تاملی بر ادب عرب
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
آرشیو وبلاگ
نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱٧

پیش مطالعه

سؤال:

آیا تاکنون اتفاق افتاده است که درسی را که هنوز تدریس نشده است مطالعه کنید؟ 


نکته:

اگر این کار را تجربه کرده باشید ، متوجه شده اید که با درس مورد نظر ، بهتر     توانسته اید ارتباط برقرار کنید. پیش مطالعه ی درس عربی و مطالعه ی کلمات جدید و ملاحظه ی متون جدید ، تصویر بهتری از درس ، در کلاس برای شما ایجاد می کند ؛ به گونه ای که بهتر می توانید در یادگیری درس، مشارکت و فعالیت داشته باشید. از داشتن اشتباه در این مورد هرگز نهراسید . اشتباه ، حقّ یک دانش اموزاست . 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                                           

واژه خوانی

سؤال:

اگر متن درس شما ، از تعداد زیادی کلمات جدید تشکیل شده باشد ، برای فهمیدن درس چه کار می کنید؟

 

نکته:

 به نظر می رسد که بهتر است به واژه نامه ی کتاب مراجعه کنید و معنی آن کلمات را به دست آورید. یادگیری کلمات جدید هر درس ، نقش بسیار مؤثری در فراگیری درس دارد. ترجمه ی متن درس و ترجمه ی جملات مربوط به تمرین ها ، در گرو دانستن معنی این کلمات است. فکر خواندن عربی را بدون خواندن و دانستن معنی واژه ها ، از سر خود بیرون کنید ، مگر این که بر متن خوانی تأکید بیشتری داشته باشید. قواعد مهم است اما نه به  اندازه ی یادگیری معنی واژه ها و جمله ها.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

متن خوانی

سؤال:

شما تا چه حد می توانید یک متن عربی را بدون اشتباه بخوانید؟

نکته:

البته داشتن اشتباه ، مهم نیست ؛ مهم این است که شما اشتباهات را به حداقل برسانید.

پس از یادگیری کلمات جدید درس و اطمینان از یادگیری کامل آن ها ، وظیفه ی دانش آموز ، خواندن متن عربی و صحیح خوانی آن است. البته متن عربی درس حداقل یک  بار باید    پیش مطالعه شده باشد. متن درس هر چه بیشتر خوانده شود ، در یادگیری مؤثرتر است.   در خواندن متن درس در دفعات پایانی ، دانش آموز معمولاً توانایی خواندن متن را به شکل صحیح پیدا می کند و چگونگی بیان جملات را درمی یابد. برای صحیح خواندن متن ،  می توان از نوارهای صوتی نیز استفاده کرد. مهارت خواندن از مهارت های مهم یک زبان محسوب می شود.

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بازیابی واژه ها

سؤال:

آیا تا به حال برای شما پیش آمده است که با این که کلمات جدید درس را هم خوانده اید در ترجمه ی یک جمله مشکل داشته باشید؟

 

نکته:

احتمالاً این مشکل ، مربوط به فراموش کردن واژه هایی است که در درس های قبل یا سال پیش خوانده اید. پس از خواندن متن ، نسبت به ترجمه ی آن به فارسی اقدام کنید. برای انجام این کار ، علاوه بر دانستن معانی کلمات جدید ، باید معنی کلمات خوانده شده ی قبلی را نیز بدانید. به عبارتی باید معنی هریک از واژه ها را بدانید. البته گاهی شما از روی متن ، می توانید جمله ای را که یکایک معنی آن را نمی دانید ، ترجمه کنید. برای دستیابی به معنی این کلمات ، بهترین کار ، مراجعه به این معنی کلمات در درس های قبلی و یا   کتاب های پایه ی قبل است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ترجمه

سؤال:

اگر شما مترجم یک کتاب داستان باشید ، آن را چطور ترجمه می کنید؟ آیا به همان ترتیبی که کلمات عربی در جمله قرار گرفته اند ، معنی فارسی آن ها را کنار هم  می چینید؟ یا سعی  می کنید ترجمه ی روان و ساده ای را ارائه کنید؟

 

نکته:

  قطعاً اگر ترجمه ی شما ساده و روان باشد ، خواننده ی کتاب شما بیشتر می شود.  پس سعی کنید جملات به فارسی روان معنی شوند و از حفظ کردن معنی جملات ، بدون دانستن معانی یکایک  کلمات خودداری کنید. زیرا این امر یکی از عوامل خستگی دانش آموز است و این کار نه تنها سودی برای دانش آموز ندارد ، بلکه باعث افزایش کار دانش آموز و کاهش کارآیی او می شود. معمولاً تعداد جملات از تعداد واژه ها بیشتر است و حفظ کردن معنی جملات ، سنگین تر از حفظ کردن واژه هاست ؛ پس به فکر صرفه جویی باشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پاکنویس

سؤال:

شما جزوه ودفتر خود را چگونه تهیه می کنید؟  آیا از قبل ، تلاش خود را کرده اید و پاسخ هایی کم و بیش درست یا غلط ارائه  داده اید؟ به نظر شما کدام روش باعث یادگیری بیشتر می شود؟

نکته:

 هنگامی که قصد مطالعه از روی جزوه را دارید ، جمله های عربی را از روی کتاب بخوانید و سعی کنید آن ها را ترجمه کنید. پس از ترجمه ی هر جمله  ، به برگه ترجمه خود مراجعه کنید. در صورت داشتن خطا ، مورد را ، بررسی و اصلاح  نمایید. هنـگام  مطالعه ی ترجمه، جملات بعدی باید با وسیله ی مناسبی پوشانده شود تا چشم ، با  آن ها برخورد نداشته باشد.

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

قواعد

سؤال:

شما تا چه حد به خواندن و آموختن قواعد اهمیت می دهید؟

 

نکته:

برخی به قدری در این مورد زیاده روی می کنند که گویی هدف آن ها از آموختن عربی ، آموختن قواعد است. بهترین زمان برای یادگیری قواعد ، بعد از متن خوانی و ترجمه است. چه بسا خود شما به این روش متوجه قواعد بشوید ، بدون این که قواعد را مطالعه کرده باشید. قواعد را یا مستقیماً از کتاب مطالعه کنید و یا با توجه به شیوه های ابتکاری معلمان محترم که به طور خلاصه در اختیار شما  قرار داده می شود آن ها را  مورد بررسی قرار دهید ، به شرط آن که چیزی ازمطالب جا نمانده باشد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

درک مطلب

سؤال:

حل تمرین درک مطلب را چه زمانی انجام می دهید؟ آیا پیش از این که متن درس و ترجمه ی آن را مرور کرده باشید ، قصد حل تمرینات درک مطلب را دارید؟

 

نکته:

 به یاد داشته باشید که همان طور که جایگاه درک مطلب از نظر مکانی ، بعد از متن است ؛ از نظر زمانی هم بعد از آن است. پس از مطالعه و ترجمه ی متن ، به تمرین درک  مطلب بپردازید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

حل تمرین

سؤال:                                                                                                   

شما تمرین ها را چگونه حل می کنید؟ آیا اصراری بر دانستن معنی آن ها دارید؟ آیا      می دانید دانستن معنی آن ها معمولاً کمک بزرگی به حل آن ها می کند؟

 

نکته:

 تمرین ها را  با توجه به موارد گفته شده ، مورد بررسی و مطالعه ی خود قرار دهید. اهمیت تمرین ها از متن درس کمتر نیست و شما با حل تمرین ها به اهداف اصلی درس  می رسید. دانستن معنی جملات تمرین ها را فراموش نکنید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

                                         کتابهای کمک درسی

سؤال:

آیا شما از کتاب های کمک درسی استفاده می کنید؟ معیار شما برای انتخاب این کتاب ها چیست؟

 

نکته:

 کتاب های کمک  آموزشی در درس عربی بر دو نوع اند: نوعی از آن ها ، متن   درس ها را ترجمه کرده و پاسخ تمرین ها را در اختیار دانش آموز قرار می دهند. دانش آموزی که از این کتاب ها استفاده می کند ، معمولاً قدرت تفکر خود را از دست می دهد و فقط به حفظ کردن پاسخ ها می پردازد. نوعی دیگر از کتاب ها ، با طرح سؤالات و  پرسش ها ی مختلف ، باعث ایجاد تفکر در دانش آموز می شوند که البته باید در انتخاب آن ها دقت کرد. ضمناً برخی از این کتاب ها به طرح مباحث خارج از کتاب می پردازند که ضرورتی به مطالعه ی آن ها نیست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مروری بر قواعد سال قبل

سؤال:

برای خواندن یک کتاب درسی  ، شما علاوه بر دانستن معنی کلمات به چه چیز دیگری نیاز دارید؟ آیا قواعد کتاب قبلی را خوب می دانید؟

 

نکته:

