان تقسیم می کنند. در پایان حارث از پیر درخواست می کند که وی را حجامت نماید. پیر نزدیک حارث آمده و خود را معرفی می کند. حارث در می یابد که پیر و غلام کسی نیستند جز ابوزید و پسرش. در این نگاره، ابوزید در نقش پیر حجامتگر بر روی تخت کوتاهی نشسته و پشت سر وی جعبه ای چوبی به چشم می خورد که تیغ ها، نشترها و سایر وسایل جراحی در آن چیده شده اند. غلام سیه چرده در جامه ای قرمز رنگ تصویر شده و با ناراحتی و عصبانیت پیر را ترک می کند. پارگی لباس او به وضوح در تصویر دیده می شود. حارث با ریشی خرمایی رنگ در پشت سر غلام ایستاده و به بالا خیره شده است.

 

 

 

تفاوت مقامات بدیع الزمان همدانی و حریری

 

  آنچه به طور خلاصه در این خصوص می‌توان گفت این است که حریری در مقامات خود بیش از بدوات به حضارت تمایل دارد و این رغبت در آثارش منعکس شده است. او تنها در یکی دو مورد از بدوات بهره برده. درست بر خلاف بدیع الزمان که در چندین مقامه مستقل اسلوبش به بدوات با محیط بادیه نزدیکتر است تا حضارت و فضای شهرنشینی، اما نکته دوم این است که «مقامات حریری» طولانی‌تر از مقامات «بدیع الزمان» است البته این طول و تفصیل به وسعت فن قصصی مقامه او بر نمی‌گردد یعنی این تفصیل دادن‌ها مربوط به داستان طولانی مقامه نیست بلکه از این جهت است که گاه حریری دو خبر را در یک مقامه جمع می‌کند، یا شاید از آن رو باشد که او در کاربرد الفاظ و مترادفات و اشعار در مقامات افراط می‌کرده به طوری که در برخی از این مقامات قصائد کاملی را می‌آورد که ابوزید به شرح و تفسیر آن پرداخته و اخبار مربوط به آن را بیان می‌کند.

 

  «مقامات حریری» از حیث صنعات ادبی دقیق‌تر از مقامات بدیع الزمان است و اشعارش از اشعار او بهتر و شیواتر. حریری از حیث تعمق در لغات و آوردن امثال و آنچه به نحو و انواع اشتقاق مربوط است از بدیع الزمان موفق‌تر عمل می‌کند و در کاربرد این امور اصرار بیشتری از خود نشان می‌دهد. «مقامات حریری»‌ از جهت گرایشات تعلیمی شبیه «مقامات بدیع الزمان» است، حتی برتر از آن، زیرا مقامات همدانی آسان‌تر و کم تکلف‌تر و از حیث وقایع و حوادث مبتکرانه‌تر است؛ اما «مقامات حریری»‌ در ورطه سجع و تعقید سخت فرورفته همین اداء مطلب را دشوار ساخته؛ تا آنجا که کنایات پی در پی آن را به صورت لغز و معما در آورده است.

 

  و نیز باز در مقام مقایسه مقامات همدانی و حریری، دوسادوسی در مقدمه ای که بر مقامات حریری نوشته است؛ تصریح می کند که اسلوب همدانی هم از جنبهء داستانی و هم از نظر زیبایی و تناسب بر سبک حریری رجحان دارد . نثر حریری با آنکه بسیار جذاب و منسجم است؛معانی را مبهم و غامض می سازد. در مقامات حریری، معنی همواره در زیر سلطه و نفوذ لفظ قرار دارد؛ در حالی که در مقامات همدانی ،الفاظ روانتر و ساده تر انتخاب شده و قید التزام سجع و ازدواج در آن کمتر است و بالاخره این نکته را نمی توان از نظر دور داشت که همدانی مبتکر است و حریری مقلد.

 

 

 

انعکاس و تاثر مقامات عربی در مقامات فارسی

 

  «قاضی حمید الدین» چنانکه در قسمت پیش بحث شد، بی هیچ تردید مقامه‌‌های خود را به قصد معارضه با «همدانی» و «حریری» نوشته است و بطوریکه در مقدمه کتابش شرح داده، اثر هر دو نویسنده را در دست داشته و اوقات فراغت را با مطالعه آن دو اثر می‌گذارنده است و در نتیجه تاثر از آن آثار به نگاشتن مقامات خود همت گماشته است. از این رو ناچار تصاویری از مقامه‌های عربی که در ذهن قاضی مرتسم بوده، در مقامه‌های فارسی منعکس شده است. این تصاویر گاهی عیناً شیه اصل است و گاهی کمابیش اختلاف دارد.

