اعراب کلمه ی قُراناً در«انّا انزلناهُ قراناً عربیاً...» :

حال مؤوّل به مشتق است.لکن می توان آن را بدل از ضمیر(هاء) گرفت.

 

* اعراب باجلالٍ در جمله « مَرّ مَوْکبُ هارونَ ... باجلالٍ » 

 حال از نوع شبه جمله ،متعلق به محذوفی است که تقدیرش مُستَقراً می باشد .

 

 



*لاسیِّما : از سه کلمه (لا- سیّ(مثل)- ما(الّذی) تشکیل شده است . این أدات استثناءمرکّب هستند و مستثنای به این کلمه در صورتی که (مفرد وموصوف) باشد به سه حالت (رفع ، نصب ، جرّ) قرائت میشود ، مانند :( الامتحاناتُ صَعْبَةٌ ولاسیّما( امتحانٌ – امتحانِ – امتحاناً ) لَمْ یَسْتَعِدَّ لَهُ التلمیذُ )

  خبر برای مبتدای محذوف │ مضاف الیه بااضافه(سیّ)به آن│تمییز واقع شدن

  

 

*درعبارت:( اُحبُّ اصحابَ العلمِ ولاسیّماالعاملُ بعلمِه منهم)ضمیرعائد(صدرصله) وجوباً بعد از لاسیّما به عنوان مبتداء محذوف است. (شرح ابن عقیل ج1)

  

*اقسام منادی : 

الف) مضاف : یا عَبْدَاللهِ ،ربَّنا! ، ربّی! اُمِّی! 

 ب) شبه مضاف : یا خیراً مِن زیدٍ یا طالعاً جبلاً  

ج)نکره مقصوده(متعرّف درندا):یا رَجُلُ- یا مؤمنُ - یا امُّ- یا معلّمونَ- یاایُّهاالانسانُ

  لفظا مرفوع و محلا منصوب

د) نکره غیرمقصوده : یا رَجُلاً خُذْ بیدی 

  لفظا منصوب

ه) مفرد معرفه (معرفه قبل ازندا): یا یوسفُ – یا اللهُ( اللهُمَّ)

  مبنی بر ضمّ و محلا منصوب

  

 *سیبویه منادی را مفعول به می داند و ناصب منادی را فعل مُقدّر( أدْعُو، واُنادی)می داند که به واسطه وجود حرف ندا، حذف شده است.( زیرا ندا با فعل نمی آید.)

 

 

*انواع لمّا: 

1- حرف جزم و نفی برای فعل مضارع 

2- لمّا استثنائیه (به معنی إلاّ )

3- لمّا ظرفیّه که مخصوص فعل ماضی است و جواب آن نیزماضی می آید. 
مانند: (فلمّا نجّاکم الی البّرِ أعرضتم )