 به عنوان مثال  در عربی دوم راهنمایی ، یادگیری درس اول از نظر قواعد ، اهمیت بسیار زیادی دارد. زیرا مجموعه ی این قواعد ، تشکیل دهنده ی نکات مهم دستوری عربی اول است که تا پایان ، ضرورت دارد شما آن ها را بدانید.  یادگیری قواعد فعل ماضی و مضارع که در کتاب عربی دوم راهنمایی مطرح شده است ، برای دوره ی متوسطه اهمیت بسیار زیادی دارد. حل مشکل دبیرستانی ها معمولاً در یادگیری فعل ماضی و مضارع است ؛ پس مروری جدی بر آن ها داشته باشید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

روش پرسش و پاسخ

سؤال:

آیا تاکنون از شما خواسته شده که برای یک درس ، چند سؤال بسازید؟

 

نکته:

 روش پرسش و پاسخ از روش های مفید است که حتی می توان بیشترین زمان  تدریس را به این روش سپری کرد. برای حل بسیاری از تمرین ها در عربی دوم   می توان سؤال هایی در ارتباط با ((کلمات راهنما)) مطرح کرد. به عنوان مثال در جمله ی ((اَلطالِباتُ . . . الدرسَ.)) که قرار است با فعل ماضی از ریشه ی ((سَمِعَ)) تکمیل شود ، سؤالاتی را     درباره ی کلمه ی ((الطالبات)) به عنوان ((کلمه ی راهنما)) ، می توان مطرح نمود که عبارت است از : آیا این کلمه مفرد است یا مثنی یا جمع؟ مذکر است یا مؤنث؟ غایب است یا مخاطب یا متکلم؟ این در حالی است که معلم محترم ، هر یک  از این اصطلاحات را برای دانش آموزان توضیح داده است.

 

 

 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

درس اول

سؤال:

به نظر شما در کتاب های عربی کدام درس از همه مهم تر است؟

 

نکته:

 شاید شما سخت ترین درس را مهم ترین درس می دانید. مهم ترین درس همان درس اول است. اگر شما درس اول را خوب بدانید ، مشــــــکل شما در یادگیری درس های بعد کمتر    می شود.  در عربی سوم نیز ، یادگیری درس اول ، بسیار مهم است. زیرا نه تنها در ترجمه ی متن ها به دانستن فعل ماضی و مضارع نیازمندیم ، بلکه برای ساختن فعل امر ، نهی و ماضی و مضارع منفی به دانستن این قواعد احتیاج داریم.


ادامه مطلب ...
نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱٦

 

کتابهای فرهنگ لغت

نام کتاب

نویسنده / مترجم

ناشر

ویژگی

1- فرهنگ معاصر عربی – فارسی چاپ اوّل 1379

نوشته: هانس ور

ترجمه:دکتر آذرتاش آذرنوش

نشر نی

6498294

دارای ترجمه مصطلحاتی که در کتب دیگر موجود نیست . انتخاب مناسب معادلهای فارسی

2- فرهنگ لاروس عربی – فارسی

نوشته: دکتر.خلیل الجرّ

ترجمه: دکتر.سیدحمید طبیبیان

امیر کبیر

دارای ترجمه اصطلاحات علمی و فنّی

3- فرهنگ اصطلاحات روز

دکتر: محمد غفرانی و

دکتر: مرتضی آیت الله زاده شیرازی

امیر کبیر

دارای عبارات، ترکیبات، جمله ها و اصطلاحات امروزی

4- فرهنگ قواعد زبان عربی

نوشته: آنطوان دحداح

ترجمه:دکتر.عبدالعلی آل بویه لنگرودی

انتشارات دانشگاه بین المللی امام خمینی  کد 0281

2،6،7- 661201

روش نو در تنظیم و  ترتیب موضوعات قواعد و استفاده از نمودارها و جدولها در آموزش

5- مجمع اللغات

ترجمه و تنظیم بخش فارسی

دکتر: آذرتاش آذر نوش

دکتر: سید مرتضی آیت الله   زاده شیرازی

دفتر نشر فرهنگ اسلامی

3112100

فرهنگ مصطلاحات به چهار زبان عربی، فارسی، فرانسه و انگلیسی

6- المعجم المفهرس لـألفاظ القرآن کریم

محمد فؤاد عبد الباقى

نشر پرتو (اسماعیلیان) ناصرخسرو پاساژ مجیدی 396310

یافتن سریع و آسان آیات قرآن کریم

7- المنجد  ( فـﻰ اللغة و فـى الاعلام) عربی- عربی

لویس معلوف

نشر اسماعیلیان

396310

بسیاری از فرهنگها از این کتاب اقتباس کرده اند. قسمت اعلام برای شناخت بزرگان مفید است.

8- فرهنگ فرزان فارسی – عربی

دکتر: سیدحمید طبیبیان

نشر و پژوهش فرزان 8768524

دارای آوانگاری واژه های فارسی از کامل ترین فرهنگ های فارسی – عربی

9- فرهنگ دانش‌ آموز

دکتر: عیسی متّقی زاده

انتشارات مدرسه   9-8800324

مناسب برای مدرسه و دانش آموز

10- فرهنگ اصطلاحات معاصر عربی – فارسی

چاپ اوّل 1377

نجفعلی میرزایی

دارالثقلین قم

732993

راهنمای جامع اصطلاحات سیاسی- مطبوعاتی و اجتماعی

11- فرهنگ فارسی به عربی

چاپ دوم 1377

دکتر محمّد التّونَجى

انتشارات هیرمند 6461007

6016686

نویسنده کتاب عرب زبان است و آنرا برای عربهایی که می خواهند فارسی بیاموزند نوشته است.

12- اعلام قرآن

دکتر محمد خزائلی

انتشارات امیر کبیر

پژوهش کامل در اسم های علم مانند آدم، آزر، ابراهیم ابلیس، ادریس، ارم، ذوالقرنین،‌ جودی، ‌سبأ

 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱٦

 

فعل ماضی :
فعل ماضی از یک ریشه (ماده ، بن ) به علاوه تعدادی «ضمیر» ساخته می شود.
صرف فعل ماضی:

 

مفرد

مثنی

جمع

غایب مذکر

ذَهَبَ

ذهبا

ذهبوا

مؤنث

ذَهَبَتْ

ذهبتا

ذَهَبْنَ

مخاطب مذکر

ذَهبتَ

ذهبتا

ذهبتم

مؤنث

ذَهَبتِ

ذهبتما

ذَهبتُنَّ

                                      متکلم ( ذهَبْتُ - ذَهَبْنا)  

 

 

     فعل مضارع : فعل مضارع ، علاوه بر ریشه و ضمیر تعدادی علامت دیگر هم دارد
صرف فعل مضارع :

 

 

 

 

مفرد

مثنی

جمع

غایب مذکر

یَذهبُ

یَذهبانِ

یذهبون

غایب مؤنث

تَذهبُ

تَذهبانِ

یَذهَبْنَ

مخاطب مذکر

تَذهَبُ

تَذهبانِ

تَذهبون

مخاطب مؤنث

ذتَذهبینَ

تَذهبانِ

تَذهَبنَ

                                       

                                           متکلم ( اذْهَبُ – نَذْهبُ)

 

    فعل امر : در فعل امر، حروف مضارع پوشانده شده و به جای آن یک حرف «ا» گذاشته می شود و حرف «نون» نیز جز صیغه مؤنث جمع حذف می شود .
صرف فعل امر

 

مفرد

مثنی

جمع

غایب مذکر

_

_

_

غایب مؤنث

_

_

_

مخاطب مذکر

اِذْهَبْ

اِذهَبا

اِذهَبوا

مخاطب مؤنث

اِذهَبی

اِذهَبا

اِذهبنَ

                                        

                                              متکلم ( _ _ )  

 

  همزه فعل امر در بعضی از فعل ها کسره (-ِ) و در بعضی از فعل ها ضمه (-ُ) دارد.