 

اینکه وجوه اشتراک و اختلاف آنها را از جهات مختلف در نظر می‌گیریم و مقامات فارسی را با مقامات عربی به ترتیب زیرین می‌سنجیم:

 

الف:‌ از لحاظ سبک

 

ب: از لحاظ صفات عمومی مقامه نویسی

 

ج: از لحاظ اقتباس عبارت و لغات

 

د: از لحاظ موضوع و مفهوم و مطلب

 

 

 

الف) از لحاظ سبک:

 

  از این لحاظ، «قاضی» شیوه‌ای میانه شیوه همدانی و شیوه حریری دارد، در مقایسه مقامه‌های این دو نویسنده دیدیم که همدانی رشته سخن را به دست ذوق و لطافت سپرده و در التزام سجع هرگز اصرار نورزیده است. ولیکن حریری در ساختن جمله‌های مزدوج مصر بوده است و احیاناً در نتیجه اصرار، موجب تعسف انشای خود شده است. و اما نویسنده ایرانی از حیث التزام سجع و رعایت مزدوج، تابع حریری است و حتی بیش از او در این کار افراط ورزیده است. از حیث آسان نویسی و پرورش جمله‌های سهل و ممتنع که مقدارش در مقامه‌های قاضی کم نیست، پیروی از علامه همدان کرده است و به هر حال باید گفت که حریری کسی است که قاضی  به اثر او و دیگر نویسنده عربی نظر داشته و هر دو را سرمشق خود قرار داده است و محسنان هر دو را برگزیده و ذوق شخصی و روح ایرانی را نیز به آن در آمیخته است. فرق عمده سبک قاضی با آن دو مخصوصاً با همدانی در اطناب است. قاضی به اطناب تمایل خاصی دارد، علی الخصوص در آغاز مقدمه‌ها،‌ مثلاً مفهومی را که همدانی در یک یا دو جمله و حریری در دو یا چند جمله گنجانیده و تمام کرده است، قاضی در یک یا چند صفحه نگاشته است.

 

 

 

  آنچه که هست چون بدیع الزمان بنای کار را بر بدیهه پردازی گذاشته بود،پایه انتظار مردم را از مقامه چنان بالا برده بود که تکرار آن برای حریری یا کمتر کسی مقدور می شد. حریری دعوی بدیهه پردازی نداشت و حتی به پیشنهاد وزیر نتوانست یک انشای دیوانی در مسالهء معین بنویسد.اما به سبب عاری بودن غالب مقاماتش از روحیهء پرخاشگری و اعتراض و حمله و سخریه که اکثر مقامات بدیع الزمان از آن سرشار است،کار حریری خالی از «آنی» است که بدیع الزمان دارد. نقادان قدیم که حریری را بزرگترین مقامه نویس انگاشته اند غافل یا جاهل به این دقیقه و نکته بوده اند ، لیکن چون با نگاه امروز بنگریم می بینیم که بار انتقادی و جوهر انسانی مقامات بدیعی در ترجمه هم منتقل می شود و به خواننده بینش و اطلاع می دهد،حال آنکه خواندن ترجمه مقامه حریری حداکثر شگفتی برمی انگیزد .اما از جهت تعلیم که همواره یکی از اهداف مقامه نویسی بوده است مسلم است که کار حریری ،به سبب دقت فراوانی که در آن به کار رفته و از زمان خود او مرتب تدریس می شده و شرحهای ارزشمند برآن نگاشته اند، کاملتر از آن بدیع الزمان است . نه اینکه به لحاظ هنری بهتر باشد، حریری صنعتگر است اما طبع روان ندارد،بدیع الزمان موجز می نویسد و حریری به اطناب بلکه اسهاب می گراید.(6)

 

  اما سجع پردازی ، می د انیم که رواج این شیوه از اوایل قرن چهارم بودو به تدریج رشد و گسترش و تنوع یافت و در آن تفنن ورزیدند تا به ابوبکرخوارزمی رسید.خوارزمی کارهای حریری را ندیده بود تا نوشته بدیع الزمان در نظرش ساده و عریان جلوه گر نماید.هرچند عده ای ظاهرپسند حریری را در سجع پردازیش معجزه گر پنداشته اند، واق آن است که با همه مهارت و تمرین و دقت و اطلاع گاه سهوهایی از او سر زده که نظیرش از بدیع الزمان (و طبعا خوارزمی و اقران او که ساده تر می نوشتند) معهود نیست. همچنین عیب دیگر حریری این است که سجعهایش گاه بکلی از معنای افق همدیگر دور است.چنانچه در صدر مقامات می خوانیم:«....الهم فحق لنا هذه المنیه و انلنا هذه البغیه،ولا تضحنا عن ظلک السابغ و لا تجعلنا مضغه للماضع«.در فقره اول «بغیه» و «منیه» یکی است و تکرار نزدیک به حشو و لغوی است،اما فقره دوم هرکدام یک ساز می زند.(7)

 

  ابن اثیر بزرگ گوید:«اگر معنی در دو لنگه سجع یکی باشد بعینه تطویل است»، و حریری بر خلاف بدیع الزمان از این قبیل زیاد دارد و این همه ناشی از آن ادست که در کار کار حریری معنی مطلقا تابع لفظ است.