مانند اذْهَبْ – اِجْلِسْ – اُکْتُبْ

اگر حرف دوم اصلی مضارع (عین الفعل ) ضمه (-ُ) داشته باشد همزه امر نیز ضمه (-ُ) خواهد داشت در غیر این صورت کسره (-ِ) خواهد داشت

هر گاه حرف «لا» مقابل فعل های مضارع مخاطب قرار گیرد، تنها در پی تغییر دادن

آخر فعل است.
صرف فعل نهی :

 

مفرد

مثنی

جمع

غایب مذکر

_

_

_

غایب مؤنث

_

_

_

مخاطب مذکر

لاتَذهَبْ

لاتَذهبا

لاتَذهبوا

مخاطب مؤنث

لاتَذهبی

لاتَذهبا

لاتَذهبنَ

                                               

                                                 متکلم ( _ _ )  

ضمیر- اسم اشاره – صرف ضمیرها    

 

مفرد

مثنی

جمع

غایب مذکر

هو

هما

هم

غایب مؤنث

هی

هما

هُنَّ

مخاطب مذکر

انتَ

انتما

انتم

مخاطب مؤنث

انتِ

انتما

انتُنَّ

 

                                  متکلم ( أنا - نحنُ )  

روش ساختن فعل امر حاضر:

 

فعل امر حاضر از مضارع مخاطب می سازیم و برای این کار 4 عمل انجام می دهیم:
1. حرف (ت) را از سر مضارع مخاطب بر می داریم
2. در صورت نیاز بر سر فعل همره (ا) می آوریم ( درصورتی به همزه نیاز داریم که بعد از حذف «ت» فعل با سکون شروع شود)
3. به این همزه( ا) حرکت می دهیم اگر حرف اصلی دوم فعل ضمه «-ُ» داشته باشد به این همزه نیز ضمه «-ُ» میدهیم در غیر این صورت کسره می دهیم.
4. ضمه «-ُ» یا نون را از آخر فعل حذف می کنیم (غیر از صیغه جمع مؤنث) مانند: تذهَبُ --> ذْهبُ --> اذهبُ--> اذْهبُ--> أذهَبْ
تُجلسانِ --> جْلسان --> اجْلسان --> اجْلسانِ --> اجْلسا
تکتُبونَ --> کْتُبونَ --> اکتُبونَ --> اُکْتبونَ --> اُکتُبوا
تذْهبنَ-->ذْهبینَ --> اذْهبینَ --> اذْهبینَ --> اذْهبی
تُعَجّلونَ --> عَجّلونَ به همراه «ا» نیازی نیست --> عجّلوُا
 

 

 

  وزن :

اغلب کلمات عربی غالباً سه حرف اصلی دارند. برای پیدا کردن وزن هر کلمه در عربی به جای حروف اصلی آن کلمه به ترتیب (ف) ، (ع) ، (ل) قرار می دهیم و بقیه حروف را عیناً در وزن می آمدیم و حرکت سکون همه حروف را نیز عیناً در وزن می نویسیم.
کَتَبَ --> فَعَلَ
نکْتُبُ--> یَفْعُلُ اَکْتُبْ --> اُفْعُلْ
نأصر --> فاعل عَلِمَ --> فَعِلَ
یَذْهَبُ --> یَفْعلُ اِجْلِسْ --> افْعِلِ
منصور --> مفعول بَعُدَ --> فَعُلَ
یَجْلِسُ --> یَفْعِلُ اذهَبْ --> افْعل
شَهید --> فَعیل
 
javascript:;

  جمله اسمیه : جمله ای است که غالباً با اسم شروع می شود و دو رکن دارد

أ‌.        مبتدا
2. خبر
مبتدا :‌اسمی است که غالباً در ابتدای جمله می آید و درباره آن خبری می دهیم.
مانند : الطّالبُ در جلمه : الطّالبُ جالسٌ
خبر : کلمه یا کلماتی است که غالباً بعد از مبتدا می آید و معنی جمله را کامل می کند و درباره مبتدا خبر می دهد.
مانند : جالس در جمله الطّالبُ جالسٌ
مبتدا و خبر هر دو مرفوع هستند (رفع می گیرند)
علامت رفع غالباً (-ُ یا –ٌ ) است.
مانند :‌الطّالبُ(مبتدا) جالسٌ(خبر)
 

ب‌.   جمله فعلیه : جمله ای است که غالباً با فعل شروع می شود و دو رکن دارد :

1.    فعل
2. فاعل: اسمی است که کار انجام می دهد. فاعل نیز مانند مبتدا و خبر مرفوع است. (رفع می گیرد)

مانند : جلس الطّالبُ علی الکرسیّ .
در بعضی از جمله های فعلیه علاوه بر فعل و فاعل ، مفعول هم وجود دارد.
مفعول کلمه ای است که کاربر آن واقع می شود. مفعول منصوب است (نصب می گیرد) علامت نصب غالباً (-َ یا –ً ) است.



کَتبُ(فعل) الطالبُ(فاعل) رسالةً (مفعول)
 

علامت رفع غالباً (-ُ یا –ٌ ) است.
مانند :‌الطّالبُ(مبتدا) جالسٌ(خبر)
 

 

  تقسیم اسم به مفرد و مثنی وجمع :

اسم مفرد :‌کتاب ، قَلَم، محفَظة، مَدْرسة
اسم مثنی : انِ : کتابانِ ، قلمانِ ، محفظتانِ ، مدرستانِ
اسم مثنی : ین : کتابَیْنِ، قلَمینِ ، محفظتینِ ، مدرستینِ
اسم مذکر : ونَ : معلّم --> معلّمونَ ، مؤمن --> مؤمنونَ
اسم مذکر : ین َ : معلّم --> معلّمین َ ، مؤمن--> مؤمنینَ
اسم جمع مؤنث : ات : معلّمة --> معلّمات، مؤمنة --> مؤمنات
اسم جمع مکسر : معلمة --> معلمات ، مؤمنه --> مؤمنات
مکسر : نشانه خاصی ندارد : مانند : کتاب --> کتُبُ ، مدْرسة --> مدارِس
 


ادامه مطلب ...
نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

در زبان عربی کلماتی وجود دارند که موجب ارتباط و اتصال میان اجزای جمله می شوند.
مانند (الذی یجتهد فهو ینجُحُ) کسی که تلاش می کند موفق می شود به چنین کلماتی که از جنس اسم هم هستند موصول می گویند.
موصول دو نوع است:
1. موصول خاص
2. موصول مشترک

1 – موصول خاص موصولی است که برای مذکر و مؤنث همین طور برای مفرد و مثنی و جمع صیغه های خاص دارد.
مثلاً : برای مفرد مذکر (الذی) به معنی ( که ، کسی که ، چیزی که )
برای مفرد مؤنث (التی) به معنی (که ، کسی که ، چیزی که )
برای جمع مذکر ( الذی) به معنی ( که ، کسانی که )
برای جمع مؤنث ( اللاتی) به معنی (که ، کسانی که )
موصول در عربی بر حسب ما قبل خود تغییر می کند مانند :
الطّالبُ الذی یجتهد یَنْجَحُ
الطالبةُ التّی تتْجهدُ تنْجَحُ
الطّلابُ الذین یجتهدون ینجحون
الطالباتُ اللاتی یجْتهدون ینْجَحْنَ

2 – موصول مشترک : موصولی است که برای مذکر و مؤنث و برای مفرد و مثنی جمع یکسان بکار می رود.
مانند (مَنْ)به معنی (کسی که ، کسانی که ) و (ما) به معنی (چیزی که چیزهایی که ، آنچه)
 

در جهان کلمات گاهی به کلماتی برمی خوریم که در شرایط مختلف، تغیراتی در چهره ی ظاهری آنها پدید می آید، در کلمات معیار تغییر، حرف آخر آنهاست. برخی کلمات در زبان عربی با تغییر موقعیت در جمله در جمله حرکت حرف آخرشان تغییر می کند و تعدادی نیز در همه ی موقعیت ها حرکت حرف آخر شان ثابت می ماند.
به کلماتی که حرکت حرف آخر آنها با تغییر موقعیت تغییر می کند «معرب» می گویند.
به کلماتی که حرف آخر آن ها در هر موقعیت ثابت بماند «مبنی» می گویند.
(مانند هذا) : جاءَ هذا
رَأَیْتُ هذا
سَلّمتُ علی هذا
اما کلمات معرب بر اساس حرکت حرف آخر آنها به چهار گروه تقسیم می شوند . حرکت حرف آخر کلمات معرب ، اعراب نامیده می شود.
1. مرفوع : کلمه ای است که اعراب آن رفع یعنی (-ٌ و –ُ) باشد. جاءَ الطّالبٌ .
2. منصوب : کلمه ای است که اعراب آن نصب یعنی (-ً یا –َ ) باشد . رَأَیتَ طالباً
3. مجرور : کلمه ای است که اعراب آن جر یعنی ( -ٍ یا –ِ ) باشد. سلّمْتُ علی طالبٍ
4. مجزوم : کلمه ای است که اعراب آن جزم یعنی (-ْ) باشد. لا تکْتُبْ
 



  گروههای کلمات مبنی :

1. مبنی بر ضم : کلمه ای است که حرکت حرف آخر آن همیشه و بصورت ثابت –ُ باشد.
مانند : نحنُ – مُنْذُ - کَتَبوا
2. مبنی بر فتح : کلمه ای است که حرکت حرف آخر آن همیشه و بصورت ثابت –َ باشد.
مانند هُوَ – کَتَبَ
3 – مبنی بر کسر : کلمه ای است که حرکت حرف آخر آن همیشه و بصورت ثابت –ِ باشد.
مانند :‌اَنْتِ
4 – مبنی بر سکون : کلمه ای است که حرکت حرف اخر آن همیشه و بصورت ثابت –ْ باشد.
مانند مَنْ ، اُکْتُبْ
کلماتی مانند : لا ، الی ، عَلی که حرف آخرشان الف است نیز مبنی بر سکون هستند.
و کلماتی مانند : فی ، الذی، اللاتی که حرف آخرشان ی ساکن است نیز مبنی بر سکون هستند
 



  کلمات معرب و مبنی :

کلمه : حرف – فعل – اسم
حرف : همه حروف مبنی اند
فعل: ماضی و امر مبنی هستند
فعل مضارع معرب است
اسم : ضمیرها ، اسم های اشاره ، اسمهای موصول ، اسمهای استفهام مبنی هستند.
اسم : بقیه ی اسم ها معرب هستند (غیر از اسم هایی که در خط بالا نام برده شده اند)
 

جمله دو نوع است : جمله اسمیه ، جمله فعلیه
جمله فعلیه : جمله ای است که غالباً با فعل شروع می شود جمله فعلیه دو رکن دارد.
الف : فعل
ب: فاعل
فعل : به انجام دادن کاری یا داشتن حالتی در زمان معین دلالت می کند فاعل همان انجام دهنده کار (فعل) است.
فاعل : در عربی حتماً باید بعد از فعل بیاید و اگر قبل از فعلی بیاید دیگر فاعل نامیده نمی شود و نام دیگری دارد که فاعل همیشه رفع می گیرد و به عبارت دیگر فاعل همیشه دو نوع است و علامت رفع غالباً ( -ٌ یا –ُ ) است.
فعل از جهت ( مذکر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت می کند.
فعل از جهت (مذکر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت می کند.
هر گاه فعل در آغاز جمله بیایدف به آن جمله ی فعلیه می گوئیم.
در صیغه های غایب هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر بیاید، فعل به صورت مفرد می آید.
هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر نیامده باشد، فعل همراه ضمیری می آید که همان ضمیر فاعل است
در صیغه های مخاطب و متکلم همانند همه زبانها – فاعل به صورت ضمیر می آید.
مانند : اکتُبُ (انا) – تَکْتبون َ ( و) تکتبین (ی )
به فعل هایی که معنای آنها با فاعل کامل می شود، لازم می گوئیم.
به فعل هایی که علاوه بر فاعل ، به مفعول نیز نیاز داشته باشد متعدی می گوییم.
مفعول از دو راه تشخیص می دهیم؟
1. تشخیص از راه معنا
2. تشخیص از راه علامت
قدم نخست برای تشخیص مفعول به همچون سایر نقش ما ، مهم معنای عبارت است. در زبان عربی مفعول به نیز دارای علامتی است که به وسیله آن می توان مطمئن شد که تشخیص ما صحیح بوده و کلمه مورد نظر مفعول به است.
علامت اختصاصی مفعول به معمولاً فتحه ( -َ -ً ) است یعنی مفعول به پیوسته منصوب می باشد.مفعول به معمولاً بعد از فاعل می آید.
ضمیر منفصل منصوب ( ایّاک و ...) ونیز ضمایز متصل به هر سه قسم کلمه‌، با فعل بیایندف غالباً مفعول به هستند
 



  جار و مجرور :

به حروفی از قبیل مِنْ (از) فی (در) الی (به سوی) لی(برای ) علی (بر روی) بِ (با) کَ (مانند) عن (از) حروف جر ، به اسم پس از آنها مجرور و به هر دو جار و مجرور می گوئیم.
حروف جز تنها قبل از اسم می آیند.
 

جمله دو نوع است : جمله اسمیه ، جمله فعلیه
جمله فعلیه : جمله ای است که غالباً با فعل شروع می شود جمله فعلیه دو رکن دارد.
الف : فعل
ب: فاعل
فعل : به انجام دادن کاری یا داشتن حالتی در زمان معین دلالت می کند فاعل همان انجام دهنده کار (فعل) است.
فاعل : در عربی حتماً باید بعد از فعل بیاید و اگر قبل از فعلی بیاید دیگر فاعل نامیده نمی شود و نام دیگری دارد که فاعل همیشه رفع می گیرد و به عبارت دیگر فاعل همیشه دو نوع است و علامت رفع غالباً ( -ٌ یا –ُ ) است.
فعل از جهت ( مذکر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت می کند.
فعل از جهت (مذکر و مؤنث) با فاعل خود مطابقت می کند.
هر گاه فعل در آغاز جمله بیایدف به آن جمله ی فعلیه می گوئیم.
در صیغه های غایب هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر بیاید، فعل به صورت مفرد می آید.
هر گاه فاعل به صورت اسم ظاهر نیامده باشد، فعل همراه ضمیری می آید که همان ضمیر فاعل است
در صیغه های مخاطب و متکلم همانند همه زبانها – فاعل به صورت ضمیر می آید.
مانند : اکتُبُ (انا) – تَکْتبون َ ( و) تکتبین (ی )
به فعل هایی که معنای آنها با فاعل کامل می شود، لازم می گوئیم.
به فعل هایی که علاوه بر فاعل ، به مفعول نیز نیاز داشته باشد متعدی می گوییم.
مفعول از دو راه تشخیص می دهیم؟
1. تشخیص از راه معنا
2. تشخیص از راه علامت
قدم نخست برای تشخیص مفعول به همچون سایر نقش ما ، مهم معنای عبارت است. در زبان عربی مفعول به نیز دارای علامتی است که به وسیله آن می توان مطمئن شد که تشخیص ما صحیح بوده و کلمه مورد نظر مفعول به است.
علامت اختصاصی مفعول به معمولاً فتحه ( -َ -ً ) است یعنی مفعول به پیوسته منصوب می باشد.مفعول به معمولاً بعد از فاعل می آید.
ضمیر منفصل منصوب ( ایّاک و ...) ونیز ضمایز متصل به هر سه قسم کلمه‌، با فعل بیایندف غالباً مفعول به هستند
 



  جار و مجرور :

به حروفی از قبیل مِنْ (از) فی (در) الی (به سوی) لی(برای ) علی (بر روی) بِ (با) کَ (مانند) عن (از) حروف جر ، به اسم پس از آنها مجرور و به هر دو جار و مجرور می گوئیم.
حروف جز تنها قبل از اسم می آیند.
 

جمله اسمیه : جمله ای است که غالباً با اسم شروع می شود و دو رکن دارد
مبتدا، خبر
1. مبتدا : اسمی که غالباً در ابتدای جمله می آید و درباره آن خبر می دهیم مانند (المؤمن) در جمله (المؤمن صبورُ)
2. خبر : کلمه یا کلماتی است که غالباً بعد از مبتدا می آیاد و درباره مبتدا خبرمی دهد و معنی جمله را کامل می کند. مانند : (صبور) در جمله المؤمن صبورٌ اعراب مبتدا و خبر هردو رفع است و به عبارت دیگر مبتدا و خبر مرفوع هستند و علامت رفع آنها غالباً ( -ٌ یا –ُ ) است.
خبر معمولاً از لحاظ مذکر و مؤنث از مبتدا تبعیت می کند.
جاءَ الطالبُ : فعل و فاعل
الطالبُ جاء : مبتدا و خبر

برای یافتن خبر پی بردن به مفهوم عبارت راهگشاست. ترجمه و معنای جمله خبر را مشخص می کند.

خبر غالباً به یکی از سه صورت زیر می آید :
1. مفرد (مؤمن صبورٌ)
2. جمله فعلیه (المسلمُ یَصْدقُ)
3. جار و مجرور(النجاةُ فی الصّدق)

اعراب کلمات مبنی ( ضمایر، اشاره ، ....) محلی است.
اعراب جمله و شبه جمله نیز محلی است.
بنابراین در مبتدا و خبر، ضمایر و اسم های اشاره و جمله ها و شبه جمله ها محلاً مرفوع می باشند.
محلی یا محلاً : یعنی کلمه مورد نظر در محلی قرار گرفته که اعراب خاصی را می طلبد اما از گرفتن آن ناتوان است.
مثلاً وقتی می گوئیم : هذا در جمله هذا کتابٌ
محلاً مرفوع است یعنی این کلمه در محلی و موقعیتی واقع شده که باید مرفوع می شد اما از گرفتن اعراب رفع ناتوان است.
 