 

 

 

ب) از لحاظ صفات عمومی مقامه نویسی:

 

  از این لحاظ نیز مقامه‌های قاضی با مقامات حریری قابل مقایسه است، زیرا در اصول با همدیگر مشترکند و در جزئیات، گاه اشتراک و گاه اختلاف دارند: راوی در مقامات حریری شخص مفروض و با نام معین است که همه داستانها از زبان او تقریر می‌شود حال آنکه در مقامات حمیدی راوی یکی از دوستان یکدل و مهربان نویسنده است و هر داستان از زبان یکی از دوستان نقل می‌شود. قهرمان در مقامات حریری شخصی مفروض و با نام معین و اهل شهر معین است ولی در مقامات حمیدی شخصی نکرده و ناشناس است که راوی تصادفاً به او برخورد کرده است.

 

  در مقامات حریری و دیگر مقامه نویسان عرب، قهرمان اصلی یکی است که در هر داستان به شکلی ساختگی ظاهر می‌شود ولی در مقامات حمیدی هر داستان به مناسب موضوع یک قهرمان اصلی مخصوص به خود دارد. از لحاظ طرز آغاز داستان معمولاً هم مقامات حریری و هم مقامات حمیدی با جمله‌های معین و یکنواخت شروع می‌شوند. همچنین در هر دو نوع مقامه غالباً ماجرا در دریار غربت و شهرهای بزرگ رخ می‌دهد، در مقامات حریری غالباً حکایت با انشاء شعری مناسب حال از طرف قهرمان پایان می‌یابد ولی در مقامات حمیدی، راوی قهرمان را گم می‌کند و با دو بیت شعر از گم کردن او اظهار تاسف می‌کند. جنبه داستانی در هر دو مورد ضعیف است و گاه وجود ندارد. از حیث انتقادی و اخلاقی، مقامات حریری مخصوصاً همدانی از مقامات حمیدی قوی‌تر است از لحاظ نام گذاری مقامه‌ها نیز مقامه‌های عربی غالباً به سرزمینها نسبت داده شده مانند: مراغیه، تبریزیه، اهوازیه، اصفهانیه، ولی در مقامات حمیدی عموماً بنابر موضوع داستان است مانند : فی العشق، فی‌التصوفی.

 

  از عیوب معنوی که بر بدیع الزمان و حریری گرفته اند، تلقین و تبلیغ گدایی و پستی و اخاذی است.بدیهی است که هیچ یک از این دو نویسنده چنین هدفی نداشته اند و اگر چنین چیزی هست ساختن کاریکاتوری از یک واقعیت خارجی بوده است. با این حال حتی نقادان معاصر عرب اعتراف کردهاند که تاثیر سوء محتمل مقامات بدیع الزمان کمتر از مقاماتن حریری است.گدایی که حریری در ابوزید تصویر می کند سبکروحی و گاه مناعت ابوالفتح اسکندری را ندارد، گذشته ازآنکه مقامات بدیعی همه در موضوع کدیه نیست حال آنکه از آن حریری ،به استثنای آخری،چنین است.(8)

 

 

 

ج) از لحاظ اقتباس لغات و ترکیبات:

 

  در بسیاری از موارد قاضی حمید الدین از لغات و ترکیبات مقامات عربی در مقامه‌های خود استفاده کرده و یا عباراتی از آن، به فارسی بر گردانده و در حکایات خود وارد کرده است که اینک برای نمونه چند مورد ذکر می‌شود: حریری در مقامه نخستین خود در وصف پیری که با حرارت بسیار وعظ می‌کرده، لغت «شقاشق» را بکار برده که کلمه‌ای عربی است به معنی کف دهان شتر مست که قاضی حمید الدین این استعاره را گرفته و در مقامه‌های خود بکار برده است: پس چون شقاشق شیخ در بیان دقائق و حقائق... حمیدی کلمه قادح در جمله: ای اهل بلاد عجم وای قادحان زناد کرم.... را از حریری اقتباس کرده است: نستکفی بک النتصاب لازراء لاقادح و ...