 

نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

ضمیر کلمه ای است که به جای اسم می نشیند و از تکرار آن جلوگیری می کند مانند :
(دوستم را دیدم و به او سلام کردم) و به مربی مانند (رأیتُ صدیقی و سلّمتُ علیه) ضمیر دو نوع است:
1. منفصل
2. متصل

1 – ضمیر منفصل : ضمیری است که به صورت مستقل در جمله بکار می رود و به کلمه دیگری تکیه نمی کند مانند :‌هو تلمیذٌ
2 – ضمیر متصل : ضمیری است که در جمله همراه کلمه دیگری می آید و به آن تکیه می کند مانند : هذا کتابُهُ و ذلک دفترُهُ
 

منفصل متصل
نوع اول نوع دوم همراه اسم فقط همراه فعل
وفعل و حرف همراه ماضی همراه مضارع همراه امر
هو ایاهُ هُ کتب یکتب -
هما - هما کتبا یکتبان -
هم - هم کتبوا یکتبون -
هی - ها کتبتْ تکتب -
هما - هما کتبتَا تکتبان -
هن - هنَّ کتبنَ یکتبن -
انتَ ایاکَ کَ کتبتَ تکتب اُکتب
انتما - کما کتبتما تکتبان اُکتبا
انتم ایاکم کم کتبتم تکتبون اُکتبوا
انتِ - کِ کتبتِ تکتبین اُکتبی
انتما - کما کتبتما تکتبان اُکتبا
انتن - کن کتبتنَّ تکتبن اُکتبنَ
انا ایای ی کتبتُ اکتبُ -
نحن - نا کتبنا نکتبُ -

 

در این صیغه ها ضمیر مستتر است یعنی پنهان است و خود را نشان نمی دهد
در صیغه اول ماضی و مضارع ضمیر (هُوَ) مستتر است
در صیغه چهارم ماضی و مضارع (هی) مستتر است
در صیغه هفتم مضارع و امر ضمیر (انتَ) مستتر است
در صیغه سیزدهم مضارع ضمیر (أنا) مستتر است
در صیغه چهاردهم مضارع ضمیر (نحنُ) مستتر است. (در این صیغه حرف تْ ضمیر نیست و فقط علامت مؤنث است)
توجه :‌هنگام اتصال فعل به ضمیر (ی) حروف (ن) میان آن دو آورده می شود اسم این (ن) نون وقایه است.
مانند : علّمَ + ی --> علّمنی
اُنْصُرْ + ی --> اُنْصرُنی
یَنْصُرُ + ی --> یَنْصُرُنی
نون وقایه برای نگهداری حرکت آخرفعل تغییر نکند
 

نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

سایر انواع مشتق :

1. اسم فاعل
2. اسم مفعول (توضیح داده شد)
3 - اسم زمان : اسمی است که بر زمان وقوع فعل دلالت می کند.
4 – اسم مکان : اسمی است که بر مکان وقوع فعل دلالت می کند
اسم زمان و مکان هر دو بر یک وزن می آید. اسم مکان و اسم زمان بر وزن مَفْعَلْ و مَفْعِلْ می آید مانند :
اسم زمان : مَغْرِبْ ، مَشْرِقْ، مَبْدأ
اسم مکان : مَسْجِدْ، مَطْبَخْ ، مسْکَن
5 – صفت مشبهه : بر دارنده صفتی نسبتاً پایدار دلالت می کند و مانند صفت مطلق یا ساده فارسی است. مهمترین وزن های صفت مشبهه عبارتند از :
فعیل : فَعِل ، فَعْل، فَعْلانِ
شریف، کَسَلِ ، صَعْب ، عطشان
6 – اسم مبالغه : بر زیاد بودن یک صفت در انسان یا بسیار پرداختن بدان دلالت می کند مهمترین وزنهای اسم مبالغه عبارتند از :
فعّال، صیّار، غفّار
فعّالة ، علّامة ، أمارة
7- اسم تفضیل : اسمی است که نمایانگر کمتر یا زیادتر بودن صفتی در فردی یا شیئی نسبت به دیگری است . اسم تفضیل در زبان عربی معمولاً بر وزن اَفْعَلْ است. این وزن در جمله هم برای مذکر و هم برای مؤنث بکار می رود.
حسینٌٍ اکرمُ من رحیمٍ
مریمٌ اَکْرمُ مِنْ فاطمة
اما وزن فُعْلی فقط برای مؤنث بکار می رود مانند :
حُسْنی ، کُبْری، عُظْمی
 



  ویژگیهای فردی - نقش آن در جمله

بررسی ویژه گیهای فردی هر کلمه بدون در نظر گرفتن موقعیت آن در جمله در زبان فارسی تجزیه نام دارد و در عربی التحلیل الصرّفی
بررسی نقش هر کلمه با توجه به موقعیت آن در جمله در زبان فارسی ترکیب نام دارد و در عربی الاعراب سپس بنابراین باید برای هر کدام از اقسام کلمه در الاعراب و التحلیل الصرفی موارد زیر را باید تشخیص دهیم.
اسم : مفرد یا مثنی یا جمع ( عدد) – مذکر یا مؤنث جنس – مشتق یا جامد – و نقش اعراب آن در جمله (فاعل، مفعول ، مبتدا….)
فعل : ماضی یا مضارع یا امر، صیغه (غائب ، مخاطب، متکلم ) مجرد یا مزید …….نقش آن در جمله و اشاره به فاعل آن
حرف : نوع آن و ….
 



  تجزیه و ترکیب به ما کمک می کند که :

1. هر یک از کلمات را درست بشناسیم
2. موقعیت هر کلمه را در جمله تشخیص دهیم
3. مفهوم جمله را درست درک کنیم
 

نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱۳

اسم ها به دو گروه تقسیم می شوند:

1. مشتق
2. جامد
1 – مشتق اسمی است که از کلمه دیگری گرفته شود مانند : کاتب ، مکتوب، مکتب و مکتبة که از کَتَبَ گرفته شده اند.
2 – جامد اسمی است که از کلمه دیگری گرفته نمی شود . مانند :‌قلم ، دفتر ، طلا ، سقف
 



  انواع اسامی مشتق :

1. اسم فاعل
2. اسم مفعول
3. اسم زمان
4. اسم مکان
5 – صفت مشبهه
6 – اسم مبالغه
7- اسم تفضیل

1 – اسم فاعل برانجام دهنده یا دارنده حالتی بودن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولاً صفت فاعلی یا اسم فاعل است.
اسم فاعل از ثلاثی مجرد بر وزن فاعل ساخته می شود
مانند نَصَرَ --> ناصر
کَتَبَ --> کاتِب
اسم فاعل از فعل های مزید به شکل زیر ساخته می شود.
مُب+ مضارع بدون ی + کسره ما قبل آخر مانند :
یُرشِدُ --> مُرشدِ
یَتَحوّلُ --> متحوّل
یَنْسجِمُ --> مُنسَجِمْ
یَسْتَخْدِمُ --> مُستَخْدِمْ
1 – اسم فاعل برانجام دهنده یا دارنده حالتی بودن دلالت می کند و معادل آن در فارسی معمولاً صفت فاعلی یا اسم فاعل است.
اسم فاعل از ثلاثی مجرد بر وزن فاعل ساخته می شود
مانند نَصَرَ --> ناصر
کَتَبَ --> کاتِب
اسم فاعل از فعل های مزید به شکل زیر ساخته می شود.
مُب+ مضارع بدون ی + کسره ما قبل آخر مانند :
یُرشِدُ --> مُرشدِ
یَتَحوّلُ --> متحوّل
یَنْسجِمُ --> مُنسَجِمْ
یَسْتَخْدِمُ --> مُستَخْدِمْ
 

نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱٢

معرفی باب تفعُّل : تفاعُل ، افتعال ، انفعال ، استفعال

اولین صیغه ماضی اولین صیغه مضارع مصدر حروف زائد
تَفَّعَلَ یَتَفَعَّلُ تَفَعُّلْ ت - ع
تعلم یتعلم تعلم ت - ل
تَفاعَلَ یَتَفاعَلُ تَفاعُل ت - ا
تواضع یتواضع تواضع ت - ا
افْتَعَلَ یَفْتَعِلُ افتعال ا - ت
احترم یحترم احترام ا - ت
انْفَعَلَ یَنْفَعِلُ انفعال ا - ن
انجمد ینجمد انجماد ا - ن
استَفْعَلَ یَستَفْعِلُ استفعال ا - س - ت
استخرج یستخرج استخراج ا - س - ت

 


  برای ساختن فعل امر : ابتدا حرف مضارع (ت) را از سر فعل مضارع مخاطب بر می داریم سپس در صورت نیاز بر سر فعل همزه می آوریم. آنگاه حرکت همزه را مشخص می کنیم و در پایان از آخر فعل نون یا ضمه را حذف می کنیم (غیر از صیغه جمع مؤنث)

تَتَعلّمُ --> تَعَلّمْ
تتواضَعُ --> تواضَعْ
تَحْتَرِمُ --> احْتَرَمْ
تَسْتَخْرِجُ --> اِسْتَخْرِجْ
 



  تمرین اول :
1- عیّن الصحیح علی حسَبَ النّصْ
بر اساس متن صحیح را معین کن :

1. انعقدت الحمْلةُ لتعیین التلمیذ النّاجح .
جشن برای تعیین دانش آموزان موفق تعیین شد- صحیح

2.التلمیذُ المثالی یَشْتَغِلُ بالدراسة و بَیْع الصّحفُ
دانش آموز نمونه به درس خواندن و روزنامه فروشی مشغول است- صحیح

3. الذی یَدْرُسُ و یَعْمَلُ لا یُمْکِنُ له النّجاحُ
کسی که درس می خواند و کار می کند موفقیت برای او ممکن نیست- غلط

4. الذی یَجْمَعُ العملَ و الدّراسة یَعْرِفُ قیمة الوقْت
کسی که کار و درس خواندن را جمع می کند ارزش وقت را می داند- صحیح
 



  2– اِکْمل الفراغ مناسبا للضمیر
جای خالی را با ضمیر مناسب پر کن

  هم هن هما باب انتما انتن انتم
ماضی(ض ع ف) اِستضعفوا اِستَضعفنَ اِستضعَفا استفعال اِستضعفتما اِستَضعفْتن استضعفتم
مضارع(ع ر ض) یَتعارضون یتعارضنَ یَتعارضانِ تفاعل تتعارضان تَتعارضنَ تتعارضون
امر(ع ل م) _ _ _ تَفعل تَعَّلما تَعلمن تعلموا

 
نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱٢

ثلاثی مجرد و ثلاثی مزید :

در زبان فارسی گاهی از فعلها و اسمهای موجود، فعلها و اسمهای جدیدی، با مفاهیم جدید می سازیم (مثلا : خندید) یک فعلی است که دارای معنی معینی است با اضافه کردن پسوند (افید) به آن فعل جدید (خندانید) را می سازیم که با معنی (خندید) تفاوت دارد.
می خندد --> می خنداند
خواهد خندید --> خواهد خندانید
بخند --> یخبندان
در زبان عربی نیز از فعلهای موجود و فصلهای دیگری با مفاهیم جدید می سازند و این عمل را به کمک فرمولها و وزنهای خاصی انجام می دهند و اسم هر کدام از این فرمولها ( باب ) می گذارند. مثلاً (ضََحِکَ) فعل ماضی به معنی (خندید) است اگر بر سر این فعل (أ) بیاوریم و حرکت حروف (ضَحِکَ) را تغییر بدهیم فعل جدید (اَضْحَکُ) ساخته می شود که معنی آن (خندانید) است. به عبارت دیگر برای ساخت (أَضْحَکَ) از وزن (أَفْعلَ) استفاده می کنیم. این (أَضْحَکَ) اولین صیغه ماضی است و بقیه صیغه های آن را می توانیم صرف کنیم. برای ساختن اولین صیغه مضارع این باب از وزن (یُفْعِلُ) استفاده می کنیم و مثلاً فعل مضارع (یُضْحِکُ) را می سازیم (یُضْحِکُ) اولین صیغه ی مضارع است و بقیه صیغه های آن را می توانیم صرف کنیم مانند : یُضْحِکُ ، یُِضحکمانَ ، یُضْحِکونَ
برای ساختن مصدر این باب از وزن (افعال) استفاده می کنیم و مثلاً مصدر (اضْحاک) را می سازیم . وزن اولین صیغه ماضی و اولین صیغه مضارع و مصدر این فعل را مجموعاً (باب افعال) می نامیم پس فرمول (باب افعال) به شکل زیر است.
اولین صیغه ی ماضی :أَفْعَلَ
اولین صیغه ی مضارع : ُفْعِل
ُ مصدر : افْعال
به فعل هایی که بدین ترتیب با افزودن یک یا چند حرف به ریشه فعل ساخته می شوند ثلاثی مزید می گویند. به عبارت دیگر ثلاثی مزید فعلی است که اولین صیغه ی ماضی آن علاوه بر سه حرف اصلی یک یا چند حرف زاید نیز دارند. مانند :
(أَضْحَکَ) غیر از سه حرف (ض ح ک ) که حروف اصلی هستند یک حرف دیگر هم دارد (اُ) که حرف زاید نامیده می شود.
اما ثلاثی مجرد فعلی است که اولین صیغه ماضی آن حرف زاید ندارد و فقط از سه حرف اصلی درست شده است : مانند : ضَحِکَ
 



  معرفی باب تفعیل

اولین صیغه ماضی : فَعّلَ (علّمَ)
اولین صیغه مضارع : یُفَعّلُ (یُعلّم)ُ
مصدر : تفعیل (تعلیم)
 



  معرفی باب مفاعلة

اولین صیغه ماضی : فاعَلَ (جاهَد)َ
اولین صیغه مضارع : یُفاعِلُ (یُجاهِد)ُ
مصدر : مُفاعلة ، فعال (مُجاهدَة ، جهاد)
مصدر فعلهای ثلاثی مزید وزن معینی دارند به عبارتدیگر قیاسی هستند. اما مصدر فعلهای ثلاثی مجرد وزن معینی ندارند و به عبارت دیگر سماعی هستند.
 



  تمرینات درس دوم : 1-عیّن الصحیح علی حسب النّص : براساس متن صحیح را معین کن

1- کان اُویسٌ مشتاقا لزیارة النبی (ص)
اویس مشتاق دیدار پیامبر بود-صحیح
2 – وعد اُویسٌ امّة بالرّجوع بعد غروب الشّمس .
اویس به مادرس وعده داد که بعد از غروب خورشید برگردد-غلط
3 - جاهَدَ اویسٌ فی معرکة «نهروان» فَوَجعَ علی الارض شهیداً
اویس در جنگ نهروان جهاد کرد . پس روی زمین افتاد و شهید شد-غلط
 



  تمرین دوم : با توجه به کفه های پر شده (صفحه 21 کتاب درس) کلمات هم وزن آنها را پیدا کنید
هاجر ، اکرم ، اشرک، کاتب ، جالس، علّم ، قدّم، اکبرّ ، اَحْسَنَ

فاعل : هاجَرَ - کاتَبَ - جالَسَ
فعّل : علّم - قدَّم - کبَّر
أفْعل : اکرم - أسْرَکَ - أَحْسَنَ
 



  حال چنانچه در کفه های پرشده کلمات «یُفْعلِ ، یُفعل و یُفاعل » را قرار دهید . جهت برابر شدن کفه ها در وزن فعل های بالا چه تغییری ایجاد می شود؟

یفاعل : ُیُهاجِرُ - یُکاتِبُ - یُجالسُ
یُفعّلُ : یُعلّم - یُقدّمُ - یُکتّبرُ
یَُفْعِلُ : یُکرمُ - یُشْرکُ - یَُحْسِنُ
 



  اکنون مصادر فعل های بالا را در جای خالی قرار دهید:

مهاجرة : مکاتبة - مجالسة
تعلیم : تقدیم - تکبیر
اکرام : اشراک - احسان
 



  تمرین 3 – اجعل فی الفراغ کلمة مناسبتة من الدّوائر
در جای خالی کلمه مناسبی در دایره ها قرار بده

1. و لأحْسنْ کما .......اللهُ الیک
گزینه ها: اَحْسنوا -اَحْسَنْ
پاسخ:اَحْسَنْ
و نیکی کن چنانچه خدا به تو نیکی کرد

2 . (انّا ..... هُ فی لیْلة ِ القدر)
گزینه ها:انزلنا - انزل
پاسخ :‌انزلنا
همانا ما آن را در شب قدر نازل کردیم

3. (ربّنا اَفْرغ علیْنا صبرأ و....... اقْدامنا ) ‌
گزینه ها:ثَبَّت - ثَبَّتوا
پاسخ :‌ ثَبَّت
ای پروردگار به ما صبر عطا کن و گامهای ما را استوار گردان

4 . (انّا نحْنُ ...... علیکَ القرآن)
گزینه ها: نزَّلنا - نَزَّلتُ
پاسخ :‌ نزَّلنا
همانا قرآن را بر تو نازل کردیم
 



  4 - اکمل ترجمه الجمل التالیة :
ترجمه جمله های زیر را کامل کن

1. لا یَشْعُرُ المؤمن بالضعْفِ عندَ مواجهة المشاکل .
مؤمن به هنگام برخورد با مشکلات احساس ضعف نمی کند

2.اللُّهمَ ، نوّر قلوبنا بنور الایمان و الیقین .
خدایا ! دلهای ما را به نور ایمان و یقین روشن کن

3.هولاء وَجَدوا السّعادة فی مساعدة الآخرینَ
اینان سعادت را در کمک کردن به دیگران یافتند

4. المؤمنون یُجاهدنَ باموالهم و انفسهم فی سبیل الله .
مؤمنان با مالهایشان و جان هایشان در راه خدا جهاد می کنند
 