 

  از این قبیل لغات و اصطلاحات بسیار می‌توان یافت که از مقامات عربی به مقامات فارسی رفته و نیز اغلب خطبه‌ها در مقامات فارسی از حیث معنی و لغت، شباهت بسیار به خطبه‌های مقامات عربی دارد.

 

  و نیز از دیگر موارد مقایسه استعمال لغات غریب که گرچه مقامات بدیعی از آن خالی نیست (مثلا حمدانیه،اسذیه،غیلانیه...)،اما بنای کار بدیع بر بیان مطلبی است و زیاده روی و پراکنده گویی و دشخوارپردازی استثاست حال آنکه مطلبی است و زیاده روی و پراکنده گویی و دشخوارپردازی استثناست حال آنکه حریری در این کار تعمد داردو هنگامی که التزامهای عجیب و غریب می کند اجبار دارد.(9)

 

  حریری در مقامه های تفننی دیگر نیز به ناچار در سنگلاخ الفاظ دور از ذهن ادیبان و تعبیرات نامفهوم اهل زبان افتاده فقط برای آنکه «هنرنمایی» کرده باشد.

 

  ممکن است خواننده با خود بیندیشد که با این تفاصیل پس جاذیه مقامات حریری در چه بوده که نهصد سال زنده مانده و همواره خواننده داشته است،نه همه برای لغت و نحو و معانی و بیان و بدیع و انشاء آموختن، بل برای لذت بردن از هنر و ادب در معنای متعالیش که مقامات داستانی حریری از آن ابریز است.گو اینکه همین مقامه های متکلفانه که برشمردیم در اجزاء خود از ظرافتهای علم پسند و ادیب فریب موج می زند.

 

 

 

د) از لحاظ موضوع و مفهوم مطالب:

 

  مقامات حریری از لحاظ شماره بیشتر از مقامه‌های همدانی و حمیدی است ولیکن از حیث موضوع با آنها قابل مقایسه است. قاضی از کسانیست که در موضوعهای کدیه و فکاهی و مسائل ادبی، علمی، فقهی، وعظ و تذکیر، مقامه نوشته و در مسائل تفنهای ادبی، از قبیل مناظره و لغز و تعمیه و لزو مالایلزم، توجه به مقامات حریری داشته است. علاوه بر این حریری در نوشتن مقامه تاریخی و عرفانی و توصیفی ابتکار دارد و در همه مقاماتش از لحاظ پرورش موضوع و ربط آنجام و آغاز داستان، مهارت مخصوص بکار برده است. ولیکن حق این است اذعان داریم که مایه‌های داستانهای قاضی، از حکایات عربی گرفته شده است. اگر چه قاضی جز در مقامه «سکباجیه» به تمام و کمال از مقامات حریری تقلید نکرده است، ولیکن هیچ داستانی از او نیست که مفهوم و مطلبی را مقامات عربی را حاوی نباشد.  و همین که نام مقامات همدانی و حریری در ادب عرب همواره در پی هم ذکر می شود و با آنکه پایه سبک و شیوه داستان نویسی این هردو یکی است و حریری خود به فضل تقدم و تقدم فضل همدانی معروف است؛ لیکن مقامات حریری در تکلف و تصنع بر مقامات همدانی پیشی جسته و همین نیز موجب آمده است تا با توجه به سبک مصنوع و متکلف نثر عربی در قرون بعد؛ بیشتر مقامه پردازان شیوه انشاء او را مورد تقلید قرار دهند.

 

از کثرت شروحی که بر این کتاب نوشته شئه است نیز می توان به اهمیت و ارزش آن در ادب عرب پی برد.

 

یاقوت در کتاب خود،مقامات حریری را با این عبارت وصف می کند:

 

«جودت و بلاغت را به هم پیوسته و دائرهء الفاظ را وسعت بخشیده تا توانسته است زمام کلام را در دست گیرد و کلمات لازم را برگزیند و به نیکوتر وجهی در طی عبارت جای دهد».(10)

 

 

 

ارزش ادبی و تاریخی مقامات:

 