  اضواء قرآینه (پرتوهای قرآنی)
1. با توجه به ترجمه ی آیات در جای خالی از مصدر «تسبیح» (خدا را به پاکی یاد کردن) فعل مناسب قرار دهید:

1. (یُسبّحونَ اللیلَ و النّهارُ لا یَفْتُرون) ( انبیاء 20)
شبانه روز خداوند را به پاکی یاد می کنند و مستی نمی ورزند

2. فاصْبر علی ما یَقولُونَ و یسبّحْ بحَمْدِ ربّک . (طه 130)
بر آنچه می گویند، شکیبا باش و با ستایش پروردگارت از او به پاکی یاد کن
 



  2 – دو آیه زیر را بخوانید و به سؤالات زیر پاسخ دهید :
و ابالحق انزلناهُ و بالحقّ نزَلَ . (اسراء / 105)
و آنرا به حق نازل کرده ایم و به حق نازل شده است

«انّا نحنُ نزّلنا الذّکر و انّا له لحافظون» (حجر /19)
همانا ما خودمان قرآن را نازل کردیم و همانا ما حفظ کننده ی آن هستیم
سؤال :

تفاوت میان نزل و انزل از جهت لفظ و معنی چیست؟
نزَل ثلاثی مجرد و اَنْزَلَ ثلاثی مزید است. نَزَلَ یعنی فرود آمد اما أَنْزَلَ یعنی فرود آمد

تفاوت میان نزل و نزّل از جهت لفظ و معنی چیست؟
نَزَل ثلاثی مجرد نزّلَ ثلاثی مزید است نزَلَ یعنی فرود آمد اما نزّلَ یعنی فرود آورد
 



  تست های کنکوری درس دوم :

1- ترجمه کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) قد اسمتُ منذ مدّةِ : از مدتی پیش اسلام آورده ام
ب) لَقد نَفِدَ صبری : صبرم تمام شده است
ج) قَرُبَ من مدینة النبی : از شهر پیامبر (ص) مدیه دور شد.
د) ربّنا اَفْرغ عَلیْنا صبْراً : ای پروردگار ما به ما صبر عطا کن

2 – ترجمه کدام گزینه صحیح نیست؟
الف) الجزیل : ناچیز
ب) الحبیب :‌محبوب
ج) ذاتَ لیلةٍ : شبی
د) السّنین :‌سال ها

3– کدام گزینه ثلاثی مجرد است؟
الف) یَخْرُجُ
ب) یُخْرِجُ
ج) أَخْرَجَ
د) أِخراج

4 – کدام گزینه از باب افعال است؟
الف) علموُا
ب) یَعْلَمُ
ج) اعْلَمْ
د) علّمَ

5 – کدام گزینه از باب افعال است؟
الف) هاجَروا
ب) أَرْسَلْنا
ج) تُکذّبانِ
د) صدّقَ

6 – کدام گزینه از باب مفاعله است ؟
الف) انزلنا
ب) نزّلْنا
ج) جاهدوا
د) أَخْطَاْتَ

7 – کدام گزینه از باب تفعیل است؟
1. تُجاهدینَ
2. تُسبّحُ
3. اَحْسنْتُمْ
4. یطعَمون

8 – میزان برای تشخیص حروف زاید و باب ها کدام صیغه است؟
الف) اولین صیغه ی مضارع
ب) هفتمین صیغه امر
ج) مصدر
د) اولین صیغه ی ماضی

9 – میزان برای تشخیص ثلاثی مزید و ثلاثی مجرد کدام صیغه است؟
الف) اولین صیغه مضارع
ب) اولین صیغه نهی
ج) اولین صیغه ماضی
د) اولین صیغه امر

10 – کدام گزینه ، مصدر ثلاثی مزید نیست؟
الف) نزُول
ب) مُجاهدة
ج) جهادِ
د) انْزال

11 – کدام گزینه نمی تواند جمله (اَنْتَ ….) را کامل کند؟
الف) تُساعِدَُ
ب) ساعَدْتَ
ج) تلمیذٌ
د) یُساعِدُ

12 – کدام گزینه در موقع ساختن فعل امر به همزه نیاز دارد؟
الف)‌تَعَلّمُ
ب) تُکِْرمُ
ج) تُجاهِدُ
د) تُجاهدینَ

13 – همزه فعل امر کدام باب مفتوح است؟
الف) افعال
ب) تفعیل
ج) مفاعلة
د) تفعیل و مُفاعلة

14 – کدام گزینه نمی تواند جمله (هیَ ….) را کامل کند؟
الف) تُعلّمُ
ب) علّمتْ
ج) یُعلّمُ
د) تلمیذةٌ

15 – کدام گزینه جمله اَنْتُنَّ …. فی الصّلاة را کامل می کند؟
الف) تُشارکونَ
ب) یُشارکونَ
ج) تُشارِکْنَ
د) یُشارکْنَ
 

نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱٢

فعل ماضی :
فعل ماضی از یک ریشه (ماده ، بن ) به علاوه تعدادی «ضمیر» ساخته می شود.
صرف فعل ماضی :

  مفرد مثنی جمع
غایب مذکر ذَهَبَ ذهبا ذهبوا
مؤنث ذَهَبَتْ ذهبتا ذَهَبْنَ
مخاطب مذکر ذَهبتَ ذهبتا ذهبتم
مؤنث ذَهَبتِ ذهبتما ذَهبتُنَّ

متکلم ( ذهَبْتُ - ذَهَبْنا)

 



  فعل مضارع : فعل مضارع ، علاوه بر ریشه و ضمیر تعدادی علامت دیگر هم دارد
صرف فعل مضارع :

  مفرد مثنی جمع
غایب مذکر یَذهبُ یَذهبانِ یذهبون
غایب مؤنث تَذهبُ تَذهبانِ یَذهَبْنَ
مخاطب مذکر تَذهَبُ تَذهبانِ تَذهبون
مخاطب مؤنث ذتَذهبینَ تَذهبانِ تَذهَبنَ

متکلم ( اذْهَبُ – نَذْهبُ)

 



  فعل امر : در فعل امر، حروف مضارع پوشانده شده و به جای آن یک حرف «ا» گذاشته می شود و حرف «نون» نیز جز صیغه مؤنث جمع حذف می شود .
صرف فعل امر

  مفرد مثنی جمع
غایب مذکر _ _ _
غایب مؤنث _ _ _
مخاطب مذکر اِذْهَبْ اِذهَبا اِذهَبوا
مخاطب مؤنث اِذهَبی اِذهَبا اِذهبنَ

متکلم ( _ _ )

 



  همزه فعل امر در بعضی از فعل ها کسره (-ِ) و در بعضی از فعل ها ضمه (-ُ) دارد.
مانند اذْهَبْ – اِجْلِسْ – اُکْتُبْ
اگر حرف دوم اصلی مضارع (عین الفعل ) ضمه (-ُ) داشته باشد همزه امر نیز ضمه (-ُ) خواهد داشت در غیر این صورت کسره (-ِ) خواهد داشت.
هر گاه حرف «لا» مقابل فعل های مضارع مخاطب قرار گیرد، تنها در پی تغییر دادن آخر فعل است.
صرف فعل نهی :

  مفرد مثنی جمع
غایب مذکر _ _ _
غایب مؤنث _ _ _
مخاطب مذکر لاتَذهَبْ لاتَذهبا لاتَذهبوا
مخاطب مؤنث لاتَذهبی لاتَذهبا لاتَذهبنَ

متکلم ( _ _ )

 



  ضمیر- اسم اشاره – صرف ضمیرها

  مفرد مثنی جمع
غایب مذکر هو هما هم
غایب مؤنث هی هما هُنَّ
مخاطب مذکر انتَ انتما انتم
مخاطب مؤنث انتِ انتما انتُنَّ

متکلم ( أنا - نحنُ )

 



  روش ساختن فعل امر حاضر:

فعل امر حاضر از مضارع مخاطب می سازیم و برای این کار 4 عمل انجام می دهیم:
1. حرف (ت) را از سر مضارع مخاطب بر می داریم
2. در صورت نیاز بر سر فعل همره (ا) می آوریم ( درصورتی به همزه نیاز داریم که بعد از حذف «ت» فعل با سکون شروع شود)
3. به این همزه( ا) حرکت می دهیم اگر حرف اصلی دوم فعل ضمه «-ُ» داشته باشد به این همزه نیز ضمه «-ُ» میدهیم در غیر این صورت کسره می دهیم.
4. ضمه «-ُ» یا نون را از آخر فعل حذف می کنیم (غیر از صیغه جمع مؤنث) مانند: تذهَبُ --> ذْهبُ --> اذهبُ--> اذْهبُ--> أذهَبْ
تُجلسانِ --> جْلسان --> اجْلسان --> اجْلسانِ --> اجْلسا
تکتُبونَ --> کْتُبونَ --> اکتُبونَ --> اُکْتبونَ --> اُکتُبوا
تذْهبنَ-->ذْهبینَ --> اذْهبینَ --> اذْهبینَ --> اذْهبی
تُعَجّلونَ --> عَجّلونَ به همراه «ا» نیازی نیست --> عجّلوُا
 