  استاد حناالفاخوری در کتاب خود به بعضی از این ارزشها پرداخته و می‌گوید: مقامات اگر چه در قالب داستان نوشته شده‌اند ولی ارزش واقعی داستان را ندارند زیرا یکی از مهم‌ترین ویژگیهای داستان داشتن شخصیتهای ممتاز داستانی و تحلیل روانی و تعلیمات اخلاقی آن است که مقامات از آن بی بهره‌اند و در آنها از نیرنگهایی برای بیان زندگی گدایان به سبکی واحد استفاده شده است. از جمله فواید مقامات می‌توان تمرین انشاء و آگاهی بر مذاهب نظم و نثر را نام برد. و بعضا پاره‌ای از حکم و تجارب و نکته‌های شیرین و مواعظ در آنها پیدا می‌شود. اما از بعد تاریخی مقامات تصویری است جزیی از زندگی مردم در روزگاری که گدایی و تکدی گری حرفه و شغل انسانها به شمار می‌آمد و با بیانی بهتر، مقامات بازگو کننده حماقت انسانهایی بوده که در زمان آنها تدیس و تملق بر تعقل و تفکرشان فایق آمده بود:

 

«هذا الزمان مشموم کما تراه غشوم» این روزگار نحس است و همچنان که می‌بینی‌اش ستمکار. «الحق فیه ملیح و العقل عیب ولوم» حماقت در آن ملاحت است، عقل و اندیشه عیب و فرومایگی است.

 

«والمال طیف ولکن حول اللئام یحوم» مال و ثروت رویاو خیالی است که برگرد فرومایگان می‌چرخد.

 

  راوی مقامات حریریی مردی است به نام الحارث بن همام که در سفر و تجارت بوده و توانسته با نیرنگهای خود با روزگار چموش به مبارزه بر خیزد. قهرمانش ابوزید سروجی بوده است. که دارای خرد و فرهنگی وسیع است نیکو شعر می‌گوید و به حوزه دشوارترین مباحث لغت و نقد و ادب وارد می‌شود و در عین اعتماد به علم و رای خویش پیروزمند از آن بیرون می‌آید. این قهرمان گاه خطیبی است که بر سر مردم گوهر سخن نثار می‌کند و گاه شعبه بازی است که به کارهای شگفت انگیز و مضحک روی آورده و با مکر و دروغ، مردم را مسحور خویش می‌سازد و مردم نیز شیفته او شده‌اند و او را دوست دارند.

 

  اما آنچه این شخصیت عاقل، خردمند و دانا را بدین کار واداشته است، روزگار و زمانه اوست. روزگاری که براو دیگر اصحاب علم و دانش و ادب سخت گرفته و آنها قادر به تامین معاش خود نیستند و ناگزیرند که راه و گدایی را بر گزینند بی آنکه واهمه داشته باشند این عمل آنان به منزلت و کرامت انسانیشان لطمه زند و در روزگار ما شبیه این است که کارمند و معلم و ... مسافر کشی کنند و یا در اندیشه دلالی ساخت و ساز و ... باشند او پیوسته در حال سفر و ماجراجویی برای طلب مال و ثروت از بلاد ها عبور می‌کند و پستی و بلندی یا همان فراز و نشیب روزگار را پشت سر می‌گذارد.(11)

 

  می‌گوید: هدف وسیله را توجیه می‌کند و برای تامین معاش خود از هر ابزاری استفاده می‌کند. به هر حال او در مقامه‌های طولانی خود امکان یافته ناپاره‌ای از داستانها را که رگ حیات در آن می‌زند و از زیبایی و سودمندی خالی نیست، ذکر کند. به هر حال در مقامه‌های حریری ابعاد نیرومند داستانی دیده می‌شود ولی به علت استفاده از حد تکلف و آرایه‌های لفظی و اهتمام به جنبه تعلیمی از زیباییهای آن کاسته می‌شود و خلاصه کلام اینکه فن مقامات فن استفاده از ظرافت و شوخ طبعی است که بعضا با گستاخی و پررویی توام می‌گردد.

 

اجزای یک مقامه عبارتند از:

 

1- محفل و مجلسی که از باب آن منعقد می‌گردد.

 

2- افرادی که در آن مقامه یا همان محفل حاضر می‌شوند.

 

3- کارگردان یا همان مقامه پرداز که در ابتدا با لباس گدا حاضر می‌شود و در موقعیتهای مختلف رنگ عوض می‌کنند و طوری عمل می‌کند که محبوب حاضران باشد.

 

4- موضوع و یا قصه‌ای که صاحب مقامه از پیش طراحی کرده است و ممکن است آن را اندکی تغییر دهد تا رضایت همگان حاصل شود.

 

 

 

  البته جایز به ذکر است که بعد از حریری ،مقامات بسیاری در زبان عربی نوشته شدکه بیشتر «،چنانکه گذاشت،تقلید از اسلوب انشاء او بود؛ لیکن در کلیه ادوار از شهرت و اهمیت مقامات همدانی نیز کاسته نشد و سبک او در تاریخ تطور نثر عرب،همواره به عنوان نخستین اثر ابتکاری در این فن  و یکی از برگزیده ترین آثار فنی نثر عربی، مقام خود را همچنان حفظ کرده  و نگاه داشت.