  وزن :

اغلب کلمات عربی غالباً سه حرف اصلی دارند. برای پیدا کردن وزن هر کلمه در عربی به جای حروف اصلی آن کلمه به ترتیب (ف) ، (ع) ، (ل) قرار می دهیم و بقیه حروف را عیناً در وزن می آمدیم و حرکت سکون همه حروف را نیز عیناً در وزن می نویسیم.
کَتَبَ --> فَعَلَ
نکْتُبُ--> یَفْعُلُ اَکْتُبْ --> اُفْعُلْ
نأصر --> فاعل عَلِمَ --> فَعِلَ
یَذْهَبُ --> یَفْعلُ اِجْلِسْ --> افْعِلِ
منصور --> مفعول بَعُدَ --> فَعُلَ
یَجْلِسُ --> یَفْعِلُ اذهَبْ --> افْعل
شَهید --> فَعیل
 



  جمله اسمیه : جمله ای است که غالباً با اسم شروع می شود و دو رکن دارد.

ا. مبتدا
2. خبر
مبتدا :‌اسمی است که غالباً در ابتدای جمله می آید و درباره آن خبری می دهیم.
مانند : الطّالبُ در جلمه : الطّالبُ جالسٌ
خبر : کلمه یا کلماتی است که غالباً بعد از مبتدا می آید و معنی جمله را کامل می کند و درباره مبتدا خبر می دهد.
مانند : جالس در جمله الطّالبُ جالسٌ
مبتدا و خبر هر دو مرفوع هستند (رفع می گیرند)
علامت رفع غالباً (-ُ یا –ٌ ) است.
مانند :‌الطّالبُ(مبتدا) جالسٌ(خبر)
 



  جمله فعلیه : جمله ای است که غالباً با فعل شروع می شود و دو رکن دارد :

1. فعل
2. فاعل
فاعل : اسمی است که کار انجام می دهد. فاعل نیز مانند مبتدا و خبر مرفوع است. (رفع می گیرد)
مانند : جلس الطّالبُ علی الکرسیّ .
در بعضی از جمله های فعلیه علاوه بر فعل و فاعل ، مفعول هم وجود دارد.
مفعول کلمه ای است که کاربر آن واقع می شود. مفعول منصوب است (نصب می گیرد) علامت نصب غالباً (-َ یا –ً ) است.
کَتبُ(فعل) الطالبُ(فاعل) رسالةً (مفعول)
 



  تقسیم اسم به مفرد و مثنی وجمع :

اسم مفرد :‌کتاب ، قَلَم، محفَظة، مَدْرسة
اسم مثنی : انِ : کتابانِ ، قلمانِ ، محفظتانِ ، مدرستانِ
اسم مثنی : ین : کتابَیْنِ، قلَمینِ ، محفظتینِ ، مدرستینِ
اسم مذکر : ونَ : معلّم --> معلّمونَ ، مؤمن --> مؤمنونَ
اسم مذکر : ین َ : معلّم --> معلّمین َ ، مؤمن--> مؤمنینَ
اسم جمع مؤنث : ات : معلّمة --> معلّمات، مؤمنة --> مؤمنات
اسم جمع مکسر : معلمة --> معلمات ، مؤمنه --> مؤمنات
مکسر : نشانه خاصی ندارد : مانند : کتاب --> کتُبُ ، مدْرسة --> مدارِس
 

نویسنده: مجید عوضوردی مقدم - ۱۳۸٩/۱٢/۱۱

اتق شَر مِن اَحسنت اِلیه

  • ترجمه: «از زیان و آسیب آن‌که بدو نیکویی کرده‌ای پرهیز کن.» امثال و حکم - دهخدا
  • تمثیل: «گفت حق است این ولی ای سیبویه// اتق شر من احسنت الیه» جلال‌الدین محمد بلخی
  • مشابه: «سزای نیکی بدی است.»
  • مشابه: «با هرکه دوستی خود اظهار می‌کنم// خوابیده‌دشمنی است که بیدار می‌کنم»

اتقوا مِن غَضَب الحَلیم

  • ترجمه: «از خشم بردباران پرهیز کنید.»
  • مترادف: «از آن مترس که های و هو دارد// از آن بترس که سر بتو دارد»
  • تمثیل: «بگاه صلح سبک‌روح‌تر زحلم شجاع// به‌روز حرب گرانمایه‌تر زخشم حلیم»
  • اَحسَن‌الشعر، یا اعذب‌الشعر اکذبه
    • ترجمه: «شعر هرچه به‌دروغ نزدیک‌تر زیباتر»
    • تمثل: «در شعر مپیچ و در فن او// چون اکذب اوست احسن او» نظامی
  • أَحْسِنْ إلی الناس تستعبد قلوبهم
  • اُحْسِن اٍلی مِن اساء
    • ترجمه: «با آن‌که بدی کرده نکویی میکن» امثال و حکم - دهخدا
    • مشابه: «بَدان‌را نیک دارید ای عزیزان// که خوبان خود عزیز و نیک‌روزند» سعدی
    • تمثل: «بدی را بدی سهل باشد جزا// اگر مردی احسن الی من اسا» سعدی
  • أحضر الناس جوابا من لم یغضب
  • احفر بئرا وَطُمَّ بئرا ولا تُعَطِّلْ أجیرا
  • احفظ قرشک الأبیض لیومک الأسود
  • أحکم من لقمان
  • أحمد البلاغة الصمت حین لا یَحْسُنُ الکلام
  • احمق من هبنقه
    • ترجمه: «احمق‌تر از هبنقه»
    • شرح: هبنقه از حمقای مشهور عرب است که وقتی گردن‌بندی به‌خود آویخت. پرسیدند: این تورا به‌چه‌کار است؟ گفت: تا با دیگران عوض نشوم.»
  • إذازل العالِمُ زل بزلته العالَمٌ
    • ترجمه: «پای‌لغز دانشمندان پای‌لغز جهان است» امثال و حکم - دهخدا
    • مشابه: «هرچه بگندد نمکش می زنند// وای به‌وقتی که بگندد نمک»
  • إذا ساء فعل المرء ساءت ظنونه
    • ترجمه: «تبه‌کاران بدگمان باشند» امثال و حکم - دهخدا
    • بئس الشعار الحسد
    • الباب الذی یأتیک بالریح سده واسترح
    • باب النجار مخَلَّع
    • باع کرمه واشترى معصرة
    • بالأرض ولدتک أمک
    • بالتأنی تُدْرَکُ الفُرَصُ
    • بالرفاء والبنین
    • البخیل عظیم الرواق صغیر الأخلاق
    • التأنی من الرحمن والعجلة من الشیطان
    • ترجمه: «آهستگی از خدا و شتاب از اهریمن است.»
    • مترادف فارسی: «شتاب است دیو و فرشته درنگ (خوی کبک صلح و خوی باز جنگ...)» ادیب پیشاوری
    • مترادف فارسی: «شتاب و بدی کار اهریمن است// پشیمانی و رنج جان و تن است» فردوسی
    • التَّحَسُّنُ خیر من الْحُسْنِ
    • التجارب لیست لها نهایة والمرء منها فی زیادة
    • التجربة العلم الکبیر
      • ترجمه: «تجربه بزرگترین دانش است.»

     

    مجید عوضوردی مقدم
    با سلام بنده مجید عوضوردی مقدم دانش آموخته زبان وادبیات عربی ،دانشجوی دکتری الهیات و مدرس دانشگاه میباشم. هدف از ایجاد این وب گاه بالابردن آگاهی علاقه مندان به ادب عرب و نیز استفاده صحیح دانشجویان ادبیات عرب در مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد. امید دارم تا بتوانم قدمی در جهت بالابردن این آگاهی بردارم . و ممنون میشم که در هر چه کامل تر کردن این وبلاگ به من کمک کنید . ضمنا اگر مطلبی در این وبلاگ گذاشته شده که لینک اصلی آدرس داده نشده عذر خواهم از طریق ایمیل اطلاع دهید تا رفع سو ء تفاهم شود. شاد و پیروز باشید. در ضمن خوشحال میشم وقتی نظرات ارزشمند شما رو میبینم . دوستان عزیزی که تمایل به همکاری دارند لطفا از طریق ایمیل به بنده اطلاع دهند با تشکر مقدم از همه دوستان برای وقفه ای که در انتشار یا جواب دادن به ایمیلها رخ داده عذر خواهی میکنم
    دوستان من:
    کدهای اضافی کاربر :