 

 

 

آثار حریری

 

1 دره الغواص فی اوهام الخواص : کتابی است در لغات و تعبیرات غلطی که در زبان عربی زمان حریری رایج بوده است.گزیده ایی از این کتاب را نخستین بار دوسادوسی  در کتاب منتخبات دستوری با ترجمه ءفرانسوی در سال 1928 در پاریس منتشر کرد و سپس متن کامل آن را هنریش تور بکه در سال 1871 در لایپزیک منتشر کرد. بر این کتاب شروح و حواشی مختلفی نوشتهاند که از آن جمله شرح شهاب الدین خفاجی است که در 1299 هجری در استانبول طبع شده است و دیگر شرح شیخ محمود الالوسی است بنام کشف لغره که در سال 1301 ه. در دمشق چاپ شده است.

 

2- رسائل: برخی از نامه های حریری را یاقوت در معجم الادباع و برخی را عماد الدین اصفهانی در خریده نقل کرده است. رسائل حریری نمونهای است از نثر مصنوع و متکلف که در عصر او نشانه ء ذوق و بلاغت بشمار می رفته است و بارزترین نمونه تکلف آنها دو نامه «سینیه» و «شینیه» است که در یکی همه کلمات حرف سین دارد و در دیگری حرف شین.

 

3 ملحه الاعراب: ارجوزه ای است در نحو که حریری به درخواست ابن التلمیذ (466-560) آنرا به نظم درآورد و خود شرحی برآن نوشت. و دیگران هم بر آن شروحی نوشته اند .

 

4- دیوان: حریری دارای دیوان شعر ی هم بوده است که ظاهرا باقی نمانده است،ولی نمونه هایی از اشعارش را (جز آنچه در مقامات هست) در منابع شرح حال او خصوصا در معجم الادباء می توان یافت.

 

5- الفرق بین الضاد و الظاء: که نسخه ای از آن در کتابخانه برلین موجود است.شاهکار حریری مقامات اوست که از مهمترین آثار منثور عربی است و از گاه تالیف با اقبال بی مانند مواجه شد و پس از خود تأثیری شگرف در ادب و فارسی نهاد و مورد توجه ئو تقلید و اقتفاء اهل ادب قرار گرفت و بر آن شرحها و حاشیه های بسیار نوشتند.(12)

 

 

 

بررسی آثار حریری بویژه مقامه هایش

 

  بدین ترتیب در آثار حریری آنچه که بیشتر نمود پیدا می کند  مقامات حریری است . چنانکه  در نثر او از ابتدا تاکنون  می بینیم؛ مقامه در سیر تحول معنایی خود، در قرن سوم هجری، به یکباره از مقام خود تنزل یافت و به استغاثه گدایان و سوال نیازمندان و بینوایان تبدیل شد، این استغاثه ها غالبا مسجع بوده اند و در ذهن، همان حالت نقالان و نیز حالت خطیبان را که برای سخنرانی می ایستادند تداعی می کرد. این تنزل معنایی سبب گردید اصطلاح مقامه از انحصار مراکز درباری خارج گشته و به ادبیات عامه مردم وارد شود. به مرور زمان مقامه معنا و مفهوم اولیه خود را باز یافت و به سخنان و نوشته های ادبی ای اطلاق گردید که به نثر فنی و مصنوع و همراه با اشعار و امثال و مشحون به صنایع بدیهی اعم از لفظی و معنوی باشد. «کارهای مهم و هنر نمایی ها» را افاده کرده است: «کشتن شنزبه و یاد کردن مقامات مشهور و تاثر مشکور که در خدمت من داشت....»

 

    در مقامات حمیدی هم به معنای مختلف از جمله گفتار صوفیان و هنگامه به کار رفته است. ملک الشعرای بهار در سبک شناسی اش معنای دیگری از آن ارائه داده که در منابع دیگر نیامده است و آن «آهنگ» است که در خراسان مردم عادی به آن «مقوم» می گویند. او در این معنی مقامه را ترجمه «گاه وگاثه» دانسته و آن را با مقام های موسیقی ربط داده است. و اما مقامه و مقاماتی که در این مقال در پی واکاوی و بیان تاریخچه اش هستیم، به روایت بهار، روایات و افسانه هایی هستند که کسی آنها را گرد آورده و با عبارتی مسجع و مقفی و آهنگ دار برای جمعی بخواند یا بنویسد و دیگران آن را بر سر انجمن ها یا در مجالس خاصی بخوانند و از آهنگ کلمات و سجع های آن لذت ببرند.

 

   مقامات در اصل، فنی از انواع فن قصص است ولی با آن تفاوت دارد زیرا در فن قصص بیان رشته داستانی ضروری است اما در فن مقامات جنبه داستان به اندازه ای ضعیف است که خواننده تمایلی به شنیدن موضوع داستانی احساس نمی کند بلکه بیشتر در پی حل دشواری های لفظی و ترکیبات متن و یافتن صنایع لفظی و بدیعی آن است. اما از نظر داستانی مقامات را قصه های کوتاهی دانسته اند که در آنها راوی معینی شخص واحدی را در حالات گوناگون وصف می کند و بر اثر لفاظی گوینده داستان به درازا می کشد. مقامات از نظر موضوع نیز تنوع بسیاری دارد.(13)

 

 

 

نتیجه

 

   و اما هنگامی که می خواهیم حریری را در سبک و آثارش کندوکاو کنیم وببینیم که چگونه بوده است  و پایانی برای مقاله مان داشته باشیم در می یابیم اگر او را با دیگری بسنجیم ، بهتر زوایا و خبایای سبک و آثارش مشخص  می شود  چرا که همواره مقامه نویسی قدرتمند بوده است. مثلا بین حریری و حمیدی در دو زمینه جناس و طباق مقایسه می‏کنیم آن دو این دو صنعت را به طور فراوان استعمال نموده‏اند غیر از اینکه حریری جناس مضارع و لاحق را بیشتر از حمیدی استفاده نموده است همانطوری که حمیدی جناس مصحف را بیش از حریری استعمال نموده است .

 

 و شاید مهمترین عوامل  در این امر برای حریری، عوامل مختلف سیاسی و اجتماعی و اقتصادی و عقلی در پیدایش  فن مقامه نویسی با نثر فنی مؤثر بوده است که چند عنصر در پیدایش آن بارز است.

 

الف : مقامه اسلوب داستانی خود را از شیوه داستانی گرفته است.

 

ب : حریری کلمات غریب و ترکیب‏های مسجع را شاید با استفاده از نثرفنی قدیم عربی استفاده نموده است.

 

ج : حریری  قهرمان و رفتار و سلوک او را در مقامه از راه و روش گدایان که در آن زمان زیاد و منتشر بودند اقتباس نموده است.

 

د : حریری در نگارش مقامه تحت تأثیر اسلوب قصه‏گویان بوده است.(14)

 

  والبته که استفاده از صنایع لفظی بدیعی، مورد توجه ادیبان قرار گرفت از جمله در استعمال سجع به شیوه دقیق به ترقیاتی رسیدند.  به طوری که این معتز اولین کسی به شمار می‌رود که برای رواج این نوع از تألیف ادبی که تا قرن هم ادامه داشت کوشید و نویسندگان بعدی تقلید کردند و شیوه نگارش که در دیوان‌های حکومتی رایج گشت از آنوقت بود. همچنانکه در رسائل این عمید، صاحب ابن عباد (۹۹۵ میلادی) دیده می‌شود. همچنین در مؤلفات مجموعه‌های شعر و تاریخ به شیوه مسجع و مصنوع همانطور که در یتیمه‌الدهر ثعالبی و زهرالاداب حصری (۱۰۶۱) می‌بینیم. این سبک مغلق مصنوع و مسجع نگارش، تا روزگار ابوالعلای معری دوام یافت تا اینکه وی در نثر عربی تغییر و تحولی ایجاد و نظم و نثر عرب را از حال جمود و رکود خارج کرد چه میان نثر و نظم واقعی و نثر مصنوع رایج آن زمان اختلاف فراوان وجود داشت. نگارش نثر مسجع تا عهده بدیع‌الزمان همدانی که کتاب مسجع مقامات را پدید آورد دیده می‌شود و از این روش ابن شهید آندلسی در اسپانیا در التوابع و الزوابع دیده می‌شود و در آن مناظره‌ای است میان او و (عبقری) شیاطین شعرای گذشته. هشت سال عبد ابوالعلای معری رساله الغفران را که مناظره‌ای میان شاعری به نام ابن قارح و دیگران در بهشت و در آن از جنت مطالبی به چشم می‌خورد و یک اثر ادبی نسبتاً جالب محسوب می‌گردد. ولی این شیوه نگارش زنده ادبی رواج چندانی تا ظهور رساله ابن‌زیدون در هجاء‌و خودستائی و مفاخره ابن عبدون یا کتاب کمال‌البلاغه قابوس ابن وشمگیر امیر طبرستان تا مقامات بدیع‌الزمان، انتشار و رواج قطعی نیافت مگر پس از اینکه حریری (۱۱۲۲م) فن مقاله نویسی را احیاء کرد و آنچه وی در مقامات خویش آورده، از آن جلوه گراست که علم و تسلط حریری را در زبان و لغت و ظرایف نکات ادبی و صنایع لفظی و معنوی نشان می‌دهد. در حقیقت آثار حریری و بدیع‌الزمان همدانی صورت صادق و گویائی از جامعه اسلامی است.

 

 

پی نوشت ها

1- زکی مبارک، النثر الغنی فی القرآن الرابع، ج 1، ص 230 233.

2 - دکتر رواقی، ترجمه مقامات حریری ،ص 10.

3 - همان، ص 14.

4 - حسن انوری، فرهنگ بزرگ سخن، ص 52 .

5- فارس ابراهیمی حریری ،مقامه نویسی در ادبیات فارسی و تاثیر مقامات عربی در آن، ص28.

6- سیروس شمیسا ،سبک شناسی  نثر،ص 116.

7- ملک الشعرای بهار، سبک شناسی ج 2، ص 325.

8- قراگوزلو، بدیع ازمان همدانی و مقامات نویسی، ص83.

9- همان، ص84.

10- همان ص85-92.

11- دکتر خطیبی، فن نثر در اب پارسی ،ص 564.

12- همان،565.

13- فارس ابراهیمی حریری، همان،ص 11.

14 ترجمه دکتر فضیلت ،تاریخ ابیات معاصر عرب ،ص 187.

منابع

1- دکتر الخیاط - جلال ، دکتر علوان- علی عباس ، شریف- ازهر، نمرذباب -یوسف و حسین- طالب مهدی ،تاریخ ادبیات معاصر عرب، ترجمه دکتر فضیلت- محمود ،انتشارات دانشگاه رازی، کرمانشاه،1385  .

2- دکتر خطیبی، حسین، فن نثر در ادب فارسی، ج اول تاریخ تطور و مختصات نقد نثر پارسی از آغاز تا پایان قرن هفتم، انتشارات زوار، 1366.

3- ذکاوتی قراگوزلو، علی رضا، بدیع الزمان همدانی و مقامات نویسی ، انتشارات اطلاعات، 1364.

4- دکتر رواقی، علی، ترجمه فارسی مقامات حریری، مؤسسه فرهنگی شهید رواقی،چاپ افست گلشن،1365.

5- ابراهیمی حریری، فارس ،مقامه نویسی در ادبیات فارسی و تاثیر مقامات عربی در آن،تهران 1346.

6- ابراهیمی حریری، فارس، مقامه نویسی در ادب فارسی، دانشگاه تهران، تهران، 1383 .

7 - مبارک، زکی، النثر الغنی فی القرآن الرابع، ج 1.

8- شمیسا، سیروس، سبک شناسی نثر، نشر میترا، تهران 1377.

9- ملک الشعرای بهار، سبک شناسی ج 2، امیرکبیر، تهران،  1355.

10- کیهان فرهنگی، ( مرداد 1382)، (شماره 202).

11- به سرپرستی انوری،حسن، فرهنگ بزرگ سخن، ، سخن ،تهران، 1381.

12- دهخدا، لغت نامه، ذیل مقامه و مقامات.

 13- الفاخوری، حنا ،تاریخ ادبیات زبان عربی، ترجمه عبدالمحمد آیتی ،توس، تهران.

http://www.topiranian.com/maghalat/archives/003711.html

http://gelare-seydmohamadi.persianblog.ir/post/20


 

مجید عوضوردی مقدم
با سلام بنده مجید عوضوردی مقدم دانش آموخته زبان وادبیات عربی ،دانشجوی دکتری الهیات و مدرس دانشگاه میباشم. هدف از ایجاد این وب گاه بالابردن آگاهی علاقه مندان به ادب عرب و نیز استفاده صحیح دانشجویان ادبیات عرب در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد. امید دارم تا بتوانم قدمی در جهت بالابردن این آگاهی بردارم . و ممنون میشم که در هر چه کامل تر کردن این وبلاگ به من کمک کنید . ضمنا اگر مطلبی در این وبلاگ گذاشته شده که لینک اصلی آدرس داده نشده عذر خواهم از طریق ایمیل اطلاع دهید تا رفع سو ء تفاهم شود. شاد و پیروز باشید. در ضمن خوشحال میشم وقتی نظرات ارزشمند شما رو میبینم . دوستان عزیزی که تمایل به همکاری دارند لطفا از طریق ایمیل به بنده اطلاع دهند با تشکر مقدم از همه دوستان برای وقفه ای که در انتشار یا جواب دادن به ایمیلها رخ داده عذر خواهی میکنم
دوستان من:
کدهای اضافی کاربر :